من فرمان ChatGPT الهام گرفته از تیلور سویفت را امتحان کردم و آن مرا از یک رکود خلاقانه وحشیانه نجات داد

در چند ماه گذشته مغز من شبیه یک مرورگر با 47 برگه باز بود. اردیبهشت ماه فوقالعاده پرمشغلهای هم از نظر شخصی و هم از نظر شغلی است، و متأسفانه با توجه به این که در ذهنم زیاد است، مثل همیشه خلاق نبودهام. اخیراً هر ایده بازیافت یا خسته کننده به نظر می رسید، و هر پروژه خلاقانه ای باعث می شد که من به نوعی احساس ناتمام بودن کنم.
اما پس از خواندن مقاله ای در نیویورک تایمز در مورد فرآیند خلاقانه تیلور سویفت، چیز عجیبی را امتحان کردم. از ChatGPT خواستم که به من کمک کند تا مانند تیلور سویفت تمرین کنم. من در واقع یک “سوئیفتی” نیستم، اما فکر می کنم او ذهن خود را به آن معطوف می کند. با وجود اینکه خواننده نیستم، اما با هنرمندان زیادی کار کرده ام و همیشه از خلاقیت آنها شگفت زده شده ام.
اکنون میخواستم هوش مصنوعی نحوه تفکر خلاقانه او را تجزیه و تحلیل کند. من میخواستم سیستمها، عادات و ذهنیتهای پشت حجم عظیمی از تولید را که او توانسته است حفظ کند، بدون اینکه در طول دو دهه بیتفاوت شود، پیادهسازی کنم. و در کمال تعجب، تمرین جواب داد.
اعلان «تیلور سویفت» که من استفاده می کنم
این درخواست کامل است: فرآیند خلاقانه، عادات کاری، استراتژی برند و سبک خروجی تیلور سوئیفت را تجزیه و تحلیل کنید. سپس به من کمک کنید تا همان اصول را در کار خلاقانه و ایده پردازی خودم اعمال کنم.
با کمال تعجب، ChatGPT چندین الگو را شکست که بارها و بارها در حرفه تیلور سوئیفت ظاهر شده است:
- به جای انتظار برای کمال، پیوسته تولید می کند
- او از تجربیات شخصی برای مطالب استفاده می کند
- ارائه خود را دوباره ابداع می کند بدون اینکه هویت خود را از دست بدهد
این نکته آخر به ویژه مرا تحت تأثیر قرار داد. زیرا وقتی خلاقانه خسته می شوید، از ساختن دنیا دست می کشید. برای من، این اغلب به معنای تعقیب برنده های جدا شده است. اما افرادی که سالها از نظر فرهنگی مرتبط باقی میمانند، اغلب به صورت مبادلهای فکر نمیکنند. آنها اکوسیستم ایجاد می کنند.
با استفاده از این اخطار و اعمال آن در کارم، هوش مصنوعی به چیزی اشاره کرد که من در نظر نگرفته بودم. تیلور سوئیفت تا حدودی پرکار است، زیرا به نظر نمی رسد از نظر احساسی در مرحله خلقت «بی نقص» به نظر برسد. به عبارت دیگر، این فرآیند است که ارزشمند است، نه نتیجه.
این یک زنگ بیدارباش برای من بود زیرا متوجه شدم که دارم ایده ها را قبل از اینکه حتی فرصت نفس کشیدن داشته باشم سازماندهی کنم.
لحظه ای که ایده ای به ذهنم می رسد، بلافاصله صدای دیگری به میان می آید:
“یکی قبلاً این کار را کرده است.”
“این احمقانه به نظر می رسد.”
“این به اندازه کافی خوب نیست.”
ChatGPT اساساً خلاقیت را به عنوان یک حرکت بازنگری کرد. و به طرز عجیبی، زمانی که من شروع به فکر کردن به این روش کردم، ایده ها دوباره به جریان افتادند.
دستورات را دنبال کنید
پس از اینکه از طریق ارسال اولیه به ChatGPT اطلاعات بیشتری درباره خودم کسب کردم، چند نفر دیگر را نیز دنبال کردم. من شما را تشویق می کنم که اینها را امتحان کنید تا به جریان خلاقیت خود کمک کنید.
- یک برنامه ۷ روزه بازنشانی خلاقیت بر اساس سبک کاری تیلور سویفت به من بدهید.
- «فلسفه خلاقانه تیلور سویفت را به قوانین عملی روزانه که میتوانم برای نوشتن، طوفان فکری و ایدهپردازی از آنها پیروی کنم، ترجمه کنید.»
- به من کمک کنید یک جریان کاری خلاقانه با الهام از تیلور سویفت ایجاد کنم که ثبات، اختراع مجدد و اصالت احساسی را متعادل می کند.
نکته مهم در مورد این دستورات این است که همه آنها قابل استفاده مجدد هستند و می توانند تقریباً برای هر پروژه خلاقانه ای اعمال شوند. چیزی که این آزمایش لحظه ای به من آموخت این است که تیلور سوئیفت بیشتر از آن که منتشر کند خلق می کند. در حالی که بسیار ساده به نظر می رسد (و حتی واضح است)، اما نشان می دهد که چگونه خلاق ترین افراد یک لایه پنهان از پیش نویس ها، یادداشت ها، آزمایش ها و مفاهیم ناتمام را که هیچ کس نمی بیند، حفظ می کنند.
بنابراین دوباره این کار را شروع کردم. به جای وسواس در مورد «ارزش» بودن یا نبودن هر ایده، به سرعت شروع به جمعآوری تکههایی از مشاهدات عجیب و غریب، پاسخهای احساسی، استعارههای تصادفی و چیزهایی کردم که شنیده بودم تا ایدههای جدیدی ایجاد کنم. پس از اجرای این، متوجه شدم که قطعات شروع به اتصال به یکدیگر کردند، و این برخوردهای تصادفی بین افکار منجر به ایدههایی واقعا شگفتانگیز و تغییردهنده بازی شد.
غذای آماده
بزرگترین شگفتی این آزمایش این بود که ChatGPT ایدههای بسیار مفیدی را به من داد تا در نظر بگیرم، و احتمالاً الگوهایی را که قبلاً میشناختم اما اعمالشان را متوقف کرده بودم، به من بازتاب داد. اگر از من بپرسید در حال حاضر این مناسب ترین نقطه برای استفاده از هوش مصنوعی است. جایگزین خلاقیت نمی شود، اما به رفع موانع کمک می کند.
اگر تا به حال در یک حلقه خلاق گیر کرده اید، می دانید که این فقط درباره ایده های بهتر نیست، بلکه در مورد بسیج قصد و حرکت برای پیشبرد پروژه ها است. من قصد دارم این دستورات را ذخیره کنم و اغلب از آنها استفاده کنم.
در یک شیار خلاق گیر کرده اید؟ این دستورات را امتحان کنید و در نظرات به من اطلاع دهید که آیا برای شما مفید بوده است.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok.



