من هر بار که رانندگی می کنم از Google Maps استفاده می کنم، حتی اگر بدانم کجا می روم. اینجا چرا

بهعنوان کسی که تنها در سال 2009، مدتها پس از فراگیر شدن ناوبری جیپیاس، آزمون رانندهاش را گذرانده، تعجب میکنم که چگونه مردم در گذشتهای نه چندان دور، یا حداقل بدون همراهی مسافری که در خواندن نقشه کاغذی مهارت داشت، به مقصدی ناآشنا برسند.
ناوبری گام به گام آنقدر ارزشمند شده است که تصور زندگی بدون آن دشوار است. در واقع، من به ندرت از خانه خارج می شوم که نقشه گوگل روی صفحه ماشینم نباشد. این لزوماً به این دلیل نیست که نمیدانم به کجا میروم، بلکه بیشتر به این دلیل است که استفاده از نقشههای گوگل (یا نقشههای اپل و اگر ترجیح میدهید اپل و ویز) مزایای بسیار بیشتری دارد تا اینکه به سادگی بفهمیم به کدام سمت باید بروید.
حتی اگر میدانید چگونه از نقطه A به نقطه B برسید، در اینجا برنامهای مانند Google Maps میتواند برای شما انجام دهد.
اجتناب از بدترین ترافیک
نمی توانم آخرین باری را که در ماشینم به رادیو گوش دادم، به یاد بیاورم، چه برسد به ایستگاه های محلی، بنابراین ایده گوش دادن به هشدارهای ترافیکی برای من بسیار غریبه است. نه اینکه آنها همیشه برای شروع مفید بودند. ایستگاههای رادیویی فقط زمان زیادی را میتوانند به این موضوع اختصاص دهند، و برای رفع هر تنگنا کافی نیست.
برنامه های نقشه برداری این مشکل را ندارند. آنها نه تنها می توانند کاربران را برای هر گونه علائم راهنمایی و رانندگی یا مشکل در جاده کنترل کنند، بلکه می توانند فوراً این اطلاعات را به دیگران نیز منتقل کنند. نمیتوانم به شما بگویم که چند بار در اطراف رانندگی کردهام، فقط به این دلیل است که تلفنم به من هشدار میدهد که مسیری که میروم بهترین مسیر نبوده است.
من می توانم با تغییر کمی مسیر در زمان و احتمالا مسافت صرفه جویی کنم و اگر نقشه های گوگل در حال اجرا نبود، این را نمی دانستم.
مسلماً ممکن است Google Maps بهترین گزینه برای این کار نباشد، حداقل در سفرهای کوتاه. Waze به استفاده از هر گزینه موجود برای رساندن شما به مقصد در سریع ترین زمان ممکن، شهرت دارد، حتی اگر به معنای برداشتن مسیری عجیب از مسیر نامرتب باشد. (این تست میدانی Waze و Google Maps به جزئیات بیشتر در مورد نقاط قوت و ضعف نسبی برنامه ها می پردازد.)
با این حال، اغلب متوجه می شوم که پیروی کورکورانه از مسیرهای انحرافی پیشنهادی می تواند من را دچار مشکل کند. میدانستم که اگر مراقب نباشم، Waze مرا به جادههای اتوبوس میفرستد و آخرین چیزی که نیاز دارم یک بلیط است، زیرا 30 ثانیه از سفرم مانده است.
دانستن اینکه کی به آنجا خواهم رسید
دیدن ترافیک در حین رانندگی یک چیز است، اما دانستن تقریباً زمان رسیدن به مقصد احتمالاً مهم تر است. چه در حال برنامه ریزی از قبل برای زمانی که نیاز به ترک داشته باشید و چه زمانی که به مردم اجازه می دهید در انتهای دیگر سفر منتظر شما باشند، ETA می تواند بسیار ارزشمند باشد. و درست همانجا در نقشه گوگل است.
یکی از چیزهایی که در مورد Google Maps قدردانی میکنم این است که ETA در واقع بسته به تراکم ترافیک در مسیر شما رنگ تغییر میکند و از رنگهای مشابه چراغهای راهنمایی استفاده میکند. بنابراین در هر سواری خاص، می توانم در یک نگاه ببینم که ترافیک چقدر بد است و انتظاراتم را برای سواری بر اساس آن تنظیم کنم.
حتی بهتر از آن، اینکه بتوانم قبل از حرکت، ترافیک را ببینم به این معنی است که می توانم مسیر بهتری پیدا کنم. ترکیبی از جادهها وجود دارد که Google فکر نمیکند من را به پایین بفرستد، تا زمانی که منطقه را به خوبی بشناسم، و اینها در واقع مرا تشویق میکنند تا Waze درونیام را کانالیزه کنم.
حتی اگر سریعتر من را به آنجا نرساند، توانایی ادامه حرکت به جای نشستن در ترافیک باعث می شود رانندگی بسیار کمتر خسته کننده شود.
