من پنج عامل ChatGPT ایجاد کردم و سپس آنها را با یک هوش مصنوعی “مستر” جایگزین کردم

مانند بسیاری از افرادی که هر روز از هوش مصنوعی استفاده می کنند، نوار کناری ChatGPT من شلوغ می شد. من یک GPT اختصاصی برای تقریباً همه چیز دارم، از تأیید اعتبار گرفته تا جلسات طوفان فکری خصوصی و یادداشت های پیچیده. و در حالی که هر یک مفید است، همه با هم مشکل ایجاد می کنند.
هر کار جدید با تصمیم جدید دیگری شروع می شود، و من نمی دانم که آیا ابتدا باید تحقیق GPT را باز کنم یا مستقیماً شروع به نوشتن کنم و برای ویرایش برگردم. و سپس این سوال همیشه مطرح می شود: “صبر کنید، آیا من قبلاً این دستیار را چند ماه پیش طراحی نکرده بودم؟”
به عبارت دیگر، GPT های من هرج و مرج بودند و می دانستم که آنقدر که می توانم سازنده نیستم. بنابراین به جای ایجاد یک متخصص دیگر، چیز متفاوتی را امتحان کردم. من یک هوش مصنوعی ایجاد کردم که تنها وظیفه آن این است که تصمیم بگیرد کدام هوش مصنوعی وظیفه را بر عهده بگیرد.
با کمال تعجب، این تبدیل به مفیدترین دستیار من در گردش کار من شده است.
چرا دیگر به هوش مصنوعی به عنوان یک چت ربات فکر نکردم؟
بسیاری از مردم همچنان از هوش مصنوعی استفاده می کنند که انگار یک دستیار است که باید در همه چیز خوب باشد، اما کاربران در نهایت متوجه می شوند که راه بهتری وجود دارد. مدلهای هوش مصنوعی میتوانند بسیاری از کارها و کارها را به خوبی انجام دهند، اما من متوجه شدهام که وقتی هر دستیار یک مسئولیت مشخص دارد، عملکرد بهتری دارند.
در یک تیم سازنده، هرکس تخصص دارد. بنابراین تصمیم گرفتم که هوش مصنوعی من نیز به همین صورت عمل کند. بنابراین من پنج عامل خبره ایجاد کردم.
در اینجا تیمی که در ابتدا ایجاد کردم آمده است:
- نماینده پژوهش. منابع قابل اعتماد را پیدا می کند، زمینه های گمشده را شناسایی می کند و قبل از شروع نوشتن، سؤالات بعدی را پیشنهاد می کند.
- عامل طوفان فکری مانند یک نماینده پژوهشی، این شخص یادداشت های پراکنده من را می گیرد و با ایده های عملی آنها را به نقاط گلوله تبدیل می کند.
- عامل کنترل واقعی ادعاهای پشتیبانی نشده را علامت گذاری می کند، به من یادآوری می کند که کجا به استناد نیاز است، و به دنبال منابع ضعیف می گردد.
- نماینده تحریریه. خوانایی را بهبود می بخشد، تکرار را حذف می کند، و انتقال های ناخوشایند را قبل از انتشار هموار می کند.
- نماینده بررسی. ترافیک را زیر نظر دارد، سرنخها و تعامل را دنبال میکند.
من به عنوان یک روزنامه نگار، نمایندگانی را ایجاد کرده ام که برای من کار می کنند، اما شما می توانید بسته به نیاز یا شغل خود، خود را ایجاد کنید. اگر مطمئن نیستید که چه نوع عاملی ایجاد کنید، فقط به این فکر کنید که نیازهای مداوم شما چیست و چگونه برآورده نمی شود. حتی می توانید از ChatGPT بخواهید که نماینده ای را برای شما معرفی کند.
آژانس های ارجاع همه چیز را برای من تغییر دادند. به جای اینکه از خودم بپرسم کدام GPT را باز کنم، اکنون هر پروژه را با یک دستیار شروع می کنم.
تنها مسئولیت او این است که تصمیم بگیرد چه اتفاقی می افتد.
مثلاً اگر بگویم: “من به نوشتن فکر می کنم [i.e. Apple Intelligence] اما ما هنوز پیشنهاد یا اطلاعات زیادی نداریم.”
به طور خودکار با بهترین نماینده برای کار پاسخ خواهد داد. او همچنین می داند که چه زمانی یک نماینده را توصیه نکند. برای مثال، اگر ایمیلی را با لحنی ملایمتر برای همسایهام که ماشین چمنزنی من را قرض گرفته بازنویسی کنم، یک نماینده تأیید آن را پیشنهاد نمیکند.
