من از ChatGPT خواستم که روز کاری من را بر اساس “قانون 4 ساعت” تنظیم کند – سپس همه چیز تغییر کرد

اکثر مردم فکر می کنند که انجام کارهای بیشتر به معنای کارکردن ساعات طولانی تر است. من هم قبلاً این را باور می کردم. میدانی، زود وارد میشوم، روزم را طولانی میکنم، سعی میکنم بیشتر از آن استفاده کنم. اما کار بیشتر من را بازدهی بیشتر نکرد. اگر چیزی بود، دقیقا برعکس عمل کرد.
این نوع رویکرد منجر به فرسودگی شغلی میشود و بدتر از آن، تمرکز شما را در ساعاتی که واقعاً مهم هستند، از دست میدهد. تغییر واقعی در مورد کار کردن هوشمندانه است، نه بیشتر. این چیزی است که من را به “قانون 4 ساعت” که توسط مارک منسون رایج شده است، سوق داد.
این ایده حول این ایده می چرخد که شما فقط می توانید حدود 3 تا 4 ساعت تمرکز واقعاً با کیفیت بالا در هر روز داشته باشید. پس از آن، مهم نیست که چقدر پشت میز خود بمانید، بهره وری شما کاهش می یابد. به جای تلاش کورکورانه، از ChatGPT خواستم که این قانون را برای من بهینه کند. این چیزی است که اتفاق افتاد:
ادامه مقاله در زیر
من از ChatGPT خواستم که روزم را بازسازی کند
من با این دستور شروع کردم: “من یک والدین پرمشغله با زمان محدود و وقفه های مداوم هستم. روز کاری خود را بر اساس قانون 4 ساعت تنظیم کنید تا بتوانم کارهای بیشتری را در زمان کمتر انجام دهم.”
این یک هفته عالی برای امتحان کردن این بود زیرا بچه های من تمام هفته برای تعطیلات بهاری در خانه بودند. چیزی که برگشتم فقط یک برنامه جدید نبود. طرز فکری کاملاً متفاوت در مورد روز من بود.
نکته مهم در مورد این “قانون” این است که می تواند برای هر کسی اعمال شود، به خصوص زمانی که از هوش مصنوعی به عنوان راهنما استفاده می کنید. فقط محدودیت های خود را بیان کنید (زمان رفت و آمد، چندین شغل، سرگرمی ها، و غیره) و اجازه دهید او برنامه ای را ارائه دهد که برای شما مناسب باشد.
این چیزی است که او به من گفت که انجام دهم:
- ساعات پرمشغله ام را توصیف کنید (زمانی که مغز من واقعاً بهترین کار را می کند)
- از این ساعات به شدت محافظت کنید. بدون ایمیل، بدون Slack، بدون حواس پرتی
- هر چیز دیگری را انبوه کنید (ادمین، پیام ها، کارهای کوچک)
- هنگامی که آن پنجره بسته شد، فشار را برای کار عمیق متوقف کنید
جالب اینجاست که ChatGPT توجه را به بخشهای دیگری از روز کاری من که انتظارش را نداشتم جلب کرد (مانند زمانی که بهترین انرژی خود را در آن صرف میکردم). به عبارت دیگر، مشکل من نیاز به زمان بیشتری در روز نداشت، بلکه فقط ساعات تمرکزم را به حداکثر رساند.
من برنامه را برای چند روز دنبال کردم و وقتی متوجه شدم چقدر خوب کار می کند، در طول هفته آن را دنبال کردم.
این چیزی است که تغییر کرده است

هرکسی نشانه های ظریف فرسودگی شغلی خود را دارد. برای من، این زمانی است که از رویاپردازی دست می کشم. زمانی است که جایی برای فکر کردن به چیزی جز کار باقی نمی ماند. من با هوش مصنوعی زندگی می کنم و نفس می کشم و به طور کلی از گذراندن عصرهایم با تحقیق و سرهم بندی لذت می برم. مثل بازی کردن است. من یک آدم نادان هستم، می دانم.
اما وقتی احساس می کنم هنوز “روی ساعت” هستم، می دانم که چیزی اشتباه است. بنابراین این آزمایش در زمان مناسب انجام شد. اکنون، به جای کار مستقیم در طول روز، هر چند ساعت یکبار 10 تا 15 دقیقه برای اکتشاف به خودم وقت گذاشتم. بدون فشار، بدون نیاز به چاپ.
چیزی که بیش از همه مرا شگفت زده می کند

وقتی دیدم که چگونه این شیوه کار من را بازده بیشتری می کند شوکه شدم. این استراحتهای کوتاه حواس من را پرت نکرد، جرقههای ایدههای بهتری را برانگیخت و به من اجازه داد آزادانهتر طوفان فکری کنم.
این استراحتهای کوتاه حواس من را پرت نکرد، جرقههای ایدههای بهتری را برانگیخت و به من اجازه داد آزادانهتر طوفان فکری کنم.
پیش از این، روز من به تلاش طولانی نیاز داشت. این پنجره کوتاهتر از کار متمرکز، اکنون با مرزهای روشن، به من اجازه داد بیشتر تمرکز کنم، نه کمتر.
نادیده گرفتن نتایج کار سختی بود زیرا خروجی من فقط سرعت نگرفت. بهتر شد. ایده ها راحت تر می آمدند و کمتر به خودم شک می کردم. این به تنهایی مانند یک پیروزی بزرگ به نظر می رسد.
تمرین کاملاً بیخطر نبود. من هنوز در تلاش هستم تا بفهمم چگونه زمان کمتری را برای کارهای کم ارزش صرف کنم و کمتر نگران چیزهایی باشم که تمام نمی کنم. اما به طور کلی، هوش مصنوعی به من کمک کرد تا متوجه چیزی شوم که به طور کامل تصدیق نکرده بودم: روزم را با کارهایی پر میکردم که احساس میکردم سازنده هستند، اما در واقع چیزی را به جلو نمیبردند.
وقتی آنها را به بیرون از “پنجره فوکوس” خود هل دادم، طبیعتا کوچکتر شدند.
غذای آماده
قانون 4 ساعت در مورد کمتر کار کردن نیست، بلکه در مورد حفظ چند ساعتی است که واقعاً مهم است. تکیه بر هوش مصنوعی برای ایجاد (و پایبندی به) یک برنامه زمانبندی، نحوه کار و دیدگاه من را تغییر داده است.
متوجه شدم که سختترین قسمت پیدا نکردن آن ساعتها برای کار کردن، داشتن نظم و انضباط بود که پس از اتمام آن ساعتها متوقف شود. این همه چیز را برای من تغییر داد.
هوش مصنوعی به طور جادویی من را بازدهی بیشتر نکرد، اما باعث آگاهی بیشتر شد. این به من نشان داد که زمان و انرژی من واقعاً به کجا می رود و من را مجبور کرد که در مورد هر دو تصمیم بهتری بگیرم.
حتی در روزهای نامرتب (وقفهها، پنجرههای تمرکز از دست رفته، بچهها به یک میان وعده دیگر نیاز دارند) این ساختار به من کمک کرد تا سریعتر بازنشانی کنم. وقتی در ساعاتی که روی آن تمرکز کردم دیدم کارم چقدر خوب است، برگشتن به عقب سخت شد. من به شدت توصیه می کنم این قانون را بررسی کنید و راهنمای استفاده از هوش مصنوعی وجود دارد. اگر آن را امتحان کردید در نظرات به من اطلاع دهید.

دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



