من ویندوز را برای مک قبل از اینکه حتی نوپا شود رها کردم و احساس می کردم بچه عجیبی در مدرسه هستم. همه اکنون مک بوک می خواهند

باز کردن کیف خود و بیرون کشیدن یک مک بوک پرو تمام عیار، نماد وضعیت نهایی امروزی است، اما همیشه اینطور نبود. در عوض، وقتی برای اولین بار در دبیرستان ویندوز را برای مک کنار گذاشتم، به خاطر آن مسخره شدم.
25 سال از اولین مک خود می گذرد، اما تا به امروز همکلاسی مزاحم من از من می پرسد “چرا مک می خرید؟” او می پرسد. هنوز سر میز ناهار درد می کند. ببینید، من مک نخریدم چون باحال بود، چون مجبور بودم خریدمش. آن تابستان قبل از شروع دبیرستان، تقریباً هر روز تا دیروقت شب بیدار می ماندم و سعی می کردم کامپیوتر ویندوزم را «فقط کارکرد» کنم، اما شکست خوردم.
با اینکه همیشه با کامپیوتر سر و کار داشتم، اولین عشقم اسکیت بورد بود و با اینکه شب هایم را صرف عیب یابی ویندوز می کردم، روزهایم را با اسکیت در شهر سپری می کردم. اما پریدن از پله های بزرگتر و دشوارتر کافی نبود. من و دوستانم باید پیروزی ها و شکست هایمان را مستند می کردیم. ما به سرعت از فیلمبرداری با دوربین قدیمی به فیلمبرداری، ویرایش و تولید فیلم های اسکیت رفتیم.
ادامه مقاله در زیر
البته می توانم کلیپ ها را آپلود کنم و سپس در کامپیوتر ویندوزی خود ویرایش کنم. اما من نمیتوانستم آنها را صادر کنم، به این معنی که امکان تماشای ترفندهای من روی VCR و سپس روی یک دستگاه پخش DVD وجود نداشت. و این نیمی از لذت فیلمبرداری یک شیرین کاری است که می تواند در وهله اول تمام روز را به زمین ببرد.
من سعی کردم کارت گرافیکم را ارتقا دهم، درایورها را دوباره نصب کنم و تقریباً هر چیز دیگری که به ذهنم می رسد. اما وقتی همه اینها جواب نداد، می دانستم که زمان آن رسیده است که ویندوز را پشت سر بگذارم و مانند حرفه ای ها شروع به ویرایش در مک کنم.
برای بزرگداشت پنجاهمین سالگرد تأسیس اپل، در اینجا نحوه دریافت اولین مک من چگونه بود و چگونه آن تجربه من را به علاقهمندی به فناوری تبدیل کرد که هنوز هم هستم.
جعبه گشایی معمولی اپل شما نیست
هیچ پدر و مادری دوست ندارد فرزندش را ببیند که در حال تقلا است، و در طول آن تابستان، پدرم من را تماشا میکرد که بارها و بارها تلاش میکردم تا کامپیوتر زیرزمینمان را به یک دکل ویرایش ویدیو تبدیل کنم. پدرم بعد از خرج کردن تمام پولی که در اولین کارم به دست آوردم روی یک کارت گرافیک جدید که مشکلات اساسی ویندوز را حل نمی کرد، کردم، بالاخره پدرم گفت بس است. او این را نگفت؛ در عوض، همانطور که پدران معمولاً انجام می دهند، دست به اقدام زد.
در هفته اول دبیرستان من آن کارت گرافیک را بیرون آورد و داخل جعبه گذاشت و پس داد. اما او آنجا تمام نشد. با پولی که پس گرفت و مقداری از پول خودش، به نمایندگی مجاز اپل رفت (در آن زمان اپل استور وجود نداشت) و یک پاور مک جی 4 کاملاً جدید برای من خرید. آن روز از مدرسه به خانه آمدم و دیدم که او در اتاق خوابم منتظر من است، همراه با یادداشتی تشویقی و توهین آمیز فراوان به مایکروسافت. من نمی توانستم خوشحال باشم.

کامپیوتر دسکتاپ مک که در اینجا می بینید همان مدلی نیست که پدرم برای من خریده است. به جای Graphite Power Mac G4، او Power Mac G4 Quicksilver جدیدتر را برای من دریافت کرد که رنگهای iMac مانند را با ظاهری ظریفتر، نقرهای و شفافتر جایگزین میکند. یکی دیگر از جنبه های شیک این مدل این بود که یک بلندگوی بزرگ در قسمت جلویی بدنه آن تعبیه شده بود.
مانند پاور مک جی 4 اصلی، دارای صفحه کلید و ماوس بود. اما برخلاف لوازم جانبی ویندوز قدیمی من، صفحه کلید اپل دارای پورت های USB در دو طرف بود، بنابراین می توانید همه چیز را با استفاده از یک کابل وصل کنید. این برای مدیریت کابل در آن زمان انقلابی بود. به طور مشابه، در خارج از جعبه، Power Mac G4 جدید من در واقع Mac OS 9 را اجرا می کرد، حتی اگر یک CD نصب Mac OS X را همراه آن دریافت کرده بودم.
من میخواستم قبل از ورود به جدیدترین و بهترین سیستمعامل اپل، احساسی نسبت به سیستم عامل قدیمی اپل داشته باشم، بنابراین چند روز اول را صرف یادگیری نکات و نکات مربوط به Mac OS 9 کردم. اما کنجکاوی من را تحت تأثیر قرار داد و در پایان هفته به Mac OS X تغییر مکان دادم. با اولین دوره آموزشی خراب در همه چیزهای Mac کنار، زمان آن رسیده بود که به این موضوع بپردازم.
مکی که می توانید آن را ارتقا دهید

