من به تازگی شاهد پیروزی استیون هاوکینگ در مسابقه F1 در Sora 2 بودم و اکنون فکر می کنم هوش مصنوعی ممکن است یک حباب باشد.

«هوش مصنوعی یک حباب است» چیزی است که تقریباً هر روز از دوستان و اعضای خانواده میشنوم. در حالی که قبلاً مخالف بودم – واقعاً با دیدن مزایای استفاده از این در زندگی روزمره – شروع به بررسی این ایده کردم.
چیزی که واقعاً نظر من را تغییر داد این بود که یک روز TikTok را باز کردم و شنیدم که یک مفسر هیجان زده فریاد می زد “هاوکینگ هنوز جلوتر است” در حالی که ویلچر او با سرعت کامل جلوی تیم F1 شتاب می گرفت. این Sora 2 است و من حتی نمی خواهم به این فکر کنم که چقدر محاسبات GPU و انرژی برای ایجاد این ویدیو صرف شده است.
خب الان چه خبره؟ و آیا نگرانی جدی وجود دارد که این دوباره یک حباب دات کام باشد؟
داره عجیب میشه
برای واقعی بودن، من سری اول ویدیوهای Sora 2 را خنده دار یافتم، و این واقعاً بهترین پلتفرم ایجاد ویدیو در این دسته است. من بدخلق نیستم؛ وقتی ملکه وارد رینگ دبلیو دبلیو ای شد و کشتی گیر را از روی میز کوبید، خندیدم. پس چگونه به طور مداوم درآمد کسب می کنید؟
من می توانم درک کنم که چرا برخی از شرکت ها این کار را انجام می دهند زیرا به اعداد نگاه کنید. آخرین باری که OpenAI شاهد هجوم عظیم کاربران جدید ChatGPT بود، زمانی بود که همه عکسهای خود را به تصاویر الهام گرفته از Studio Ghibli تبدیل کردند. به نظر می رسد که دادن چیزهای سرگرم کننده و جذاب به مردم راه خوبی برای افزایش علاقه است.
اما این ویدیوها مستقیماً در TikTok ساخته و به اشتراک گذاشته میشوند و OpenAI را از این فرصت کسب درآمد خارج میکنند. سپس چیزی است که شرکتهای دیگر تقریباً در همان زمان آماده میکردند – Meta Vibes آنطور که زوک امیدوار بود عملکرد مثبتی نداشت، xAI یک گزینه NSFW را با ایلان ماسک راهاندازی کرد که مانند یک نوجوان شاخ در صفحه X پست میکرد. من هرگز دوست ندارم قضاوت کنم، اما این عجیب میشود.
اساساً، وعده هوش عمومی مصنوعی در درازمدت عقبنشینی کرده است. و در کوتاه مدت با کاهش بی نهایت پیمایش AI مواجه خواهیم شد. پس این همه هزینه چگونه پرداخت می شود؟ به هر حال از نزدیک نگاه کردم.
همه چیز درباره تامین مالی فروشنده
بنابراین از شما می خواهم که این جمله را در حین ورود به این موضوع در ذهن داشته باشید. تامین مالی فروشنده زمانی است که تولیدکننده محصولات سودآور نه تنها محصولی را به صورت اعتباری به مشتریان می دهد، بلکه به طور فعال رشد آن مشتریان را تامین مالی می کند.
وقتی صحبت از نحوه توصیف عموم انویدیا در هوش مصنوعی به میان میآید، تصور کنید فروشگاهی وجود داشته باشد که کلنگ و بیل میفروشد. حال، فرض کنید یک کاوشگر (بیایید او را سام بنامیم، بدون هیچ پیشگویی) وجود دارد که نقشه ای در دست دارد. می او به یک منبع بزرگ طلا منجر می شود، اما او شکسته است.
به جای اینکه کاوشگر را از مغازه بیلفروشی بیرون کنند، صاحبش با وعده یافتن این طلا میگوید: «به تو وام میدهم که بیل را از من بخری» و آنها این را بهعنوان یک فروش بزرگ در دفترشان ثبت میکنند (هرچند هیچ پولی دست به دست نمیشود).
اکنون، این فروشگاه نه تنها به دقیق بودن نقشه معدنچی و یافتن طلا، بلکه به توانایی آنها برای ادامه قرض گرفتن و بازپرداخت آن متکی است. این چرخه ای است که در نهایت حباب ایجاد می کند، نه بر اساس واقعیت فعلی، بلکه بر اساس وعده چیزی عالی در آینده.
