من از ChatGPT استفاده کردم تا قانون “به آنها اجازه بده” را به مدت 24 ساعت امتحان کنم و در نهایت دیگر فکر نکردم.

با پیامی شروع شد که هیچ پاسخی دریافت نکرد و من میتوانستم احساس کنم در حال چرخش هستم. به عنوان فردی که مبتلا به ADHD تشخیص داده شده و به دلیل تمایلات کمال گرا دائماً «روشن» است، تمایل دارم بیش از حد فکر کنم.
شاید شما یا کسی که می شناسید اینطوری باشید؟ ما در ذهن خود دنبالهرویها را پیشنویس میکنیم و از خود میپرسیم که آیا چیزی اشتباه گفتهایم، بدون هیچ مدرکی سناریو و روایت میسازیم. خیلی خسته کننده است
من در طول یک حمله پانیک به هوش مصنوعی تکیه کردم و این بار به جای اینکه بیش از حد به آن فکر کنم، با استفاده از نظریه “به آنها بسپار” که توسط کتاب مل رابینز معروف شده است، از ChatGPT بپرسم که در این شرایط چه کار می کنم.
اگرچه ChatGPT قطعاً یک درمانگر انسانی نیست و هرگز نباید از آن استفاده کرد، من از توانایی آن در اعمال فوری نظریه در این سناریو شگفت زده شدم. در واقع تصمیم گرفتم به او یک بیست و چهار ساعت کامل فرصت بدهم تا به من کمک کند. من از نتایج شگفت زده شدم.
“اجازه دهید” چه حکمی دارد؟
این ایده از مل رابینز می آید و به طرز شگفت آوری ساده است. اگر کسی کاری را انجام می دهد که شما دوست ندارید – برنامه ها را لغو می کند، پاسخگو نیست، یا به گونه ای عمل می کند که شما دوست ندارید – غریزه شما اغلب مداخله، تصحیح یا شخصی کردن آن است.
ادامه مقاله در زیر
قانون “اجازه دهید” این را معکوس می کند. به جای تلاش برای کنترل اوضاع، به افراد اجازه دهید کارهایی را که انجام می دهند انجام دهند و به جای آن بر آنچه می توانید کنترل کنید تمرکز کنید.
این بدان معنا نیست که شما از داشتن استانداردها یا مرزها دست بکشید. این فقط به این معنی است که انرژی خود را برای مدیریت رفتار دیگران هدر نمی دهید.
خیلی ساده به نظر می رسید. اگه منو میشناسید دقیقا به همین دلیل میخواستم تستش کنم.
در اینجا خط فرمانی است که من استفاده می کنم: “من قانون 24 ساعته “اجازه دهید” را امتحان می کنم. هر زمان که می خواهم چیزی را بررسی کنم، به شما می گویم که چه اتفاقی دارد می افتد. نسخه “اجازه دهید” را در مورد نحوه پاسخ دادن به من بدهید.”
سپس آن را دنبال کردم و تصمیم گرفتم ببینم چه حسی دارد که به ChatGPT اجازه دهم (هر چیزی که بود) کار فکر کردن به آن را برای من انجام دهد. این به تنهایی مانند یک تغییر احساس می شود.
در لحظه اول کار کرد (و من را شگفت زده کرد)

وقتی احساس کردم مارپیچ آشنا شروع میشود، خواه متنهای بیپاسخ دوستان، مکالمههای دشوار با پیمانکاران، یا حتی مسائل مربوط به منطقه مدرسه مربوط به IEP دخترم باشد، از ChatGPT میپرسیدم که چه کار کنم، از مشکل شروع میکردم و با استفاده از دستور “به آنها بسپار” راهنمایی میخواستم.
اگرچه ممکن است برای یک ناظر بیرونی واضح به نظر برسد، اما هر بار به توقف کامل مارپیچ کمک کرد. حتی متوجه شدم که بیشتر اوقات تلفنم را کنار می گذارم و در لحظه زندگی می کنم.
لحظات کوچکی که معمولاً من را خسته می کند یا موقعیت هایی که به طور معمول انرژی ذهنی زیادی مصرف می کنند تغییر کرده اند. وقتی برنامهها در آخرین لحظه تغییر کردند یا دوستی چیزی را لغو کرد که معمولاً اولین واکنش من را ناراحت میکرد، این درخواست کمک کرد تا انتظارات من تغییر کند.
ChatGPT این را در همان لحظه بازنگری کرد: بگذارید زندگی ای داشته باشند که حول برنامه شما نمی چرخد.
به جای تحلیل بیش از حد، تنظیم کردم و ادامه دادم.
تغییری که انتظارش را نداشتم

از آنجایی که من اغلب برای کارهای بهره وری به هوش مصنوعی تکیه می کنم، می دانم که می تواند کارهای سنگین را انجام دهد. نه تنها می تواند به وظیفه ای که از تلفن من به رایانه من ارسال می شود پاسخ دهد، بلکه می تواند به راحتی ایمیل ها را اسکن کند و اشتراک خبرنامه هایی را که نخوانده ام لغو کند.
باید اعتراف کنم، استفاده از این در طول روز برای چیزهای شخصی که بی سر و صدا احساس سنگینی می کردند… عجیب و غریب. با این حال، پس از خواندن کتاب مل رابینز، هیچ اقدامی برای اجرای این قانون انجام ندادم.
استفاده از هوش مصنوعی راهی برای من بود تا خودم را به خاطر «چک کردن» و پایبندی به آن مسئول بدانم. در یک نقطه، من احساس کردم که فوراً چیزی را اصلاح کنم. برای اطمینان از درک من، برای روشن کردن، برای اصلاح. در عوض مکث کردم. این به تنهایی من را از استرس غیرضروری نجات داد.
در نتیجه
وقتی همه چیز بر وفق مراد من پیش نمی رفت، وقتی همه چیز بیشتر از حد انتظار طول می کشید، یا وقتی دلخوری های کوچک روی هم انباشته می شد (می دانید، ناامیدی سطح پایینی که در طول روز ایجاد می شد)، وضعیت را به ChatGPT خالی می کردم، که ناامیدی من را تغییر می داد. به عنوان یک مادر، همسر و یک انسان شاغل، در پایان روز، چیزی را احساس کردم… سبک تر.
هوش مصنوعی به من کمک کرد تا بفهمم چقدر انرژی برای کنترل چیزهایی که هیچ کنترلی روی آنها نداشتم تلف کردم. به لطف این اقدام سریع، سریعتر تصمیم گرفتم، کمتر واکنش نشان دادم، و از فکر کردن به چیزهای کوچک دست کشیدم، که در نهایت به من کمک کرد تا انرژی بیشتری برای چیزهایی که واقعا مهم هستند داشته باشم.
درخواست را امتحان کنید و نظر خود را به من بگویید. استفاده چند بار از این می تواند نحوه برخورد شما با لحظاتی را که معمولا آزارتان می دهد تغییر دهد.

دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



