من مانیتورهای بازی را بررسی می کنم ، اما ترجیح می دهم در تلویزیون LG OLED بازی کنم – به همین دلیل

من در بیشتر زندگی من بازیکن شدم و تقریباً فقط در تلویزیون بازی کردم. این تغییر نکرده است زیرا من بهترین مانیتورهای بازی را برای زندگی بررسی کردم. اگرچه این دستگاه ها به طور خاص برای انجام بازی در بهترین وضوح ممکن ، نرخ نوسازی و زمان پاسخ به عنوان پیش فرض بازی در LG OLED فعلی من طراحی شده اند.
این بدان معنا نیست که من به طور جدی در مورد حرکت به مانیتور بازی فکر نمی کنم. دستگاه هایی مانند Alienware AW3425DW ، LG UltraGear 32GS95UE-B و SAMSUNG ODYSSEY OLED G9 باعث جذابیت من شد. با این حال ، این مانیتورهای بازی عملکرد بهتری و زمان پاسخگویی پایین تر ارائه می دهند ، در حالی که من از تلویزیون به مانیتورها برای بازی می پرسم.
من تلویزیون OLED 55 اینچی LG CX را دارم که در سال 2020 خریداری کردم تا PS5 و بهترین بازی های رایانه ای را بازی کنم. اگرچه توسط تلویزیون های بهتری مانند LG C5 بازگردانده می شود ، اما این تلویزیون قدیمی هنوز حداقل برهنه ای را که برای بازی لازم دارم ارائه می دهد. این شامل صفحه نمایش OLED ، پشتیبانی HDR10 ، وضوح 4K ، سرعت تجدید 120 هرتز ، پشتیبانی HDMI 2.1 و زمان پاسخ 1ms در حالت بازی است. هنگامی که یک نسل جدید بازی شروع می شود ، من معمولاً تلویزیون های جدیدی می گیرم ، بنابراین تا زمان انتشار PS6 از این تلویزیون محافظت می کنم.
من برای تغییر نظر هر کسی این مقاله را نمی نویسم. اگر ترجیح می دهید بازی را روی مانیتور بازی انجام دهید ، یک تجربه بازی عمومی بهتر بحث برانگیز کسب می کنید. با این حال ، اگر شما مثل من هستید و دوست دارید در تلویزیون بازی کنید ، من اینجا هستم تا به شما بگویم که تنها نیستید. به همین دلیل من ترجیح می دهم در تلویزیون LG OLED بازی کنم.
نسبت طول ایده آل
بینندگان بازی بزرگتر از 34 اینچ نادر بودند ، اما به لطف غول هایی مانند 45 اینچی LG Ultragear 45GX950A-B و حتی بزرگتر 57 اینچی سامسونگ سامسونگ ادیسه نئو G9 ، این دیگر درست نیست. با این حال ، چنین مانیتورها معمولاً خمیده و فوق العاده هستند. این مانیتورهای بازی می توانند بازی ها را غوطه ور کنند و همچنین برای بهره وری عالی هستند. با این حال ، آنها همیشه بهترین تجربه بازی را ایجاد نمی کنند.
مشکل اصلی مانیتورهای بازی Ultrawide این است که همه بازی ها ، به ویژه سران کنسول ، از نرخ های فوق العاده ای پشتیبانی نمی کنند. بازی های PS5 به طور کلی 16: 9 بیشترین نسبت را دارند. بنابراین ، اگر به مانیتور 32: 9 متصل باشید ، در طرفین فضای خالی وجود خواهد داشت. این همچنین در مورد اکثر محتوای ویدیویی صدق می کند. در حالی که انجام بازی با بالاترین میزان Ultrawide می تواند بسیار غوطه ور باشد ، این فقط برای بازی های نخبه با استفاده از Ultra -end پشتیبانی می شود.
اگرچه من تلویزیون خود را برای بازی خریداری کردم و ابتدا از آن استفاده کردم ، اما نسبت استاندارد 16: 9 و پانل مسطح استاندارد را ترجیح می دهم زیرا برای اکثر بازی ها و محتوای ویدیویی ایده آل است. باز هم ، مانیتورهای بازی منحنی Ultrawide عالی هستند ، اما برای بیشتر بازی هایی که من بازی می کنم بهترین نیست.
سخنران

