من با این عادت 10 ثانیه ای کلود از پیام های پیچیده صرف نظر کردم تا بهره وری را افزایش دهم.

هر روز صبح قبل از اینکه Slack را باز کنم یا حتی ایمیل هایم را چک کنم، شروع به انجام کاری کردم که بهره وری من را افزایش داد و روند کارم را تغییر داد. من فقط کلود را باز می کنم و درباره روزم می نویسم، که شامل همه چیز از جلسات حرفه ای گرفته تا فعالیت های شبانه بچه هایم است.
من این کار را به روشی که تقویم هفتگی خود را ایجاد می کنم، انجام نمی دهم، و مطمئناً آن طور که روزم را یادداشت می کنم این کار را انجام نمی دهم. حتی نمی توانم زیاد وارد جزئیات شوم. این فقط یک تخلیه سریع و نامرتب مغز از همه چیز در بشقاب من است. از جلسات و ضربالاجلها گرفته تا کارهای تصادفی که در ذهنم شناورند، تنها با 10 ثانیه تایپ کردن و زدن ارسال به کلود به کلود اجازه میدهم تا بداند چه خبر است.
از آنجا کلود آن را برای من خلاصه می کند. جادوی این موضوع در مفصل بندی نهفته است، کاری که کلود به خوبی انجام می دهد. با انجام این کار، من یک تخلیه شناختی انجام می دهم. در نورولوژی، این باعث “بستن حلقه” می شود. با بیرونیسازی هرجومرج روز، بهطور موثر جلوی تهی شدن باتریهای ذهنیام را قبل از نوشیدن اولین فنجان قهوه، از اثر Zeigarnik (تمایل مغز به وسواس در کارهای ناتمام) میگیرد.
چرا چیزی به این سادگی واقعا کار می کند؟
من این را متوجه شده ام: مشکل اکثر صبح ها این است که همه چیز به همان اندازه فوری است. مغز من دوازده چیز را همزمان در خود نگه میدارد، هیچکدام از آنها سازماندهی نشدهاند، همه برای جلب توجه قبل از نوشیدن قهوه رقابت میکنند. با داشتن سه فرزند و یک شغل تمام وقت، این نوع اضافه بار ذهنی دائما احساس می شود.
وقتی روزم را می نویسم و خلاصه ای واضح می گیرم، چیزی تغییر می کند. هرج و مرج ساختار یافته است. من می توانم روز خود را به جای اینکه فقط آن را احساس کنم، ببینم.
هیچ چیز تغییر نکرد، اما ناگهان احساس کرد که قابل کنترل است. هر روز یکسان نیست و خط فرمان هم نیست، اما به نظر می رسد:
“من امروز ساعت 10 صبح جلسه دارم، باید سه فیلم را تمام کنم، به چهار ایمیل مهم پاسخ دهم و دو داستان همکارم را توسط EOD ویرایش کنم. همچنین می خواهم بعد از کار به باشگاه بروم و دخترم را از ساعت 19 تا 20 به ژیمناستیک ببرم.”
این است. من چیزی مانند “مثل یک مربی بهره وری عمل کنید” نمی خواهم. فقط محتوای معمولی توالی ذهنی من.
کلود با یک خلاصه کوتاه و منظم باز می گردد. اولویتها در راس قرار دارند، شکل خشن روز، گاهی اوقات یک پرچم جزئی اگر به وضوح برنامهام را زیاد کرده باشم. در مجموع 10 ثانیه طول می کشد، از جمله زمان لازم برای خواندن پاسخ.
چرا کلود به طور خاص این عادت را دارد؟
مهمترین کیفیت برای این نوع تخلیه مغز روزانه مربوط به لحن است. شما تجزیه و تحلیل یا برنامه عملیاتی پنج نقطه ای نمی خواهید. شما می خواهید شنیده شوید و چیزی تمیز را برگردانید. کلود تمایل دارد این را بفهمد. پاسخ های آنها بیش از حد توضیح نمی دهد یا چیزها را ملایم نمی کند. خلاصه می کند، تایید می کند و به عقب برمی گردد. بیشتر اوقات حتی یک سوال بعدی هم نمی پرسد.
در مورد نحوه مدیریت کلود با عدم قطعیت نیز باید گفت. وقتی می نویسید، به ندرت یک روز به طور منظم منتشر می شود. شما خواهید نوشت “گزارش را تمام کن، به مامانم هم زنگ بزن، فکر کنم ساعت 3 بعدازظهر دارم.” – نیمه شکل، بی نظم، با سر و صدای ذهنی اشتباه گرفته شده است. کلود به طور غیرمعمولی در یافتن شکل در این آشفتگی خوب است بدون اینکه از شما بخواهد ابتدا آن را روشن کنید یا بازسازی کنید. این کار را انجام می دهد تا چیزها را معنا کند، بنابراین شما مجبور نیستید.
فشار گاه به گاه ملایم نیز قابل ذکر است. کلود در مورد برنامهتان به شما سخنرانی نمیکند، اما متوجه چیزهایی میشود – سه کار شلوغ پشت سر هم، ضربالاجلی که با چیز جدیدی که قبلاً ذکر کردهاید در تضاد است، کاری که مدام تکرار میشود. اگر ویژگی حافظه کلود را فعال کنید، تبدیل به یک جفت چشم دوم کم فشار می شود. مربی بهره وری نیست. فقط یک چک بی سر و صدا
و برخلاف برنامه یادداشتها یا حتی برخی از ابزارهای هوش مصنوعی دیگر، کلود سعی نمیکند بیشتر از آنچه شما نیاز دارید مفید باشد. او توصیه نمی کند که وظایف خود را به وظایف فرعی تقسیم کنید یا سؤالات بعدی را به شما وادار کند. به آنچه شما می دهید پاسخ می دهد. این فقط انرژی مناسب برای یک مراسم آخر روز است. پذیرش بدون دستور کار.
در نتیجه
اگر میخواهید فردا صبح این کار را امتحان کنید، برنامه Claude را دانلود کنید و هر کاری را که باید انجام دهید تایپ کنید. جلسات، وظایف، هر چیزی که در ذهن شماست. خودت را ویرایش نکن بگذار برود. سپس ارسال را فشار دهید و آنچه را که باز می گردد بخوانید. این خط پایه صبح شماست. همه چیز بعد از آن فقط اعدام است.
در حالی که کل روز شما را تغییر نمی دهد یا چیزی را از ذهن شما دور نمی کند، یک نکته عالی مدیریت پروژه است که قبل از شروع روز به شما وضوح بیشتری می دهد. برای من، آن ده ثانیه کلیدی است که بقیه روز را کمی آسان تر می کند. آن را امتحان کنید و نظر خود را در نظرات به من بگویید.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



