فراری آیفون نیست

فراری انتظارات زیادی را برای اولین خودروی الکتریکی خود افزایش داد. این شرکت قول داده است که با ایجاد استاندارد جدیدی برای خودروهای الکتریکی که تمام رقبای آن از آن پیروی خواهند کرد، صنعت را متحول کند. در عوض، فراری لوس در رسانه های اجتماعی به دلیل ظاهر بحث برانگیز و مکان گیج کننده اش مورد انتقاد قرار گرفت. این موفقیت آنی نبود که شرکت انتظارش را داشت.
طراحی چیزی است که مردم را به صحبت وا می دارد. فراری که توسط Jony Ive و تیمش در LoveFrom نوشته شده است، با این طراح نمادین شریک شده است به این امید که بتواند دوره جدیدی را برای اولین خودروی برقی فراری آغاز کند. چیزی که دنیا قبلا ندیده بود.
عکس: فراری
روی کاغذ، این منطقی بود. ستایش آیو بسیار چشمگیر است. شاهکار او، مونالیزا، طراحی اصلی آیفون است که تقریباً 20 سال بعد برای تلفن های هوشمند استاندارد باقی مانده است. و فراتر از آن، او همچنین با صدها پروژه قابل تشخیص اعتبار دارد.
اما نگاهی گذرا به گذشته آیو نشان خواهد داد که او ممکن است مرد مناسبی برای این شغل نباشد. به قول خودش، تمرکز Ive همیشه بر روی طراحی مینیمال، کاربردی و تا حد زیادی ایمن بوده است. او در مصاحبه ای در سال 2012 در مورد سادگی اپل گفت:
«محصولات ما ابزار هستند و نمیخواهیم طراحی در مسیر ما قرار بگیرد. ما در تلاش هستیم تا سادگی و وضوح را به ارمغان بیاوریم. ما در تلاشیم تا محصولاتی را سفارش دهیم… پیگیری سادگی باید در هر مرحله از فرآیند گسترش یابد.

عکس: جانی آیو
این فلسفه برای تلفنها و لپتاپها کار میکند، جایی که قرار است این فناوری با پسزمینه ترکیب شود، اما برای فراری، برندی که بهخاطر خودروهای اسپرت برجستهاش شناخته میشود، کاملاً قابل ترجمه نیست. فراری فقط یک “وسیله نقلیه” نیست.
نتیجه این تفکر یک قطره عمومی دیگر است که در بالای یک سکوی اسکیت برد قرار می گیرد که به جای شکل، بر روی چیدمان و سادگی تمرکز دارد. مطمئناً، چند لمس قدیمی وجود دارد، و فضای داخلی (آن را دوست دارم یا از آن متنفرم) حداقل جالب است. اما شاید بزرگترین مشکل لوس این باشد که هیچ شباهتی به فراری ندارد.
به غیر از کانال S ویژه در محور جلو، چیز زیادی در اینجا وجود ندارد که اسب پرانشینگ را فریاد بزند. چراغهای جلو ناشناس به نظر میرسند، شکل کلی آن عمومی است و حتی چراغهای عقب، اگرچه جالب هستند، اما این روزها چندان غیرعادی نیستند (نگاه کنید به: Mercedes-AMG GT 4-Dor).
شاید بزرگترین مشکل لوس این باشد که هیچ شباهتی به فراری ندارد.
انصافاً به آیو، لوس در چارچوب محدودیت های آیرودینامیک تهاجمی کار می کند. خودروهای برقی مدرن همه چیز در مورد کارایی هستند، به ویژه خودروهای الکتریکی عملکردی که میخواهند از یک بدنه لغزنده حداکثر استفاده را ببرند. اما حتی با وجود این همه بهینهسازی، لوس احتمالاً تنها حدود 300 مایل برد EPA را مدیریت خواهد کرد. پس این همه برای چه بود؟
تصمیم فراری برای آوردن آیو نیز مانند رای عدم اعتماد به تیم طراحی خودش است. این تیم در دهه گذشته ثابت کرده است که می تواند فراری را به خوبی به دوران پس از پینین فارینا هدایت کند.
پس از جدایی عمومی فراری از پینین فارینا در سال 2013، فراری سنترو استایل تازه تاسیس اولین خودروی هاله بدون نشان پینین فارینا را معرفی کرد: LaFerrari. تحت هدایت رئیس طراحی فلاویو مانزونی، این خودرو به دلیل ترکیب ویژگی های آیرودینامیکی مدرن با نسبت های کلاسیک فراری مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. حتی به خودروهای هالوی گذشته مانند انزو اشاره کرد.

عکس: فراری
پس از LaFerrari، تعداد بازدیدکنندگان بیشتر خواهد شد: GTC4 Lusso، 812 Superfast، Roma، 12Cilindri و موارد دیگر. اما شاید مهمترین وسیله نقلیه ای که در دوران پس از پینین فارینا وارد بازار شد Purosangue بود که در نهایت به پیشروی لوس تبدیل شد.
حتی Purosangue، اگرچه بحث برانگیز بود، فوراً به عنوان یک فراری شناخته شد. ترجمه زبان طراحی فراری به شکل یک شاسی بلند پنج درب کار آسانی نبود و مطمئناً موفقیتی فوری برای علاقه مندان نبود، اما Centro Stile آن را بهتر از آن چیزی که بیشتر مردم انتظار داشتند، انجام می دهد.
تصمیم فراری برای آوردن Ive نیز مانند رای عدم اعتماد به تیم طراحی خود است.
این چیزی است که لوس را بسیار آزاردهنده می کند.
لوس میتوانست عالی باشد، اما فراری به همان روشی که من به آیفون نزدیک شدم، به اولین خودروی برقی خود نزدیک شد: تلاشی برای ایجاد انقلاب. فراری در تلاش بسیار برای ایجاد آینده، آنچه را که باعث میشود مردم عاشق این برند شوند را از دست داده است.
هدف باید ساخت زیباترین فراری الکتریکی روی کره زمین می بود. در عوض، فراری با یک قطعه طراحی صنعتی بیش از حد فکر شده به پایان رسید: یک آیفون روی چرخ.