بیشتر مانیتورهای بازی که من آزمایش کردم بلندگو ندارند. وقتی این کار را انجام دادند ، کیفیت صدا دقیقاً خوشایند نیست. بنابراین ، شما باید از یکی از بهترین هدفون های بازی استفاده کنید.
اگرچه من تعداد انگشت شماری از هدفون دارم ، اما من فقط در یک جلسه گپ بازی با دوستان از آن استفاده می کنم. بیشتر اوقات ، من از بلندگوهای تلویزیون خود صدایی می کنم. بله ، هدفون کیفیت صدای بهتری را ارائه می دهد و می تواند همهجانبه تر باشد ، اما دوست ندارم بیش از دو ساعت آنها را بپوشم. من با بلندگوهای تلویزیونی خود خوب هستم زیرا من شنوایی نیستم و نمی خواهم مدت طولانی در ذهنم چیزی بپوشم. اگر مانیتور بازی داشتم ، باید یک هدست بازی را بپوشم تا صدای بهتری پیدا کنم یا صدایی ایجاد نکنم.
و من از یکی از بهترین میله های صوتی استفاده نمی کنم زیرا من از برخی از شما مطمئن هستم که از شما بپرسم ، زیرا من در یک آپارتمان زندگی می کنم و نمی خواهم همسایگانم را مختل کنم. مهم نیست که بلندگوهای تلویزیون من چقدر بلند باشد ، آنها با خروجی نوار صوتی مطابقت نخواهند داشت.
تجربه کنسول

فقط ده سال پیش ، وقتی اولین تجهیزات بازی واقعی خود را خریداری کردم ، بازی های رایانه ای را شروع کردم. قبل از آن ، من فقط در کنسول های بازی اعم از NES اصلی تا PS4 بازی کردم. این تجربه ایده آل من برای نشستن در مقابل تلویزیون با یک کنترلر است ، بنابراین وقتی شروع به انجام بازی های رایانه ای کردم ، آن را کردم که تجربه کنسول را ضرب کردم.
در حال حاضر من یک بازی و کامپیوتر کار متصل به LG CX خود دارم. وقتی می خواهم یک بازی PC را انجام دهم ، تلویزیون خود را به عنوان گزینه صفحه نمایش انتخاب می کنم ، یک بازی را آتش می زنم و با استفاده از یکی از بهترین کنترلرهای بازی PC بازی می کنم. اگرچه مراحل بیشتری از من در PS5 یا Nintendo Switch 2 بازی می کنم ، اما عملکرد واقعی بازی های PC به طور مؤثر همان تجربه کنسول است.
معمولاً ممکن است تعجب کنید که من می خواهم RTS یا MMORPG را با طرح های کنترل طراحی کنم که برای بهترین صفحه کلیدهای بازی و بهترین موش های بازی طراحی شده است. پاسخ ، من این گونه ها را بازی نمی کنم. به یاد داشته باشید ، من از پس زمینه یک بازی کنسول می آیم ، بنابراین من هنگام بازی بازی هایی مانند Command & Conquer یا Everquest بزرگ نشدم. و حتی اگر من از کنترل ماوس و صفحه کلید قدردانی کنم ، آنها حتی برای بازی هایی که برای آنها طراحی شده است ، برای من غریبه هستند.
اگر می توانم تنها بازی های رایانه ای را در حالی که روی میز هستم بازی کنید ، من بازیکن رایانه ای نخواهم بود. چرا کمی توضیح خواهم داد ، اما مهم نیست که چه ، وقتی من روی هر سیستم عامل بازی می کنم ، می خواهم مثل همیشه این کار را انجام دهم – من در مقابل تلویزیون خود روی کنسول بازی می کردم.
من بازیکن رقابتی نیستم

