“تئوری های طرفداران” از فصل 4: 5 پیش بینی بزرگ که باید بدانید

ماه جدید فیلمها و نمایشهای جدید را به بهترین سرویسهای پخش میآورد، اما نسخهای که من بیشتر از همه درباره آن هیجانزده هستم مربوط به فصل 4 است. یکی از بهترین برنامههای تمام دوران در 19 آوریل از MGM+ و من پخش میشود. نمی تواند برای صبر کردن. در حالی که هنوز بیش از دو هفته تا بازگشت به فرومویل فرصت داریم، هرگز زمان بهتری برای فرو رفتن در تئوری های جالب طرفداران برای افزایش هیجان وجود ندارد.
اگر از قبل طرفدار آن هستید، میدانید که «از» در اسرار بیپایان خود رشد میکند. به لطف خلاقیتهای کلیدی «گمشده» (کارگردان و تهیهکننده اجرایی جک بندر و تهیهکننده اجرایی جف پینکنر)، «از» مجبور بود ما را در هر لحظه حدس بزنیم. فصل 3 تنها تعلیق را عمیق تر کرد، و طرفداران را با سوالات بیشتری نسبت به پاسخ و (امیدواریم) زمینه را برای فصل 4 گیج کننده تر آماده کرد.
قبل از اینکه سریال پخش شود و همه ما در هرج و مرج فرومیل فرو برویم، در اینجا پنج نظریه بزرگ “Inception” از فصل 4 وجود دارد که ارزش بررسی دارد.
ادامه مقاله در زیر
1. Boyd/Randall می تواند مرد زرد پوش بعدی باشد
یکی از وحشتناکترین تئوریهای طرفداران «از» که وارد فصل چهارم میشود این است که رندال (ای جی سیمونز) میتواند مرد زردپوش باشد. شخصیت وحشتناکی که برای اولین بار در پایان فصل سوم دیده شد، جیم (ایون بیلی) را کشت و به این نکته اشاره کرد که “دانش بهایی دارد.”
طرفداران به صداهای وهمآور سیکادا اشاره میکنند که فقط رندال میشنود، و این واقعیت که سریال بارها و بارها در موقعیتهای خطرناک جان او را نجات داده است، به عنوان سرنخهایی که نشان میدهد او برای چیزی بزرگتر از زنده ماندن در شهر نجات یافته است. سیکاداها اغلب نمادهای تولد دوباره و دگرگونی هستند و برخی از بینندگان را به این حدس و گمان وا می دارد که این می تواند تبدیل شدن نهایی رندال به مرد زرد را پیش بینی کند.
تغییر دیگری در این ایده بر روی بوید استیونز (هارولد پرینو) تمرکز دارد که به طور بالقوه تبدیل به مرد زردپوش بعدی می شود. پستهای اخیر در انجمنهای طرفداران نشان میدهد که در تریلر فصل 4، بوید با تاریکی درونی دست و پنجه نرم میکند و حتی برای مدت کوتاهی با چشمهای تاریک بیدار میشود.
این تریلر همچنین شامل متنهای «از چیزی باش که میترسی» و «از چیزی که هستی بترس» بهعنوان نکات موضوعی مبنی بر اینکه شخصیت اصلی مانند بوید میتواند دستخوش تحولی دراماتیک به نسخهای از مرد زردپوش شود، به خصوص اگر چرخه شهر دوباره از نو شروع شود، میشود.
2. شهر نسخه موازی کامدن، مین است
نظریه بعدی بر این ایده متمرکز است که شهر اسرارآمیز ممکن است در واقع یک نسخه موازی از شهر واقعی مین در کمدن، مین باشد، که طرفداران «از» در پایان فصل 2 وقتی تابیتا (کاتالینا ساندینو مورنو) را از فانوس دریایی بیرون رانده شد و در بیمارستانی در آنجا بیدار شد، دیدند.
پس از سقوط، تابیتا خود را در کامدن (زادگاه خانواده ویکتور کاوانا) مییابد که منجر به این گمانهزنی میشود که شهر و کامدن تقریباً یک منطقه را در اندازههای مختلف اشغال کردهاند. البته، این تئوری نشان میدهد که شهر فقط یک دنیای کابوس تصادفی نیست، بلکه ممکن است کامدن یک آینه واقعیت جایگزین باشد، با پژواک مکانها و حتی برخی ساختارهای فیزیکی که در ابعاد مختلف جریان دارند.
همچنین جزئیات جالبی وجود دارد که میتواند سرنخهایی باشد مبنی بر اینکه این دو مکان بازتابی از یکدیگر هستند، مانند تابلوی متل در شهر که متل مربوطه ندارد، یا درختان بطری که هم در کامدن و هم در شهر دیده میشوند. اگر این شهر واقعاً یک کامدن موازی باشد، این می تواند توضیح دهد که چرا برخی از شخصیت ها به طور منحصر به فردی با اسرار شهر مرتبط هستند.
3. خواهر ویکتور هنوز زنده است
یکی از احساسیترین تئوریهای طرفداران درباره «از» به این موضوع اشاره میکند که علیرغم آنچه ویکتور (اسکات مککورد) و هنری (رابرت جوی) معتقدند، الویز کاوانا واقعاً نمرده است. در فصل 3، ویکتور پدرش را به جایی می برد که فکر می کند بقایای الویز پس از قتل عام وحشتناک در آنجا دفن شده است، اما او به طور خاص می گوید که او فقط “تکه هایی” از او را پیدا کرده است و حتی مطمئن نیست که آنها مال او هستند یا خیر.
