من BMW M4 CS را در مسیر سوار کردم و در درگیری برگشتم

BMW M در حال تجربه اندکی رنسانس است. من هرگز زمانی را ندیده ام که خودروهای M در میانگین روز پیست به این میزان مطلوب یا همه جا حاضر شوند. مطمئناً، اینها همیشه محبوب بودند، اما از آنجایی که خودروهای نسل آخر مقرون به صرفه شدهاند و خودروهای کنونی دارای سیستم چهارچرخ متحرک هستند، ظاهراً یک خودروی M با چند مد به انتخاب پیشفرض تبدیل شده است – اگرچه چه کسی میتواند یک سدان اسپرت 4000 پوندی را دنبال کند؟
این معما دقیقاً به همین دلیل است که من BMW M4 CS سختتر را قرض گرفتم و در پارک باتون ویلو ریسوی در دره مرکزی کالیفرنیا فرود آمدم. من نمی توانم یک متر در یک روز پیست راه بروم بدون اینکه با یک ماشین مدرن M دیگر تصادف کنم، بنابراین وقت آن است که بفهمم چرا مردم اینها را دوست دارند.
و صادقانه بگویم، چند دلیل واقعا عالی وجود دارد.
آن چیزی که قبلا بود نیست
اولاً، شهرت قدیمی خودروهای BMW M به عنوان خودروهای سخت و غیرقابل اعتماد کاملاً ناپدید شده است. به نوعی، BMW تقریباً یک شبه تغییری باورنکردنی ایجاد کرد.
خودروهای مدرن و توربوشارژ از شهرت قابل توجهی در مسیرهای پیست برخوردار هستند. بسیاری از افراد باتجربه پیست، از جمله دوستان من، بیپایان قابلیت اطمینان چیزها را ستایش میکنند، چه ترمزهای کارخانهای عالی، سیستم تعلیق به خوبی تنظیم شده یا حتی موتور به ظاهر ضد بمب S58.
اما شاید مهمتر از همه: این ماشین ها بسیار سریع. فقط در حال حاضر به هر سری آزمایشی ملی بزرگ نگاه کنید. تقریباً هر سکو و هر پیروزی، از جمله A90 Toyota Supra، چیزی است که BMW مهندسی کرده است. من استدلال میکنم که به اندازه نسل F80 BMW M3 و M4 وجود دارد که این ارقام را تشکیل میدهند، و با کاهش ارزشهای فروش مجدد، چیزهای مدرن در حال افزایش هستند.

عکس: Tirth Patel
“ورزش رقابتی چیست؟”
این محبوبیت دلیل وجود خودرویی مانند M4 CS است. CS مخفف “Competition Sport” است نه “Coupe Sport” یا “Club Sport”. البته به معنای “Part Custom” یا “Part Ready” هم نیست. با این حال، CS تا زمانی که از نام BMW استفاده می کند، به معنای عملکرد بالا در مسیر است.
در مورد این M4 CS (G82 برای گیک ها)، این به معنای کمی بیشتر برای قیمت پایه 124675 دلاری شماست. قدرت در مقایسه با M4 Competition xDrive 20 درصد افزایش یافت و در مجموع به 543 اسب بخار رسید. مهمتر از آن، وزن بدنه فیبر کربن مخصوص CS، کنسول وسط، سقف، صندلی ها و ترمزهای سرامیکی کربنی 77 کیلوگرم کاهش می یابد.
M4 همچنین دارای سیستم تعلیق و تنظیم گیربکس مخصوص CS برای جبران این کاهش وزن و تایرهای سفتتر میشلین Pilot Sport Cup 2 است. همچنین تعدادی از بیتهای هوازی CS را دریافت میکند: جلوپنجرههای منحصربهفرد، لبهها، رکابهای جانبی، اسپویلر عقب، قسمتهای پایین سپر عقب و چراغهای زرد رنگ در روز.

عکس: Tirth Patel
گرفتن Buttonwillow
من آماده سازی مسیر قبل از دویدن را زیر نور آفتاب سوزان پیست مسابقه Buttonwillow انجام دادم. دستورالعمل های BMW ساده بود: فشار لاستیک ها را تنظیم کنید و به جاده بروید. اما همیشه عاقلانه است که قبل از هر جلسه پیست به خودرو نگاهی دقیق بیندازید و چرخ ها را برای اندازه گیری دقیق گشتاور کنید. در عین حال، مشخصات گشتاور 105 پوند فوت است.
شرایط مسیر صاف و گرم در حدود 84 درجه فارنهایت بود. به دمای سطح 101 درجه توجه کنید. در مجموع، یک روز گرم برای هر خودرویی، به خصوص یک توربو دوقلو 6 خطی 543 اسب بخاری است.
اما بسته خنک کننده M4 CS، و در واقع هر M4، بسیار محکم است. حداقل شش مبدل حرارتی در داخل بینی بسته بندی شده است. علاوه بر رادیاتور مرکزی اصلی برای خنک کننده موتور، دو رادیاتور جانبی کمکی وجود دارد که مایع خنک کننده را نیز جریان می دهند. یک خنک کننده روغن اختصاصی و تخت به طور مستقل وظایف روغن را انجام می دهد، در حالی که مبدل حرارتی دیگری برای اینترکولر آب به هوا در بالای رادیاتور مرکزی قرار دارد. چیلر توسط یک خنک کننده گیربکس برای گیربکس هشت سرعته اتوماتیک ZF تکمیل می شود.