اگر ایدههای طوفان فکری دارم، او ممکن است بعد از جلسه طوفان فکری ما به نماینده پژوهش پیشنهاد دهد. بهجای اینکه من را مجبور کند گردش کارم را به خاطر بسپارم، بهطور خودکار یک گردش کار ایجاد میکند. این تغییر کوچک باعث شد من بسیار بیشتر از آنچه انتظار داشتم کارآمد باشم.
چگونه ابزار ارجاع خود را ایجاد کنید
با ایجاد دستیاران خبره شروع کنید. این کار را با شناسایی سه تا پنج کاری که اغلب تکرار می کنید انجام دهید. به عنوان مثال: تجزیه و تحلیل، خلاصه کردن، طوفان فکری، نوشتن، ارائه.
سپس برای هر کار یک GPT (یا پروژه) سفارشی ایجاد کنید. هرچه هر دستیار تمرکز بیشتری داشته باشد، عملکرد بهتری خواهد داشت.
سپس یک عامل حمل و نقل ایجاد کنید. این کار را با ایجاد یک GPT خصوصی اضافی انجام خواهید داد.
خط فرمانی که من استفاده می کنم این است: “شما نماینده مسیریابی هوش مصنوعی من هستید. هر زمان که کاری را توصیف می کنم، هدفم را توصیف می کنم، تصمیم می گیریم که کدام نماینده متخصص باید آن را تکمیل کند، در صورت نیاز به چندین عامل، بهترین سفارش را پیشنهاد می کنم، و به طور خلاصه استدلال خود را توضیح می دهم. اگر اطلاعات مهمی از دست رفته است، قبل از ادامه، سوالات روشنگری بپرسید.”
از آنجا به او چارچوب تصمیم گیری بدهید. مال من هر درخواست را با استفاده از پنج سوال ارزیابی می کند: هدف کاربر چیست؟ کدام متخصص برای این کار مناسب تر است؟ آیا نیاز به مشارکت بیش از یک متخصص است؟ به چه ترتیبی باید کار کنند؟ آیا قبل از شروع کار اطلاعاتی وجود ندارد؟
این تضمین می کند که هر پروژه سازگار است. شما می خواهید هر پروژه ای را با یک نماینده ارجاع شروع کنید. بنابراین به جای باز کردن هر GPT که درست به نظر می رسد، با دستیار تغییر مسیر خود شروع کنید. سپس وظیفه خود را به طور طبیعی توصیف کنید و ببینید که جریان کار را نشان می دهد.
شما زمان کمتری را صرف مدیریت ابزارهای هوش مصنوعی خود خواهید کرد و زمان بیشتری را برای انجام کارها صرف خواهید کرد. همچنین، با کشف کارهای تکرارشونده، کارشناسان جدید اضافه کنید. با گذشت زمان، بهینه سازی SEO، پست های رسانه های اجتماعی، کدنویسی، تجزیه و تحلیل صفحه گسترده، تهیه پیش نویس ایمیل و غیره.
نماینده ارجاع در مورد کارشناس جدید می آموزد و او را در جریان کاری آینده قرار می دهد.
چرا این کار می کند؟
این ایده در واقع اساس ساکانا است – با این حال، دستیار هوش مصنوعی با توصیه مدل های مختلف چت بات فراتر می رود. چیزی که من در مورد سیستمم دوست دارم این است که همچنان تکرارها را روی همان پلتفرم نگه می دارد. با عوامل ChatGPT مانند کلود کار می کند.
اگر بعداً یک متخصص جدید ایجاد کنم، مانند ایجاد تصویر یا نماینده رسانه های اجتماعی، لازم نیست به یاد داشته باشم که چه زمانی از آن استفاده کنم. من به سادگی به نماینده ارجاع خود آموزش می دهم که متخصص جدید وجود دارد و در صورت لزوم می تواند او را توصیه کند. با گذشت زمان، سیستم بدون پیچیده تر شدن هوشمندتر می شود.
خودتان آن را امتحان کنید و نظر خود را در نظرات به من بگویید.
آماندا کاسول را دنبال کنید و از منحنی هوش مصنوعی جلوتر بمانید
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok. در نهایت می توانید از بخش ویژه ما دیدن فرمایید. دفتر مرکزی تیم پس انداز راهنمای تام برای کمک متخصصان برای دریافت بهترین محصولات با قیمت کمتر.



