من برنامه هفتگی خود را به ChatGPT دادم و از آنها خواستم «Essentialism» را پیاده سازی کنند. فوراً 3 اتلاف وقت عمده را شناسایی کرد

به نظر می رسد هر هفته چیزهای بیشتری را در تقویمم جمع می کنم. جلسات بیشتر، پروژه های شخصی و حرفه ای بیشتر و اعلان های مداوم. ماه می ماه شلوغی بود و رویدادهای مدرسه در عصرها با پایان تابستان برگزار میشد.
اما اخیراً، زمانی که به طور فزایندهای در حال غرق شدن بودم، تصمیم گرفتم برنامه هفتگی خود را از Gemini و تقویم Google خود حذف کنم و به ChatGPT اجازه بدهم که مدیریت را به دست بگیرد. از او خواستم که اصول کتاب گرگ مک کئون در مورد Essentialis را اعمال کند. این فلسفه پرفروش بر اساس این ایده ساخته شده بود که «کمتر اما بهتر» بر مشغله مداوم غلبه می کند.
نکته جالب این است که با وجود اینکه من کتاب را خواندم، به نظر می رسید ChatGPT هم آن را خوانده است. به لطف درک هوش مصنوعی از کتاب و مفاهیم موجود در آن، این کتاب توانست اطلاعات اولیه را تجزیه کند تا به من کمک کند مهم ترین خون آشام های زمانی زندگی ام را شناسایی کنم.
ChatGPT چیزی را به من نشان داد که متوجه نشدم
این خط فرمان دقیقی است که من استفاده می کنم: “برنامه هفتگی من را از دریچه Essentialism توسط Greg McKeown تجزیه و تحلیل کنید. بزرگترین حوزه های اتلاف انرژی، تعهدات غیرضروری، تغییر زمینه یا کارهای کم ارزش را شناسایی کنید. سپس راه هایی را برای ساده کردن هفته، حفظ کار عمیق خود و حذف چیزهایی که به طور معناداری به اهداف یا رفاه من کمک نمی کنند، پیشنهاد دهید.”
سپس از تقویمهای حرفهای و شخصیام، پر از بلوکهای کاری، وظایف، تدارکات بچهها، زمان ایمیل، جلسات، تمرینها، کارها و همه موارد، عکس گرفتم و آنها را در جعبه چت آپلود کردم.
این بلافاصله بینش زیادی به من داد، از جمله اینکه چگونه هفته من در میانه مهم ترین ساعات شناختی جلسات سنگینی داشت، و اینکه با فشرده کردن زمان های تمرکز در شکاف های کوچک، “مالیات توجه” پنهانی پرداخت می کردم.
این چیزی است که من یاد گرفتم:
- زمان مصرف شماره 1: تغییر متن ثابت. این اولین چیزی بود که ChatGPT تیک زد، و صادقانه بگویم، آن را ثابت کرد. حتی اگر برنامه من روی کاغذ “سازماندهی شده” به نظر می رسید، هوش مصنوعی متوجه شد که من دائماً بین انواع مختلف وظایف در طول روز (جلسات، زمان تمرکز، دموها و غیره) جابجا می شدم.
- اتلاف وقت شماره 2: خستگی تصمیم گیری نامرئی. این وضعیت واقعاً مرا غافلگیر کرد. ChatGPT دریافته است که بسیاری از کارهای هفتگی تکرار شونده من نیاز به تصمیمات کوچک اما ثابت دارند، مانند اینکه چه چیزی را در اولویت قرار دهم، چه زمانی ایمیلهایم را چک کنم (مقصر هستم که تمام روز را بدون پاسخگویی میروم)، چه چیزی نیاز به توجه فوری دارد، و چه زمانی باید در تمرینها (صبح زود یا عصر؟) مناسب باشد.
- اتلاف وقت شماره 3: با همه چیز مثل اینکه فوری است رفتار کنید. این احتمالاً نگرانکنندهترین مشاهدات بود. ChatGPT متوجه شد که برنامه من تقریباً هیچ جدایی بین آنچه واقعاً مهم است و تعهدات احساسی من ندارد.
هوش مصنوعی تأکید کرد که همه چیز تقریباً با همان سطح فوریت برخورد می شود. من به این فکر نکرده بودم تا اینکه ChatGPT به یکی از ایده های اصلی در پشت Essentialism اشاره کرد: اگر شما زندگی خود را در اولویت قرار ندهید، شخص دیگری این کار را انجام خواهد داد.. آه
او همچنین خاطرنشان کرد که من اغلب کار طولانی مدت معنی دار را قربانی می کنم زیرا کارهای کوچکتر و پر سر و صداتر مدام توجه من را مختل می کند. صادقانه بگویم، کارهایی که هوش مصنوعی می تواند انجام دهد، مانند پاک کردن صندوق ورودی من، انجام تحقیقات عمیق، یا زمان بندی وظایف.
از آنجا، ChatGPT ایجاد بلوک های کاری «غیر واکنشی»، پنجره های خلاقانه بدون اعلان، قانون پاسخ تاخیری برای پیام های غیر ضروری و محدودیت های سخت گیرانه تر در دسترس بودن را پیشنهاد کرد. اصولاً ورودی کمتر. عمدیتر ظاهر شد.
چرا این کار اینقدر خوب بود؟
من مشتاق توسعه شخصی و کتاب های تجاری هستم. من اغلب از Audible در کلود برای یافتن مطلب بعدی خود استفاده می کنم، اما خواندن کتاب و عملی کردن دانش دو چیز متفاوت هستند.
میتوانستم از ChatGPT توصیههای بهرهوری کلی بخواهم، اما قاببندی آن از دریچه «Essentialism» و شخصیسازی آن برای من همه چیز را متفاوت کرد. من توانستم مفاهیم را درک کنم زیرا قبلاً آنها را خوانده بودم. با استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص الگوهای سختگیر در روال خود، تصویر بهتری از آنچه باید تغییر میدادم به دست آوردم.
هوش مصنوعی در تشخیص حواس پرتی و پراکندگی توجه، بار عاطفی، تنگناهای تکراری و ناکارآمدی های پنهان به طرز شگفت آوری خوب است.
و هنگامی که با چارچوب Essentialism جفت می شود، نتایج به هک های بهره وری واقعی تبدیل می شوند.
این را خودتان امتحان کنید
این تکنیک ارزش امتحان کردن را با همان دستور بالا دارد یا آن را با یک نسخه ساده تر مانند این تغییر دهید: “اصول ذات گرایی را در تقویم هفتگی من به کار ببر.” هوش مصنوعی بخشهایی از برنامه شما را که بیشترین استرس را ایجاد میکنند شناسایی میکند، به شما کمک میکند تصمیم بگیرید کدام کارها تلاش زیاد اما کم ارزش هستند و بیشترین انرژی را صرف چه کارهایی میکنید.
ممکن است از آنچه که هوش مصنوعی بلافاصله متوجه آن می شود شگفت زده شوید. ChatGPT به من کمک کرد تا بفهمم که چقدر نویز غیر ضروری را عادی می کنم. و بزرگترین نتیجه اجرای این تغییر مسیر این بود که با وجود اینکه مهارت های مدیریت زمان بسیار خوبی داشتم، به اولویت های رقابتی کمتری نیاز داشتم.
آن را امتحان کنید و نظر خود را در نظرات به من بگویید. ممکن است یک درس غیرمنتظره بهره وری هوش مصنوعی کشف کنید.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok.