عکس: BMW
این بخش بزرگی از دوام ذکر شده در بالا است. اکثر خودروها از کارخانه خنک نمی شوند، در واقع اکثر آنها از آلمان می آیند. البته آنها می توانند در یک یا دو جلسه تمرین شرکت کنند، اما تمام. کاری که M4 CS انجام داد شگفت انگیز بود: خنک شد بعد از بیشتر به اطراف Buttonwillow فشار آوردم.
در حالی که دمای شروع برای روغن و خنک کننده حدود 210 درجه بود، پس از یک جلسه سخت دمای خنک کننده به 190 درجه کاهش یافت در حالی که روغن در 240 درجه ثابت بود. هر دو دما برای استفاده طولانی مدت از مسیر ایده آل هستند. بدون خوانش دمای گیربکس جداگانه، نمی توانم در مورد رفتار نظر بدهم، اما هیچ سکسکه عجیبی وجود نداشت.
لاستیک های Cup 2 بود که بیش از حد گرم می شد. من آنها را فقط در سه دور بیش از دمای اعلام شده سوزاندم. 200 درجه– برای یک تایر خیابانی، کارایی آن به پایان می رسد. و صادقانه بگویم، حتی زمانی که لاستیکها خنک شدند و من به آرامی روی دریچه گاز میگذاشتم، از رانندگی با CS در مسیر اصلی خود لذت چندانی نمیبردم.
کاری که M4 CS انجام داد شگفتانگیز بود: پس از فشار دادن بیشتر به اطراف Buttonwillow، خنک شد.
تعادل هندلینگ M4 CS بسیار چالش برانگیز بود. هیچ چیز مرتبط یا پاسخگو احساس نمی شود. حتی با خاموش بودن همه سیستمها، از انجام کاری جز کم فرمانی و فرسودگی لاستیکها خودداری کرد، که دلیل بزرگی برای دمای لاستیک است. فقدان گزینه ها حتی ناامید کننده تر بود. CS نمی خواست به هیچ سبکی غیر از سبک خودش هدایت شود و این به معنای تکیه صرف بر سیستم های خود بود.
لاستیکهای جلویی آن در اثر حرکت ساده در پیچها چنان له میشدند که افزایش فشار ترمز برای پیچشدن دماغه باعث افزایش کمفرمانی شد. و اگر به اندازه کافی خوش شانس باشید که ترمزهای ضد قفل سرزده را فعال نکنید، ترمزهای ضد قفل که وحشت زده می شوند و فوراً میزان کم فرمانی را کاهش می دهند و باعث کم فرمانی بیشتر می شوند. غلتیدن با هر سرعتی در بالا عاقلانه نیست و منجر به انتظار، انتظار، انتظار برای نوبت خواهد شد. در همین حال، هیچ اطلاعاتی از ستون فرمان به ضخامت عجیب فرمان نمی رسد. حداقل خروجی ها به لطف xDrive باورنکردنی هستند.
اما چیزهای خوب زیادی در زیر سطح وجود داشت و آن چیزها به من اعتماد به پتانسیل ماشین را داد. کمک فنرها باورنکردنی بودند. او سطح ناهموار Buttonwillow را خیس کرد و با حرکات یکباره ترمز کرد و در حین انتقال نور CS را روی پای خود نگه داشت. با وجود اینکه نمی خواست از گوشه و کنار برود، قطعاً عاشق این بود که گوشه به گوشه برود.
و شش توربوی دوقلو با گشتاور پایین بسیار زیاد و قدرت رده بالا هیچ چیز باورنکردنی نیست. گیربکس هشت سرعته با تغییرات رعد و برق با جو منطبق شد. و اگر میخواهید سرعت خود را رها کنید و فقط سرگرم شوید، خاموش کردن xDrive و تغییر حالت چرخمحرک کامل، فقط CS را به یک ماشین دریفت بسیار شایسته تبدیل میکند. البته، من نمی توانستم یک دریفت زیبا با ترمز شروع کنم، اما مطمئناً لغزشی خوبی داشت.
هنگامی که به طور قابل توجهی زیر حد رانده شود کمی پاسخگوتر خواهد بود. اما این ماشین پیست سخت نیست. با این حال، اگرچه Buttonwillow یک دور ثابت در حدود CW13 به دست آورد: 1:58.64. من این را برای یک روز گرم که در ماشینی گذراندم که احساس کردم نمیخواهم بچرخم، تأثیرگذار بود. اما مدل ارزانتر و سبکتر هوندا سیویک تایپ R به زمان 1:59.5 رسید. اما این ماشین تنها در چند دور بیش از حد گرم شد.
M مورد نظر شما نیست
حتی اگر رانندگی مورد علاقه من نیست، نمی توانم شایستگی M4 CS را انکار کنم. و انصافاً، همه در حال اصلاح خانم محدود به مسیر هستند. این دور از کمال نیست. مجموعه ای از چرخ ها و لاستیک های سخت تر و مخصوص مسیر تقریباً همه مشکلات من را حل می کند. از قبل دارای ترمز، خنککننده، صندلیها و کالیبراسیون کلی برای انجام کار است که گرانتر از آن چیزی است که فکر میکنید.
اما تبدیل به یک موضوع ارزشی می شود. اگر تمام ویژگیهای خاص CS را میخواهید و از علاقهمندان سرسخت BMW هستید که کمی خودرو را تغییر میدهند، این حرکت شماست. اگر یک ماشین خیابانی و پیست برجسته و دو منظوره میخواهید که تشخیص آن زمان کمی طول میکشد، من پول پس انداز میکنم و یک M4 Competition (با همان خنککننده و ترمزهای فولادی ارزانتر) و چند مدل میخرم.



