من از هوش مصنوعی خواستم تا به من کمک کند تا در 7 مورد روزانه پول پس انداز کنم. سرنخی مرا شوکه کرد

من خودم را یک خریدار باهوش و فردی عاقل در مورد پول می دانم. من همیشه به دنبال معاملات هستم، بهترین گزینه ها را هنگام خریدهای بزرگ در نظر می گیرم و از خرج کردن بیش از حد اجتناب می کنم.
با این حال هر ماه به حساب بانکی خود نگاه می کنم و فکر می کنم همه چیز کجا رفته است. به عنوان یک خانواده پنج نفره که سه فرزند خردسال را بزرگ میکنم، میدانم که این به کجا میرود: وام مسکن، غذا، مایحتاج ضروری و گاه به گاه Robux وقتی احساس سخاوتمندی میکنم.
از آنجایی که من به ندرت خریدهای بزرگ انجام می دهم، می دانم که این چیزهای کوچک و روزمره هستند که بودجه من را تحت فشار قرار می دهند. و اخیراً این هزینه ها بیشتر از همیشه احساس می شود. مانند درک این موضوع که یک پوند گوشت چرخ کرده اکنون می تواند بیش از حداقل دستمزد فدرال هزینه داشته باشد.
بنابراین تصمیم گرفتم چیز متفاوتی را امتحان کنم. من به Gemini و ChatGPT برای کمک به بودجه خود تکیه می کنم.
ادامه مقاله در زیر
خداحافظ برنامه های بودجه بندی، سلام هوش مصنوعی
به جای تکیه بر برنامه ها یا صفحات گسترده برای ایجاد بودجه، از Gemini پرسیدم:
به من کمک کنید در هزینههای روزانهام صرفهجویی کنم، بدون اینکه تغییرات اساسی در سبک زندگیام ایجاد کنم.»
سپس آنچه را پیشنهاد کرد آزمایش کردم. مقداری از آن باز بود. برخی به طرز شگفت آوری مفید بودند. و یک نکته وجود داشت که واقعاً انتظارش را نداشتم، اما قبلاً به طور منظم از آن استفاده کردم.
این چیزی است که اتفاق افتاد:
1. مواد غذایی

مشکل: غذا گران می شود و اشتهای کودکان در حال رشد من سیری ناپذیر به نظر می رسد.
خط فرمانی که استفاده می کنم: “به من کمک کنید تا هزینه های خرید هفتگی خود را بدون تغییر آنچه می خورم کاهش دهم.”
جوزا پیشنهاد می کند: به جای برنامهریزی وعدههای غذایی، جمینی پیشنهاد کرد که غذاها را بر اساس ترکیبات همپوشانی (پروتئینهای یکسان، موارد مشابه در چندین وعده غذایی) گروهبندی کنید. او اساساً مدیریت زنجیره تامین و اقتصاد رفتاری را در آشپزخانه من اعمال کرد. از آنجایی که نمیتوانیم ورودیها (غذایی که میخوریم) را تغییر دهیم، فرآیند خرید را برای از بین بردن «اصطکاک مالی» بهینه کرد.
آنچه در واقع کار کرد: جمینی به جای تعویض مارکهایی که دوست داریم با مارکهای عمومی، منتظر چرخه فروش، استفاده از کوپن دیجیتال و استفاده از آن تخفیف برای خرید عمده بود. نتایج نشان داد که تقریباً 50٪ صرفه جویی در هر مورد خاص، بدون تغییر نام تجاری یا مقدار غذایی که خوردیم، بود. جمینی لیست خرید من را به عنوان یک نیاز ثابت و کیف پول من را به عنوان یک متغیر در نظر گرفت. با تمرکز بر تدارکات تراکنش به جای محتویات سبد، صورتحساب را بدون دست زدن به منو کاهش دادیم.
2. اشتراک ها

مشکل: می دانستم که اشتراک های زیادی دارم اما نمی خواستم با آن کار کنم.
خط فرمانی که استفاده می کنم: “به من کمک کنید تا مشخص کنم کدام اشتراکها را باید لغو یا کاهش دهم.”
جوزا پیشنهاد می کند: هر اشتراک را فهرست کنید، سپس آنها را به دستههایی مانند استفاده هفتگی، استفاده ماهانه و «فراموش کردم که این را خریدهام» تقسیم کنید. این حسابرسی موجودی و تجزیه و تحلیل استفاده را برای اشتراکهای من، از پخش جریانی گرفته تا برنامهها و حتی مجلات فیزیکی اعمال کرد. او بهجای اینکه به خانوادهام بدون سرگرمی زندگی کنند، روی شناسایی پولهای «نشتشده» تمرکز کرد، یعنی وجوهی که یا به خدماتی میرفتند که فراموش کرده بودم یا بر اساس استفاده واقعی، برای آنها بیش از حد پرداخت میکردم.
آنچه در واقع کار کرد: من قبلاً از هوش مصنوعی برای مدیریت اشتراکها استفاده کرده بودم، اما این بازنگری باعث شد یک تغییر عمده از صورتحساب غیرفعال به مصرف فعال تغییر کند. با چرخش، توقف موقت سرویسها (مانند Audible در حین ادامه خواندن)، یا حذف ردیفها، میتوانم دسترسی 100٪ به محتوایی را که میخواستم حفظ کنم و در عین حال «هزینه بیکار» پلتفرمهای بلااستفاده را حذف کنم.
3. تحویل و تحویل

