چمدان دوستم در فرودگاه گم شد – از ChatGPT پرسیدم که بعداً چه کار کنم

بردن یک نفر از فرودگاه یکی از آن تست های دوستی خاموش است. به همان اندازه که به او کمک می کند حرکت کند. ساده به نظر می رسد، اما به ندرت چنین است.
بنابراین وقتی یکی از بهترین دوستانم برای یک سفر کاری از سن دیگو آمد، تردید نکردم. پیشنهاد کردم او را ببرم، حتی اگر آخرین تجربه فرودگاهی من (یک کابوس TSA همین چند هفته پیش) باعث شد مدتی به آنها فحش بدهم، به خصوص به دلیل زمان انتظار TSA.
همانطور که معلوم شد، من زمان زیادی داشتم تا با او بنشینم، در محل بارگیری ایستادم و چمدان را پشت سر هم تماشا کردم که از کنار ما می گذشت. صادقانه بگویم، من حتی نمیدانستم بهجز «مشکی است و روبان صورتی روی آن قرار دارد» به دنبال چه چیزی هستم. ای کاش یک کلید یاب در صندوق عقبش گذاشته بود. اما وقتی ازدحام جمعیت کم شد و چرخ و فلک کندتر شد و بالاخره متوقف شد، قلبم فرو رفت.
ادامه مقاله در زیر
در ابتدا کاری را انجام دادیم که دیگران در آن لحظه انجام میدهند: به اطراف نگاه کردیم، کمی بیشتر منتظر ماندیم و امیدوار بودیم که به شکلی جادویی ظاهر شود. یادمه گفتم: “شاید کمربند دوباره شروع به کار کند؟” اما وقتی مشخص شد که قرار نیست، ما با آن ترکیب آشنا از سردرگمی و وحشت سطح پایین مواجه شدیم.
در اینجا دقیقاً همان چیزی است که او به من گفت که انجام دهم و واقعاً چه چیزی کمک کرد.
اولین چیزی که ChatGPT به من گفت مهمترینش این بود: فرودگاه را بدون گزارش چمدان گمشده خود ترک نکنید.
بنابراین مستقیماً به سمت میز باربری شرکت هواپیمایی رفتیم. آنها از ما خواستند که یک گزارش تخلف در مالکیت (PIR) تهیه کنیم که در آن ذکر شده بود که کیف رسما مفقود شده است. این مرحله مهمتر از چیزی بود که انتظار داشتم. بدون این گزارش اساساً هیچ ادعایی وجود ندارد.
درآمد ChatGPT: این مرحله بسیار مناسب بود. آژانس هواپیمایی قبلاً سیستمی در اختیار داشت و میتوانست فوراً ردیابی چمدان را آغاز کند.
مرحله 2: شماره ادعا را دریافت کنید
ChatGPT بر دریافت یک شماره مرجع یا ادعا و عدم از دست دادن آن تاکید کرد. ما آپلود تصویر در ChatGPT را به پایان رساندیم. این لازم نبود، اما من پیشنهاد کردم که ممکن است چیزی را از دست بدهیم. این یک راه خوب برای ذخیره آن برای بعد بود.
به ما یک شماره پیگیری پیوست به پرونده او داده شد که به ما امکان می داد وضعیت را به صورت آنلاین بررسی کنیم و به روز رسانی ها را دنبال کنیم.
درآمد ChatGPT: این کار بعداً همه چیز را آسان کرد. هر مکالمه با شرکت هواپیمایی با این شماره شروع می شد.
مرحله 3: درخواست تحویل (به فرودگاه نروید)
این یکی از مفیدترین نکات بود. قرار نبود دوستم را به فرودگاه برگردانم، و از هتل او در شهر خیلی دور بود، به علاوه او برای زمان تحت فشار بود. ChatGPT به ما گفت که اگر ایرلاین کیف شما را پیدا کند، معمولاً آن را به شما تحویل می دهد، نیازی به بازگشت به فرودگاه نیست.
ما این را در میز تأیید کردیم و آنها آدرس موقت او را گرفتند.
درآمد ChatGPT: یک تسکین عظیم بدون سفر اضافی، بدون حدس و گمان. فقط صبر کنید و دنبال کنید.
مرحله 4: پیدا کنید چه چیزی می توانید بخرید (و بازپرداخت دریافت کنید)
همه اینها عصر پنجشنبه اتفاق افتاد و دوست من روز بعد بدون هیچ چیزی برای پوشیدن جلساتی داشت! بنابراین این مرحله خاص چیزی بود که هیچ یک از ما نمی توانستیم فوراً به آن فکر کنیم.
ChatGPT به من گفت که در صورت گم شدن کیفتان، درخواست بازپرداخت برای لوازم ضروری مانند لوازم بهداشتی، لباس اولیه، و هر چیز دیگری را که نیاز دارید، بخواهم.
این شرکت هواپیمایی تایید کرد: بله، شما می توانید آنچه را که نیاز دارید خریداری کنید. فقط رسیدها را نگه دارید
درآمد ChatGPT: این وضعیت استرس را بسیار کمتر کرد. او میتواند بهجای تلاش برای «گذراندن»، بهطور موقت چیزی را که نیاز داشت با یک مورد جدید جایگزین کند. گفتیم: «به من اعتماد کن» و به سمت تارگت (محلی که تقریباً برای همه چیز مورد استفاده من است) حرکت کردیم.
مرحله 5: انتظارات را واقع بینانه نگه دارید
ChatGPT همچنین چند توصیه اساسی ارائه کرد: بیشتر کیف های گم شده در واقع گم نمی شوند. آنها دیر کرده اند.
معلوم شد که این درست است. وقتی امروز صبح با او تماس گرفتم (بله، این داستان در زمان واقعی اتفاق می افتد!) سیستم در عرض چند ساعت به روز شد و نشان داد که کیف به اشتباه هدایت شده است و قبلاً در راه است.
آنچه که ChatGPT درست انجام می دهد (و کجا مهم نیست)
چیزی که بیش از همه من را شگفت زده کرد این نبود که ChatGPT چگونه پاسخ ها را پیدا کرد، بلکه این بود که چقدر سریع یک برنامه روشن به ما داد. من قبلاً در یک تعطیلات خانوادگی با این وضعیت روبرو شدم و وحشت کردم. داشتن پشتیبانی اولیه (حتی اگر هوش مصنوعی باشد) به از بین بردن تردید ما در زمانی که نمیدانستیم ابتدا باید چه کار کنیم، کمک کرد.
با این حال، جایگزین چیزی نشد. ما هنوز باید با شرکت هواپیمایی صحبت می کردیم، هنوز باید گزارش می دادیم، هنوز باید پیگیری می کردیم و بعد از این مزخرفات من هنوز ساعت 2 صبح به خانه رسیدم.
اما به جای اینکه احساس کنیم از دست رفته بودیم، دقیقاً می دانستیم چه اقداماتی را باید انجام دهیم.
غذای آماده
هوش مصنوعی به طور جادویی نتوانست چمدان گمشده را پیدا کند (آیا من آن را نمی خواهم!). اما او بهترین کار بعدی را انجام داد و به ما گفت که دقیقاً چه کار کنیم. من استرس داشتم چون دیر شده بود اما ChatGPT در آن لحظه واقعاً مفید بود. برای من، این بزرگترین تفاوت بین ایستادن به امید اینکه همه چیز درست شود و عملاً اقدام بود، بود.
تکیه بر هوش مصنوعی شبیه نسخه بزرگسالان «صدای مادرم» است وقتی نمیدانم چه کار کنم.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