می فهمی؟ صبح بخیر عزیزم بله، من از Veo 3.1 برای ساختن کلیپی که در توضیح موضوع می بینید استفاده کردم.
بیایید این را عملی کنیم
سم آلتمن از OpenAI مشکل دارد. او به دنبال راههایی برای تأمین مالی برنامه هوش مصنوعی تریلیون دلاری خود است. دیدگاه او برای تغییر جهان به تمام محاسبات هوش مصنوعی نیاز دارد.
بنابراین، این شرکت به اوراکل روی آورد و قراردادی 5 ساله به ارزش 300 میلیارد دلار برای محاسبات ابری امضا کرد تا مقادیر عظیمی از قدرت محاسباتی مورد نیاز برای آموزش و اجرای نسل بعدی مدلهای هوش مصنوعی را به دست آورد. این کمی نگران کننده است، با توجه به اینکه OpenAI که سالانه 60 میلیارد دلار پرداخت می شود، حدود 13 میلیارد دلار درآمد دارد و سالانه حدود 8.5 میلیارد دلار می سوزاند. آلتمن چگونه صورتحساب را پرداخت خواهد کرد؟ به هر حال، اجازه دهید من یک لحظه به آن برسم.
بنابراین اوراکل اکنون یک قرارداد دارد. این مراکز داده را کجا خواهند ساخت؟ آنها به انویدیا می روند و میلیاردها دلار برای تراشه ها و سخت افزار Team Green AI خرج می کنند تا این کار را انجام دهند.
و اکنون OpenAI قول داده است که به Oracle که انویدیا را پرداخت کرده است، پرداخت کند. OpenAI چگونه پول پرداخت اوراکل را پیدا می کند؟ همانطور که احتمالا قبلاً شنیده اید، انویدیا تا 100 میلیارد دلار در OpenAI سرمایه گذاری می کند. این یک تعهد مالی بلندمدت توسط سازنده چیپ مسلط در فضای هوش مصنوعی برای تامین مالی این طرح های توسعه است.
بنابراین در اینجا به نظر می رسد که همان پول بین این سه شرکت در یک چرخه فضیلتی جابه جا می شود. البته در هر مرحله از این چرخه، پول بابت دستمزد، دستمزد، هزینه تولید و غیره از دست میرود (این یک داستان کاملاً دیگر است).
اما این توسط هیجان (احتمالاً بیش از حد هیجان) سرمایه گذاران وال استریت، خرید سهام شخصی و 401Ks شما تقویت می شود. پول از ما به جریان می افتد تا چرخه را با ماموریت دستیابی به AGI ادامه دهیم.
هشداری از گذشته
این برای یک بچه دهه 90 مانند من آشنا به نظر می رسد. برای مثال سیسکو را در نظر بگیرید. استارتآپهای داتکام به میلیاردها دلار سختافزار سیسکو برای ساخت شبکههای فیبر و راهاندازی وبسایتها نیاز داشتند، اما به دلیل ارزشگذاریهای امیدوارکننده، سودآور نبودند.
بنابراین سیسکو مستقیماً به آنها پول قرض داد تا تجهیزات را بخرند، که باعث شد سیسکو به روشی بسیار تبلیغاتی عالی به نظر برسد. ارقام درآمد بیشتر تصویری بود تا واقعی. اما شکست این استارت آپ ها باعث شد تا سیسکو متحمل زیان های هنگفت و ظهور درآمدهای جعلی شود.
ما اکنون زیرساختها را داریم و بازار دوباره بازگشته است (من اکنون برای شما نامه مینویسم)، اما این موضوع مدتها پس از ترکیدن حباب رخ داد و مردم عادی مانند من و شما درد ناشی از از دست دادن قابل توجه پساندازهای 401 هزار بازنشستگی خود را احساس کردند.
آیا این یک بادکنک است؟
بله؟ …شاید. کمی مبهم است، بنابراین اجازه دهید دو گزینه به شما ارائه دهم.
گزینه 1: این یک بالون است
سه عامل اصلی باعث ایجاد حباب دات کام شد:
- پذیرش گسترده اینترنت باعث شده است که شرکت های اینترنتی معیارهای ارزش گذاری کلیدی مانند سود و جریان نقدی را فراموش کنند و به جای درآمد واقعی، روی “کاه چشم” احتمالی آینده شرط بندی کنند.