مشکل: انتخاب پیشفرض من وقتی خسته هستم بیرونبر است.
خط فرمانی که من استفاده می کنم: به من کمک کنید تا بدون احساس محدودیت هزینههای بیرونبر را کاهش دهم.»
جوزا پیشنهاد می کند: یک “لیست پشتیبان” از 3-5 وعده غذایی ایجاد کنید که به آسانی سفارش دادن است. هوش مصنوعی مرا تشویق کرد که جایگزینی رفتاری و تجزیه و تحلیل تفاوت قیمت را در عادات غذایی خانواده ام اعمال کنم. بنابراین به جای اینکه غذای آماده را به عنوان یک موضوع “اراده” در نظر بگیرم، آن را به عنوان یک موضوع “راحتی” در نظر گرفتم. بنابراین او به من کمک کرد تا یک استراتژی مؤثر ایجاد کنم و همچنین چیزهایی مانند “پیکاپ” را تشویق کرد تا اینکه غذا را بسیار آسان تحویل دهم. در این صورت من آشپزی را ترجیح می دهم.
آنچه در واقع کار کرد: چیزی که در مورد این استراتژی دوست داشتم (و چیزی که مرا شگفت زده کرد) این بود که فهمیدم این در مورد قدرت اراده یا حتی خستگی نیست، بلکه ساده ترین چیز است. بنابراین بسیار مهم است که غذاهای آماده ای داشته باشم که بتوانم زمانی که روزها طولانی است یا برنامه عصر دیوانه کننده است، درست کنم. با استفاده از پیشنهادات جمینی، توانستم به جای اینکه بخواهم خودم استراتژی را مدیریت کنم، به این طرح پایبند باشم.
4. خریدهای تکانه: تصمیم گیری را به تاخیر بیندازید

مشکل: من در حال خرید چیزهایی هستم، به خصوص آنلاین.
خط فرمانی که استفاده می کنم: “چگونه می توانم بدون فکر کردن بیش از حد در هر خرید، هزینه های ناگهانی را متوقف کنم؟”
ChatGPT توصیه می کند: ChatGPT در اینجا کار بسیار جالبی انجام داد. طراحی محیطی و دوره های خنک کننده عصبی برای کمک به فرآیند تصمیم گیری من اجرا شد. او به من گفت که هزینه های تکانشی یک “ربایش” موقت مغز شما توسط دوپامین است. با ایجاد فاصله فیزیکی و دیجیتالی بین «خواستن» و «خریدن»، اساساً تعادل قدرت ذهن منطقی من را باز میگرداند.
آنچه در واقع کار کرد: مشکل این است که من معمولاً کسی نیستم که چیزی بخواهم. آنها فرزندان من هستند! در حالی که این ایده در تئوری کار می کند، من مجبور شدم کمی آن را برای موقعیت خاص خود اصلاح کنم. برای کمک به اجرای دوره انتظار 24 ساعته، کارت های ذخیره شده را از سایت هایی مانند آمازون و تارگت حذف کردم. من از این که چگونه این مکث واقعاً به فرزندانم اجازه داد تا به مسیر درست برگردند شگفت زده شدم. باید اعتراف کنم که در ابتدا برایشان سخت بود، اما وقتی تلاش کردند و فهمیدند باید منتظر بمانند، کم کم دیگر کمتر و کمتر درخواست نکردند.
5. گاز، مأموریت ها و فعالیت ها

مشکل: من دائماً عصرها در حال انجام وظایف هستم، برای بچه هایم تاکسی مامان بازی می کنم (تمرین فوتبال، ژیمناستیک، آموزش موسیقی و غیره).
خط فرمانی که استفاده می کنم: “به من کمک کنید هزینه های خود را برای بنزین و انجام امور کاهش دهم.”
جوزا پیشنهاد می کند: من اخیراً از Google Maps برای یافتن ارزانترین قیمت بنزین استفاده کردم، اما ساده کردن زمان و هزینههایم برای هر سفر و کار بسیار مفید خواهد بود. به همین دلیل است که ChatGPT به جای اینکه آنها را به عنوان وظایف جداگانه در نظر بگیرم، پیشنهاد داد که مشاغل را در یک مسیر واحد گروه بندی کنم. همچنین بازده حرارتی جیپ من را بهینه کرد (به طور جدی!) تا موتور را در بالاترین دمای کاری خود نگه دارد، جایی که احتراق سوخت کاملتر است. این تعجب آور بود و غیرضروری بود، اما هر چیزی که به صرفه جویی در پول کمک کند به نظر من خوب است. من متوجه شدم که این جریمه “شروع سرد” را که باعث می شود گاز در طی دویدن های کوتاه و تدریجی به طور قابل توجهی مصرف شود را حذف می کند.
آنچه در واقع کار کرد: این یک سرنخ شگفتانگیز بود و صادقانه بگویم که من هرگز به آن فکر نمیکردم. ChatGPT توضیح داد که بر دو مشکل بزرگ در بودجه سوخت من غلبه می کند: مقاومت مکانیکی و ضایعات جنبشی. این پیشنهاد اساساً ماشین من را از یک سری توقف و استارت گران قیمت به یک سیستم مدرن و بسیار کارآمد تبدیل کرد. در حالی که متوجه شدم گاز کمتری مصرف می کنم، کاملاً متقاعد نشده ام. اگرچه عملی است، اما کمی بیش از حد “بیرون” به نظر می رسد.
6. خرید اینترنتی