در واقع دانستن اینکه از کدام نوارها استفاده کنید
یکی از چیزهایی که می توانم با آن دست و پنجه نرم کنم، حتی اگر بدانم به کجا می روم، این است که مطمئن شوم در مسیر درستی هستم تا بپیچم یا ادغام کنم. من شک دارم که من تنها کسی باشم که فکر میکند افرادی که مسئول برنامهریزی و ساخت جاده هستند، از بزرگترین احمقهای روی کره زمین هستند، حتی بر اساس استانداردهای دولت محلی.
منطقه ای که من در آن زندگی می کنم دارای برخی از عجیب ترین طرح های جاده ای است که من تا به حال با بدشانسی رانندگی کرده ام، و می دانم که در مقایسه با سایر نقاط بریتانیا بسیار رام هستند. انگار سازمان راهداری سهمیه ای از دوربرگردان ها را برای ساختن داشته و تصمیم گرفته است که آنها را با بدترین علائم ممکن درمورد اینکه کدام خطوط واقعاً به کجا می روند، به طور کامل در هم ریخته کند.
خوشبختانه، هر سه برنامه اصلی ناوبری، ویژگیهای کمک مسیر را ارائه میکنند که دقیقاً به شما میگویند کجا باید باشید. آیا بزرگراه به دو جاده مختلف تقسیم می شود؟ شما می دانید که کدام خطوط شما را 20 مایلی از مسیر پرتاب نمی کنند. یک سری تقاطع های عجیب در راه است؟ بدون نیاز به سرکشی یا تکیه بر علائم ضعیف؛ گوگل، اپل و ویز به شما خواهند گفت که کجا باید باشید.
باید اعتراف کنم که همیشه هنگام رانندگی به ویژگی Lane Assist توجه نمی کنم. نقطه ضعف روشن نگه داشتن ناوبری Google Maps در زمانی که به آن نیاز ندارید این است که وقتی فکر می کنید می دانید به کجا می روید، به طور غریزی آن را خاموش می کنید.
با این حال، این ویژگی بارها وقتی به سمت نوعی تقاطع می روم و خطوط بیشتری از آن چیزی که مغزم واقعاً می داند چگونه پردازش کند، پوست من را نجات داده است. و این اتفاق نمیافتد بدون اینکه Maps تقریباً همیشه باز باشد.
خطرات جاده و تله سرعت
چیزی است که هیچ یک از ما در حین رانندگی به آن نیاز نداریم. و مجبور به مقابله با پلیس و سایر خطرات احتمالی که در جاده های عمومی وجود دارد. منظورم گروه استینگ نیست، اما دقیقاً طرفدار آنها هم نیستم.
توانایی دریافت هشدارهای خطر معمولاً در چرخخانه Waze بیشتر بود، اما اخیراً رایجتر شده است. حتی در طی یک بازدید ساده از دندانپزشک، Google Maps به من در مورد ساخت و ساز و فعالیت پلیس در جاده هشدار می دهد. این اطلاعات بسیار مفیدی است که به دلایل مختلف در اختیار دارید.
من معمولاً در حین رانندگی مرتکب جرم نمی شوم، به جز سرعت غیرمجاز که انجام این کار بی خطر است. اما دانستن اینکه یک ماشین گشت یک مایلی دورتر در کمین است به این معنی است که می توانم مطمئن شوم که مشکوک به نظر نمی رسم. به قول هان سولو راحت پرواز میکنه.
به طور مشابه، هشدار در مورد خطرات دیگر به این معنی است که من به طور بالقوه می توانم در مورد مسیری که باید انتخاب کنم فعال تر باشم. همین چند هفته پیش، جاده ای در نزدیکی من توسط پلیس بسته شد، در حالی که آنها از کسی که در بحران بود مراقبت می کردند. دریافت اخطار قبلی در این مورد میتواند تفاوت بین گیر کردن در ترافیک تا زمانی که وضعیت حل شود و اینکه بتوانید راه خانه خود را پیدا کنید، باشد.
اگر ناوبری روشن نبود، نمیدانستم چه اتفاقی میتواند در جاده پیش رو بیفتد.
در نتیجه
آیا می توانم سواری خود را بدون Google Maps مدیریت کنم؟ اگر نزدیک خانه بمانم، قطعاً میتوانم بدون دردسر از پس این موضوع بر بیایم. اگر سعی کنم دورتر بروم، سفر بدون کمک گوگل مپ به زمان برنامه ریزی من بستگی دارد، زیرا نمی توانید مرا در میانه راه رها کنید و از من انتظار داشته باشید که به طور جادویی بدانم کجا می روم.
اما فقط به این دلیل که می توانم کاری انجام دهم به این معنی نیست که انجام خواهم داد. نقشه های گوگل (یا برنامه ناوبری انتخابی شما) به صورت رایگان در دسترس است و مزایای بیشتری را به شما می دهد حتی اگر از قبل بدانید به کجا می روید. حتی بهتر از آن، Google Maps طراحی و بهینهسازی شده است تا از هدر رفتن دادههای بیش از حد شما جلوگیری کند.
بنابراین با در نظر گرفتن این موضوع، سوال این نیست که چرا باید همیشه با Google Maps سرگردان باشم. بلکه چرا من این کار را نکنم؟
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. فراموش نکنید که روی دکمه Follow کلیک کنید!