این باعث شد بسیاری از بینندگان حدس بزنند که ویکتور ممکن است به سادگی بقایای شخص دیگری را اشتباه شناسایی کرده باشد یا جسد دیگری را کاملاً دفن کرده باشد، با توجه به اینکه حافظه او چقدر آسیب زا و غیرقابل اعتماد است، به خصوص وقتی صحبت از تجربیات دوران کودکی به میان می آید.
نظر خود ویکتور نیز وجود دارد که الویز “در مخفی کاری واقعاً خوب است”. او این را به عنوان یک سرنخ احتمالی تفسیر می کند که می تواند با پنهان شدن در هنگام حمله هیولاها زنده بماند. او ممکن است در نزدیکی شهرک های معرفی شده در فصل 3 زندگی می کند (احتمالاً به تنهایی به کشت محصولات کشاورزی می پردازد یا صداها و تله های عجیبی را ایجاد می کند که شخصیت ها با آن مواجه می شوند) و ممکن است هرگز خود را برای سایر بازماندگان نشان نداده باشد.
4. جولی در زمان به عقب تر می رود
این باید یکی از جالب ترین و هیجان انگیزترین نظریه ها باشد. این فیلم حول توانایی جولی متیوز (هانا چرامی) به عنوان یک “مسافر داستان” در زمان سفر می چرخد. این می تواند به او اجازه دهد تا در زمان بیشتر به عقب سفر کند و با لحظات کلیدی در تاریخ شهر تلاقی کند. ما در فصل 3 پایانی یاد گرفتیم که جولی میتواند رویدادهای گذشته را بازبینی کند، اما نمیتواند آنها را تغییر دهد، در واقع شاهد جدول زمانی شهر بوده و در عین حال بخشی از آن میشود.
این افشاگری این گمانه زنی را برانگیخت که نه تنها در فصل 4 به گذشته ادامه خواهد داد، بلکه در لحظاتی قبل از شروع داستان اصلی به پایان می رسد و به طور بالقوه برخی از شگفت انگیزترین اسرار اولیه سریال را توضیح می دهد.
نمونه آن زمانی است که یک هیولای جوان برای جولی دست تکان می دهد و می گوید: “جولی، آیا مرا نمی شناسی؟” چیزی که او می گوید از قسمت دوم فصل 1 می آید. – اگرچه این اولین برخورد او با موجودات بود. این لحظه تنها زمانی معنا پیدا می کند که هیولا در گذشته با نسخه سفر در زمان جولی روبرو شده باشد. این بدان معناست که سفرهای داستانی او ممکن است بذر این دیدار شبح وار را کاشته باشد.
یکی دیگر از پیشرفتهای قوی که برخی معتقدند میتواند در فصل 4 رخ دهد این است که جولی ممکن است خودش طلسمها را خلق کرده باشد و آنها را در غار بگذارد تا بوید با آگاهی از قدرتهایشان آنها را پیدا کند. این ایده ای است که توضیح می دهد چرا اکتشافات او همیشه کمی بیش از حد راحت به نظر می رسد.
5. منشا بیگانه/شبیه سازی
در نهایت، یکی از عجیبترین تئوریهای طرفداران در اطراف جامعه «From» وجود دارد و آن این است که هر چیزی که شهر، هیولاها و ساکنانش تحمل میکنند ممکن است ماوراء طبیعی نباشد، بلکه نتیجه یک آزمایش یا شبیهسازی بیگانگان است. بر اساس این ایده، افرادی که در فرومویل به دام افتاده اند، روح های گمشده یا قربانیان مکان نفرین شده نیستند، بلکه افراد مورد آزمایش در یک اتاق آزمایش بین کهکشانی یا نمایش واقعیت کیهانی هستند.
در یکی از نسخههای این تئوری که به صورت آنلاین به اشتراک گذاشته شده است، کل وضعیت مانند یک پخش پیچیده به سبک «برادر بزرگ» عمل میکند که در آن بیگانگان برای سرگرمی یا دادهها نظارت میکنند و هیولاها بهعنوان پهپادهای ارگانیک برنامهریزی شده برای نظارت و برانگیختن واکنشهای چشمگیر انسانی عمل میکنند.
این تئوری به چیزهای عجیب و غریبی مانند مسیرهای حلقه ای، بازنشانی های غیرقابل توضیح زمانی که ساکنان سعی در خروج دارند و این احساس که فرومویل مانند یک سیستم بسته عمل می کند، اشاره می کند. در برخی از انواع طرفداران، “شبیه سازی” یک آزمایش معیوب است که نه تنها برای سرگرمی بیگانگان، بلکه برای ادامه اجرای مجدد همان حلقه ها طراحی شده است، مانند یک برنامه معیوب که سعی در یادگیری در مورد روانشناسی انسان دارد. در هر صورت، این یکی از وحشیترین تئوریهای موجود است، و از نوع ایدهای است که از طرفدارانی مثل من به بحث میپردازد.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