- سرمایه گذاران مخاطره آمیز حاضر بودند هزاران تن پول نقد را به سمت هر شرکتی که ایده اینترنتی داشته باشد پرتاب کنند. به طوری که بسیاری از شرکت ها بدون داشتن یک طرح تجاری واقعی وارد بازار سهام می شدند.
- به دنبال این تبلیغات، شرکت های اینترنتی بیش از حد ارزش گذاری شدند. سیسکو با وجود قطع ارتباط زیاد با سود واقعی، با ارزش بیش از 500 میلیارد دلار به با ارزش ترین شرکت جهان تبدیل شده است.
… آشنا به نظر می رسد؟ OpenAI و xAI بسیار ارزشمند هستند، اما سودآور نیستند. انویدیا بسیار سودآور است، اما بازار با رشد شدیدی که در سالهای آینده شاهد آن خواهیم بود، قیمتگذاری میکند. این رشد تا حدی به دلیل تامین مالی فروشنده در اینجا اتفاق می افتد.
کسبوکار اصلی متا (پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و تبلیغات) بسیار سودآور است، بنابراین مشکل Zuck & Co کمبود سود نیست، بلکه ناتوانی در درک دهها میلیارد دلاری است که برای هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند و به یک پلتفرم نسل بعدی سودآور میپردازند.
گزینه 2: هنوز حباب نیست
کل بازار سهام ایالات متحده بر اساس 7 باشکوه (انویدیا، مایکروسافت، اپل، آلفابت، آمازون، متا و تسلا) است. تحلیلگران گلدمن ساکس این وضعیت را “ناپایدار” می دانند اما آن را حباب نمی دانند.
منطق اصلی آنها به دو چیز خلاصه می شود:
- قیمت سهام مجنیفیست سون افزایش یافته است، اما ارزش گذاری ها به جای «گمزنی بیش از حد درباره آینده» که باعث ترکیدن اولین حباب شد، منعکس کننده «رشد سود قوی و پایدار» است.
- بسیاری از شرکتهایی که پشت رونق هوش مصنوعی هستند در جای دیگری سود دارند. تجارت تبلیغات متا، تولید پردازنده گرافیکی انویدیا، تجارت جستجو و تبلیغات گوگل.
اما همانطور که گلدمن ساکس اعتراف می کند، اگرچه در چشم آنها حباب نیست، برخی چیزها در حال رخ دادن هستند که احساس قوی حباب مانندی را ایجاد می کنند. شرکتها عجله دارند تا با عرضههای هوش مصنوعی به صورت عمومی عرضه شوند و سرمایهگذاران برای استفاده از این پیشنهادات هزینهای را پرداخت میکنند. Big Tech اکنون پروژه های دارای بدهی را برای ایجاد زیرساخت های هوش مصنوعی تامین مالی می کند و آنها را در معرض خطرات بیشتری قرار می دهد.
به چی فکر میکنی؟
نحوه صحبت بسیاری از مردم در مورد آن به نظر می رسد که این یک مورد “اگر” نیست بلکه یک مورد “زمانی” است که یک حباب هوش مصنوعی وجود خواهد داشت. و اگر این حباب بتركد، تمام این معاملات دایره ای تامین مالی فروشنده از بین خواهد رفت، جریان همه پول متوقف خواهد شد و شاهد از دست دادن هنگفت ثروت خواهیم بود (برخی برآوردها حاكی از زیان ده ها تریلیون دلاری است).
در مورد خود هوش مصنوعی، میتوانید شاهد دور شدن از رویای AGI به سمت استفادههای پایدار، عملی و سودآور از هوش مصنوعی باشید. مدل هایی که به جای تلاش برای تغییر جهان، مشکلات عینی را به طور کارآمد و هوشمندانه حل می کنند.
و خواهید دید که نوآوری در این چند شرکت کمتر متمرکز می شود (به ویژه با کابل فیبر نوری ارزان و فروش سریع زیرساخت های هوش مصنوعی، اگر حباب مرکز داده پس از دات کام قابل پیش بینی باشد) و تمرکز بیشتری بر روی تیم های کوچکتر و چابکتر برای رقابت با استفاده از این منابع ارزان قیمت خواهد داشت.
اما این همه از من است. من ادعای خود را مطرح کردم؛ نظر شما چیست؟
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. فراموش نکنید که روی دکمه Follow کلیک کنید!
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
بازگشت به لپ تاپ