مشکل: فکر کنم بهترین قیمت رو گرفتم
خط فرمانی که من استفاده می کنم: “به من کمک کنید هنگام خرید آنلاین از پرداخت اضافی جلوگیری کنم.”
ChatGPT توصیه می کند: ChatGPT به من گفت که خردهفروشی آنلاین یک «میدان بازی ناهموار» است، زیرا شرکتها از چیزی به نام قیمتگذاری پویا استفاده میکنند تا آنچه را که فکر میکنند بر اساس دادههای خود تحمل کنید، شارژ کنند. وحشی، درسته؟ قبلاً در مورد این موضوع شنیده بودم اما هرگز برای درک آن وقت نبردم تا اینکه ChatGPT استفاده از ردیابهای قیمت مانند CamelCamelCamel را پیشنهاد داد، یک پسانداز پسانداز که شفافیت را در بازار فراهم میکند. با داشتن این پسوند، میتوانم «فروشهای جعلی» را دور بزنم و تنها زمانی خرید کنم که قیمت به پایه چرخهای واقعی خود برسد.
آنچه در واقع کار کرد: این به طرز شگفت انگیزی در شناسایی گزینه های بهتری که نمی توانستم به تنهایی پیدا کنم مفید بود. این استراتژی دو سلاح بزرگ هر خرده فروش را حذف کرد: فوریت و پروفایل داده. وقتی از حالت ناشناس و افزونه های مرورگر استفاده می کردم، توانستم ردپای دیجیتال خود را پاک کنم. انجام این کار فوقالعاده آسان بود و چیزی که قبلاً هرگز امتحان نکرده بودم، اما کار میکند. از افزایش قیمت الگوریتم های هر سایت بر اساس موقعیت مکانی یا سابقه جستجوی من جلوگیری می کند.
7. نکته تکان دهنده: “هزینه های نامرئی” خود را پیگیری کنید

مشکل: فکر نمی کردم اینقدر پول خرج چیزهای کوچک کنم.
خط فرمانی که من استفاده می کنم: “به احتمال زیاد پولم را کجا هدر می دهم بدون اینکه متوجه باشم؟”
آنچه جمینی گفت: هوش مصنوعی به من گفت که به جای اینکه یک هفته همه چیز را ردیابی کنم، فقط یک دسته، مانند تنقلات، قهوه، یا افزودنی های سریع را ردیابی کنم. جمینی به من گفت که بیشتر پولهای «هدر رفته» برای اقلام لوکس خرج نشده است. در شکاف بین مبلغی که پرداخت میکنید و مقداری که واقعاً استفاده میکنید گم میشود. با شناسایی «تخلیههای مخفی» مانند قیمتهای بالای بازار راحت یا لایههای بیمه «حق بیمه پیشفرض»، بهتر میتوانم ببینم که در کجا هزینه بالایی را با سود کم یا بدون سود پرداخت میکنم.
آنچه در واقع کار کرد: با درک بهتر رفتارهای خرج کردنم، از هزینههای نامرئی مانند هزینههای خدمات و حتی مواردی مانند افزایش قیمت محصول از پیش تعیین شده آگاهتر شدم. تصمیمات بدون درد 2.00 دلار در سال که در آن مشکلات 500 دلار در سال قابل مشاهده است، اکنون احتمال بیشتری دارد که حذف شوند.
غذای آماده
هم Gemini و هم ChatGPT به من توصیه های پولی بسیار مفیدی دادند. اعتراف می کنم که برخی از آن کمی پیچیده، حتی کمی تهاجمی بود، اما در کل کار کرد. من قبلاً مقدار قابل توجهی پس انداز کرده ام.
چیزی که بیش از همه مرا شگفت زده کرد این بود که خانواده ام مجبور نبودند فداکاری کنند. تغییرات مربوط به انتخاب هوشمندانه تر و مکث قبل از خرج کردن بود. این به من کمک کرد تا ببینم پول من دقیقاً به کجا می رود و تنظیمات کوچک را به جای اینکه طاقت فرسا باشد، قابل کنترل کرد.

دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