من با Power Mac G4 جدیدم که به یک مانیتور CRT قدیمی وصل شده بود به مسابقات رفتم. حتی با iMovie، که اپل به صورت رایگان در مک های مجهز به FireWire گنجانده است، من به سرعت کلیپ ها را آپلود می کردم و آنها را در تایم لاین می انداختم.
سپس یک بار که یک ویرایش اسکیت برد انجام دادم و آن را روی موسیقی تنظیم کردم، صادرات دیگر چیزی نبود که از آن می ترسیدم. کامپیوتر من خراب نشد و همه چیز خوب کار می کرد چه به فایلی صادر کنم یا مستقیماً به دوربین فیلمبرداری VHS-C خود.
از اینکه بزرگترین مانع برای تبدیل روزهای اسکیت بورد به چیزی واقعاً قابل تماشا از بین رفته بود، بسیار خوشحال بودم. البته من هنوز بیشتر می خواستم. بعد از چند ماه استفاده از iMovie، به Final Cut Pro تغییر مکان دادم. هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری وجود داشت، اما من جوان بودم و زمان زیادی و همچنین یک کامپیوتر کاملاً جدید داشتم تا بتوانم آن را به یک مجموعه نرم افزار ویرایش ویدیو با امکانات کامل ارتقا دهم.
برخلاف مکبوکهای برتر امروزی یا مکهای مورد علاقه فعلی من، خالی شدن فضای ذخیرهسازی مشکلی برای Mac mini M4 نبود. به جای ارتقای فضای ذخیره سازی iCloud، تنها کاری که باید انجام می دادید این بود که یک هارد دیسک داخلی 3.5 اینچی جدید بخرید. طراحی Power Mac G4 نیز ارتقاء را بسیار آسان کرده است.

کنار گاوصندوق یک چفت دایره ای شکل بود. پس از باز شدن، تمام قسمت درایو کیس به سمت پایین چرخید و تمام اجزای داخلی رایانه آشکار شد. هیچ پیچ Torx پیچیده ای وجود نداشت که نگران آن باشید، و در عوض، طراحی بدون ابزار Power Mac G4، اضافه کردن فضای ذخیره سازی بیشتر و رم بیشتر را آسان کرد. و از آنجایی که من یک پورت FireWire در پشت دارم، دریافت درایوهای خارجی با سرعت بالا برای پشتیبان گیری از کلیپ های اصلی من آسان بود.
اگرچه اپل مک پرو را به نفع مک استودیو کنار گذاشته است، من دوست دارم روزی دوباره ببینم کوپرتینو رویکردی دوستانه تری نسبت به مک های دسکتاپ خود دارد. اگرچه بعید است، اما اینکه بتوانید مک خود را به راحتی ارتقا دهید نشان می دهد که در طول سال ها چقدر تغییر کرده است.
چیزی که زمانی سیستم عامل و سخت افزاری برای افراد حرفه ای و حرفه ای بود، اکنون بیشتر برای همه طراحی شده است. این امر با عرضه اخیر مک بوک نئو آشکارتر شد.
دوبلکس مک و ویندوز

PowerMac G4 من را در دبیرستان گذراند و حتی تا کالج همراهم کرد. اگر فکر می کنید تنظیم میز چند مانیتور فعلی من قابل توجه است، باید تنظیمات مانیتور دوگانه CRT من را در خوابگاه دانشجوی سال اولم می دیدید، این یک منظره دیدنی بود. با این حال، در پایان سال اول وارد بازیهای رایانهای شدم و البته با یک کامپیوتر کوچک تازه ساخته سال دوم به دانشگاه بازگشتم. اما من با مک تمام نشده ام.
اگرچه من هنوز یک کامپیوتر رومیزی را تا به امروز ترجیح می دهم، اما بستن به اتاق خوابگاهم برای تمام کلاس هایم ایده آل نبود. بنابراین پدرم iBook قدیمی خود را که پیشرو مک بوک مدرن بود به من داد و من هنگام مطالعه در کتابخانه از آن استفاده کردم. در سالهای پایانی کالج، آن iBook با من به اسپانیا و سپس آرژانتین رفت، اما نه تا چین و سپس کره.
در حالی که مدتی است سعی میکردم یکی از بهترین لپتاپهای گیمینگ را به دست بیاورم، باگ قدیمی ساخت رایانه شخصی دوباره مرا گاز گرفت و در حالی که در کره زندگی میکردم، دو رایانه شخصی بازی جمع کردم. من در واقع کیف دوم را از یک قاب Micro-ATX به یک قاب مینی ITX کوچک کردم و در نهایت وقتی به ایالات متحده برگشتم آن را در کیفم گذاشتم.
با این حال، هنگامی که به رایانه شخصی برگشتم، مک ها شروع به خنک شدن کردند، و شرط می بندم بچه ای که در دبیرستان مرا مسخره می کرد، امروز از مک استفاده می کرد. با این حال، کنجکاوی من یک بار دیگر برنده شد و به مک بازگشتم، ابتدا با Mac mini M2 و اکنون با Mac mini M4.
شگفت آور است که به یاد بیاوریم که چگونه عیب یابی ناموفق ویندوز قبل از اینکه عشق من به بهترین رایانه های شخصی کوچک مرا به سر کار بازگرداند، من را به یک کاربر مک تبدیل کرد. اما من دیگر خودم را به یک سیستم عامل یا سیستم عامل دیگر محدود نمی کنم. در عوض، من چندین کامپیوتر در خانه دارم و وقتم را به طور مساوی با استفاده از MacOS و Windows صرف می کنم. با این حال، همیشه جایی در قلب من برای پاور مک جی 4 قدیمی من وجود خواهد داشت، زیرا بدون آن شک دارم که همین الان این داستان را می نوشتم.

دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