اگر بازیکن رقابتی هستید ، قطعاً به مانیتور بازی احتیاج دارید. این امر به این دلیل است که آنها زمان پاسخگویی کمتری را برای یک بازی نرم تر برای بهبود (یا تقریبا از بین بردن) بهبود (یا تقریباً از بین می برند) برای یک بازی نرم تر ارائه می دهند. به عنوان مثال ، مانیتورهایی مانند Alienware AW2524H می توانند به میزان تمدید 500 هرتز مسخره و زمان پاسخ فوق العاده 0.5ms بسیار پایین برسند. این برای تلویزیون شنیده نمی شود.
اگرچه نرخ تجدید بالاتر و زمان واکنش کم به برخی افراد کمک می کند تا بهتر بازی کنند ، اما اکثر مردم تفاوت معنی داری ندارند.
مانیتور با استعداد 240 هرتز و 0.03ms من به شما نمی گویم یک بازی انجام دهید عادت در بازی ها تفاوت ایجاد کنید. اگر یک بازیکن حرفه ای هستید ، می توانید بین 240Hz و 480Hz تشخیص دهید. این عالی است ، اما من فقط یک بازیکن عادی هستم و این توانایی را ندارم. بنابراین ، من به عملکرد مانیتور بازی احتیاج ندارم.
من نمی خواهم در جایی که کار می کنم بازی کنم

این آخرین نکته است ، اما دلیل اصلی من ترجیح می دهم بازی را در تلویزیون خود از روی مانیتور بازی انجام دهم. همچنین این احساس است که بیشتر دوستان و همکاران من بازی می کنند. بعد از گذراندن بیش از 8 ساعت در روز در میز من ، آخرین کاری که می خواهم انجام دهم این است که در میز کار خود بمانم تا بازی های ویدیویی انجام دهم.
من در یک آپارتمان استودیویی زندگی می کنم ، بنابراین تعیین “اتاقهای” مختلف حتی اگر تمایزهای مصنوعی وجود داشته باشد ، مهم است. البته ، من فقط چند متر از میز کار خود به سمت راست به سمت راست حرکت می کنم ، اما می گوید زمان آن رسیده است که به مغز خود استراحت کنم. اگر قرار بود برای بازی در میز کار خود باشم ، هنوز هم فکر می کردم کار می کنم. این ممکن است عجیب به نظر برسد ، اما اگر در یک آپارتمان استودیویی یا در یک منطقه کوچک زندگی کرده اید ، خواهید فهمید.
من حدود هشت متر از تلویزیون خود زندگی می کنم ، که مسافت خوبی است که باعث می شود همه چیز را به راحتی و بدون مجبور کردن چشمانم ببینم. در حین کار ، چشمانم حدود یک آستین از مانیتورهای من است. من نمی توانم برای یک روز کاری معمولی 8 ساعته مشکل داشته باشم ، اما وقتی نیاز به کار طولانی تر دارم ، چشمانم کاملاً فرسوده است. من فقط می توانم فشار چشم را تصور کنم که اگر بازی را روی میز خود انجام دهم. احتمالاً کارهایی وجود دارد که می توانم برای به حداقل رساندن آن انجام دهم ، اما چرا وقتی می توانم میز خود را ترک کنم تا در تلویزیون خود بازی کنم؟
من عاشق بازی در تلویزیون هستم
انجام بازی های ویدیویی بر روی مانیتور بازی بهترین راه برای انجام آن است ، زیرا این همان چیزی است که آنها طراحی می کنند. من به عنوان مانیتور بازی ، من همیشه این دستگاه ها را به بازیکنان جدی توصیه می کنم.
به همان اندازه که دوست دارم مانیتورهای بازی را آزمایش کنم و از آنچه می توانند ارائه دهند قدردانی کنم ، من هنوز ترجیح می دهم در LG OLED بازی کنم. این نه تنها هر آنچه را که می خواهم/نیاز دارم هنگام انجام یک بازی ارائه می دهد ، بلکه مرا از میز کار خود دور می کند تا واقعاً بتوانم استراحت کنم. من نمی گویم که من هرگز به مانیتور بازی نمی روم ، اما در حال حاضر ، من مثل همیشه – در تلویزیون خود بازی می کنم.



