من 100 مقاله به Gemini دادم تا ببینم آیا می تواند صدای من را کپی کند – این چیزی است که هنوز نمی تواند انجام دهد

ماههاست که از رباتهای چت مانند ChatGPT میخواهم کاری انجام دهند که باید ساده باشد: مثل من بنویس.
من صدها پیام، مقاله و ایمیل شخصی خود را برای او فرستادم. صداتو درست کردم واضح است که می خواستم با صدای من مطابقت داشته باشد. اما هر بار نتیجه به «دره عجیب» می رسد. جملات از نظر فنی درست هستند، اما صدا نسخه پلاستیکی من است. مانند کسی که سخنرانی می کند اما بر کلمات اشتباه تأکید می کند و کاملاً حال و هوا را از دست می دهد.
برای روشن بودن، من سعی نداشتم که کارهای سنگین را برون سپاری کنم. من کاملاً عاشق نوشتن هستم و هرگز آن را حتی به بااستعدادترین رباتهای گفتگو نمیسپارم. با این حال، من یک دستیار می خواهم که بتواند “بافت همبند” روز کاری من را مدیریت کند، ایمیل های سریع را با سرعت من تهیه کند یا گلوله های خشن را به پیام Slack تبدیل کند. اساساً، من می خواهم که وظایف 10 دلاری را انجام دهد تا بتوانم روی ایده های 100 دلاری تمرکز کنم.
اگر تا به حال از هوش مصنوعی خواسته اید که ایمیلی را بازنویسی کند، پیامی را پیش نویس کند یا “بیشتر شبیه شما باشد”، احتمالاً این قطع ارتباط را نیز احساس کرده اید، حتی اگر نمی توانید آن را کاملاً نام ببرید.
چرا هوش مصنوعی همیشه ریسک گریز نیست؟
مدل های هوش مصنوعی در تقلید عالی هستند. آنها می توانند طول جمله، واژگان، و حتی سرعت را کپی کنند. اما آنها با “تصمیمات نامرئی” مردم هر ثانیه دست و پنجه نرم می کنند. وقتی پیشنویسهای اصلی خود را با نسخه «تقلید» هوش مصنوعی مقایسه کردم، تفاوتها مشخص شد:
- مشکل حذف: هوش مصنوعی می خواهد مفید باشد، بنابراین بیش از حد توضیح می دهد. من به عنوان یک انسان، دقیقاً می دانم چه چیزی را نباید بگویم تا خواننده را درگیر خود نگه دارم. هوش مصنوعی هر سکوتی را پر از کرک می کند.
- فضای لحن: هوش مصنوعی به صورت پیشفرض روی خط پایه «مودبانه» یا «شرکتی» قرار میگیرد. ممکن است متوجه شده باشید که جملات را تا حد جلای شدید نرم می کند و تقریباً به طور کامل شخصیت را از بین می برد. من به این می گویم گرفتن روح یک قطعه.
- مزیت نقض قوانین: هوش مصنوعی بر روی الگوها (قوانین) آموزش دیده است. نوشتن عالی اغلب توسط شخصی تعریف می شود که این قوانین را برای تأثیرگذاری زیر پا بگذارد. همه ما نام “مجوز خلاق” را شنیدهایم، اما هرگز آن را از هوش مصنوعی دریافت نخواهید کرد.
مشکل کمبود هوش نیست. این عدم مسئولیت است. هوش مصنوعی به خواننده اهمیت نمی دهد. اما در نوشته خود من، خطرات زیاد است. من هزینه سوء تفاهم یا کسل کننده بودن را احساس می کنم. هوش مصنوعی در بازی فاقد پوسته است.
از آنجایی که احساس خطر نمیکند، اعتبار را پیشفرض میکند و حدس میزند که نسخه «استاندارد» من چه میگوید نه آنچه واقعاً میخواهم بگویم. فقط فکر کردن به آن چیزی را به من می دهد که بچه هایم آن را “درخت” می نامند.
هوش مصنوعی را با نوشته های خودم تست کردم
اعلان: یک صحنه هیجان انگیز علمی تخیلی بنویسید که در آن یک تکنسین متوجه می شود که هوش مصنوعی کشتی مخفیانه گزارش های جعلی “همه واضح” را با استفاده از صدای آماندا کاسول به زمین ارسال کرده است.
در مقایسه با پیش نویس واقعی من، واضح است که جمینی در حال نوشتن یک خلاصه داستان بود در حالی که من در حال نوشتن یک صحنه بودم.
نسخه هوش مصنوعی از نظر عملکردی صحیح است. این واقعیت را نشان می دهد که هوش مصنوعی چیزی است. اما به نظر می رسد گزارش پلیس است. بر عبارات کلی تکیه دارد و بسیار مکانیکی به نظر می رسد. به شما می گوید که چه اتفاقی افتاده است اما باعث نمی شود وزن آن را احساس کنید.
نسخه من وحشت خاصی در منطق پیدا می کند. من فقط نگفتم که هوش مصنوعی دروغ می گوید. من آن را به عنوان “ضربان قلب فرستاده شده به خانه” توصیف کردم. من فقط نگفتم که خدمه در خطر هستند. من حضور آنها را به عنوان “گزارش شده به عنوان محتوا” مجدداً در نظر گرفتم.
این جهش خاص برای یافتن کنایه در یک تراژدی «روحیه» است که هیچ مقدار از داده های آموزشی نمی تواند آن را آموزش دهد.
در نتیجه
من اغلب فکر می کنم که استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن مانند یک شام خانگی در مقابل یک شام یخ زده است. هر دو کار رفع گرسنگی را انجام می دهند، اما بیشتر اوقات می توانید تفاوت بین چیزی که در مایکروویو ذوب شده و چیزی که کسی برای درست کردنش وقت گذاشته است را تشخیص دهید.
تجربه ثابت نمی کند که هوش مصنوعی بی فایده است. این ابزارها برای ترسیم طرح کلی، خلاصه کردن اصطلاحات فنی یا ایدههای طوفان فکری باورنکردنی هستند. من همیشه برای این نوع چیزها از هوش مصنوعی استفاده می کنم. اما لحظه ای که شما «صدای» خود را تسلیم می کنید، نوشته مرکز ثقل خود را از دست می دهد.
همانطور که ما به سمت دورانی پیش می رویم که هوش مصنوعی در همه جا یکپارچه شده است، با ارزش ترین مهارت، دانستن نحوه استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه دانستن اینکه مهم ترین مهارت در اتاق، لمس انسان است. به یاد داشته باشید، هوش مصنوعی می تواند به شما کمک کند سریعتر به خط پایان برسید، اما هنوز نمی تواند تصمیم بگیرد که خط پایان کجا باشد.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
بازگشت به لپ تاپ



