من اوایل Atomfall بازی کردم و می تواند یکی از دلپذیر ترین شگفتی های سال 2025 باشد

Atomfall یک بازی است که مدتی در چشمم بوده ام. من به عنوان یک ساکن افتخار در شمال انگلیس ، من تقریباً در کشتی بودم که فهمیدم که بازی اکشن بقا در منطقه دریاچه ها (یک منطقه پارک ملی در شمال غربی انگلیس) تأسیس می شود.
با این حال ، اگرچه شرایط نادر در فاجعه هسته ای باد در زندگی واقعی و بازگشت جایگزین تاریخ از انصراف از فاجعه هسته ای ، به دلیل پتانسیل بازی کمتر قانع شدم. این روزها تجارب اکشن بقا ، من نمی دانم که آیا روال و اتم سقوط می تواند با چرخه پاکسازی و کار برای تشخیص او کاری اصلی انجام دهد.
به تازگی ، من توانستم حدود 90 دقیقه آن را با Atomfall اعمال کنم و نگرانی های من در این جلسه کاملاً کاهش نیافته است ، اما من به طور جدی تحت تأثیر قرار گرفتم ، به خصوص در یک جنبه از بازی و از همه مهمتر ، من خیلی حاضر شدم خیلی بیشتر بازی کنم.
به منطقه قرنطینه خوش آمدید
تماشای
در دهه 1960 ، Atomfall در یک انگلیس جایگزین تأسیس شد ، جایی که فاجعه شیشه جلو بیشتر مناطق اطراف آن را دراز می کند و باعث قرنطینه منطقه دریاچه در Kumbria شد.
خطرناک ، اما هنوز هم دلپذیر و سرسبز ، این منطقه اکنون به عنوان منطقه قرنطینه شناخته می شود ، و این یک محیط بسیار منحصر به فرد است که در آن ماجراجویی اتمال اتفاق می افتد.
یک احساس آشنا به اتم ، که از دیدگاه اول شخص بازی می شود وجود دارد. در این نسخه ی نمایشی ، من به منطقه قرنطینه افتادم ، من به عنوان یک قهرمان آمنزی در جستجوی پاسخ ها بازی کردم و آن را به یک برخورد سوق دادم. جنگ نزدیک جنگ ساده اما کاربردی بود. با این حال ، دشمنان ناشناس من فقط با چند خفاش به سرعت سقوط کردند.
پس از فرار از این دشمنان ، وقت خود را صرف سرگردانی در هر ساختمان متروکه که کاملاً شناسایی کردم. میزان و تنوع معمول را پیدا کنید که می تواند به عناصر مفید تری مانند باند های ارائه دهنده سلامت و کوکتل های مولوتوف تبدیل شود. تمام روال برای نوع بقا.
اما یک مورد که من آن را تحسین می کنم این است که Atomfall نیاز به غذا یا خواب را از بین می برد ، در عوض ، سلامتی و ضربان قلب شما.
نقشه ، که می توانم در این نسخه ی نمایشی ، کاسترفل وودز کشف کنم ، شامل یک جنگل شدید پر از ساختمانهای سنگی و مناطق صنعتی بود. جهان مطمئناً زیبا به نظر می رسد (حتی اگر پوشش گیاهی به اندازه آن واقع بینانه نباشد: نجات 2) ، اما این مکان در زندگی کمی ناقص احساس می شود. البته ، من در چندین اردوگاه دشمن و بت پرستی از فرقه گرایان بت پرستی روبرو شدم ، اما مدت طولانی در سفرهایم روحیه دیگری نداشتم.
کشف نام بازی است
از نظر مکانیکی ، اتم سقوط کاملاً قابل پیش بینی است ، اما دموک به طور جدی بر من تأثیر گذاشته است. بر خلاف برخی از بازی های دنیای باز که از تولید کنندگان نقشه و خاطرات کار دقیق پیروی می کنند ، Atomfall کاملاً مربوط به آزادی کشف و بازیکن است.
دموم در یک تونل راه آهن که فرو ریخت ، آغاز شد و پس از ترک این موقعیت شروع ، کل نقشه کاملاً برای من باز بود. به من یادداشتی داده شد که به من گفت که با یک متخصص گیاه به نام مادر جانگو تماس بگیرم ، اما در طول جلسه بازی من ، تقریباً یک سوم جاده با او روبرو نشدم.
در عوض ، من در یک برج رادیویی با یک دفتر خاطرات صدا از جویس تانر بودم و به من گفتم که آن را در یک پناهگاه زیرزمینی پیدا کنم. و این فقط یک موضوع بود. این انتخاب من این بود که این نکات “این” را دنبال کنم و کدام یک را روی مشعل پشتی قرار دهد. بازی آن را به عنوان یک کار “اصلی” نشان نمی داد. در عوض ، هر یک با همان اهمیت رفتار می شدند.
من همچنین به طور تصادفی وارد یک سایت آیینی فرقه گرا شدم ، یک انبار پنهان را پیدا کردم که یک غنیمت مفید را مخفی می کند ، و یک جعبه تلفن قرمز قرمز کلاسیک انگلیس را با صدایی در انتهای دیگر کشف کردم. من همچنین مدت طولانی را برای کشف یک نیروگاه بزرگ هیدروالکتریک گذراندم.
بدون تکیه بر نشانگرهای کار ، دنیای Atomfall کاملاً باز شد. این هنوز هم از قدردانی حلقه هدایت می شود – مکان های مهم روی نقشه شما مشخص شده است و یادداشت ها سرنخ های بسیار سبکی در مورد کجا می توانند – اما هنوز هم می توانند یک حس شاد را کشف کنند.
در حقیقت ، من آنقدر از گردش خون پریشان شدم که موقعیت اصلی روستای ویندام را کمتر از یک سوم وقت خود پیدا کردم ، کمتر از یک سوم وقتم.
چگونه کار خود را اداره می کنید؟
وقتی به ویندام رسیدم ، اولین طعم داستان جالب Atomfall را گرفتم. من با شخصیت اصلی کاپیتان گرانت سیمز ، رهبر یک گروه شبه نظامی در منطقه آشنا شدم. نانوایی محلی ، که ساکن بود و به عنوان مشکوک این گروه پذیرفته شد ، وظیفه تحقیق را به من داد.
من به سرعت اجاق گاز را در خیابان اصلی پیدا کردم و بیکر معروف به آیریس باکستر (شکست خورده) را تنظیم کردم. ابتکارات من ، که من سعی کردم به روشی ناموفق در مورد آن صحبت کنم ، یک کلید اتاق را در طبقه فوقانی که از گاراژ در نزدیکی قفل شده بود به سرقت بردم (یک یادداشت به درستی قرار داده شده به من گفت که کجا کلید را پیدا کنم).
من شوهر آیریس را فهمیدم که شوهرش آلوده شده است ، و او را مخفی نگه داشت تا مانع از شلیک سربازان وی شود و حتی او را اعدام کند.
در این مرحله ، من یک گزینه داشتم: آیریس را به کاپیتان گرانت سیمز بدهید ، یا به او کمک کنید تا یک تونیک را که می خواهد به تسکین شوهر وحشی خود کمک کند. با گذشت زمان ، من خشونت آمیز ترین گزینه را گرفتم و قبل از اینکه به سیمز گزارش دهم که مشکل حل شده است ، هر دو آیریس و همسرش را شلیک کردم. او راضی بود و در منطقه دیگری هدف جدیدی به من داد.
من وقت نداشتم که این موضوع را دنبال کنم ، اما این کار کوتاه نشان می دهد که Atomfall اهمیت زیادی به انتخاب بازیکنان می دهد.
من می توانم از راه های مختلف وضعیت را اداره کنم و بازی بر این اساس واکنش نشان می دهد. اگر توسعه دهنده قول دهد که توانایی شکل دادن به داستان خود در Atomfall خواهد بود و اگر او چنین تجربه انشعاب را ترسیم کند ، این بازی می تواند واقعاً خاص باشد.
Atomfall ارزش جلب توجه را دارد
Atomfall ممکن است من را در بخش بازی قانع نکرده باشد. غارت و طرز کار بقا و اولین جنگ اول شخص با محوریت ، اما احساس روال می کند.
با این حال ، من بسیار هیجان زده ام که رویکرد باز را برای اهداف کشف و کار تجربه می کنم ، کل بازی را تجربه می کنم و می بینم که چقدر چیزها می توانند شیرجه بزنند.
اگرچه مجبور شدم آخرین داوری را جدا کنم تا اینکه نتوانستم بازی را برای مدت طولانی تر انجام دهم ، در این مرحله ، Atomfall مطمئناً توجه من را به خود جلب کرد. اگر می تواند یک روش متفاوت طولانی تر را در یک کمپین طولانی تر مخلوط کند ، اگر بتواند یک داستان شناسایی و پاداش دهنده را با هم مخلوط کند ، می تواند به یکی از دلپذیر ترین شگفتی های امسال تبدیل شود.