من از ذهنیت گری وی “توجه پول است” در ChatGPT استفاده کردم و ضعیف ترین ایده ام را نجات داد.

به عنوان فردی که آنلاین زندگی میکنم، یک حقیقت سخت را یاد گرفتم: شکاف بزرگی بین ایدهای که در برنامه Notes من عالی به نظر میرسد و ایدهای که باعث میشود افراد از پیمایش دست بردارند وجود دارد.
با ظهور مرورهای هوش مصنوعی، چشم انداز دیجیتال در حال کوچک شدن است. گوگل داستانها و سرفصلها را کوچک میکند تا همه چیز را به یکباره در اختیار کاربران قرار دهد. در این محیط، محتوای شما فقط در حال رقابت با دیگر سازندگان محتوا نیست. با خود اینترفیس رقابت می کند.
اخیراً من با فلسفه اصلی گری واینرچوک: توجه پول است. مدیر عامل شرکت VaynerMedia که بیشتر به عنوان “GaryVee” شناخته می شود، امپراتوری را بر اساس این ایده ساخته است که با ارزش ترین منبع در دنیای مدرن پول یا حتی استعداد نیست، بلکه توانایی جذب و حفظ تمرکز است. در دنیای خستگی اعلانها و «واگرایی روند»، اگر ایدهای در سه ثانیه اول جواب ندهد، عملاً وجود ندارد.
از دستور “احتیاط معتبر است” استفاده می کنم
من از گری وی از ChatGPT خواستم که ذهنیت “توجه ارزشمند است” خود را در کارم اعمال کند و این به من کمک کرد تا دوباره فکر کنم که چه ایده هایی ارزش دنبال کردن را دارند. پاسخ کاملاً طرز فکر من را در مورد طوفان فکری تغییر داد.
دستوری که به ChatGPT دادم به صورت زیر است: وانمود کنید که گری واینرچوک کار من را از دریچه “توجه ارزشمند است” تحلیل می کند. به ایدههای من نگاه کنید و به من بگویید که کدامیک میتواند بیشترین توجه را به خود جلب کند، چرا مردم به آن اهمیت میدهند، هر ایده به چه محرک عاطفی میآید و چگونه باید ایدههای ضعیف را اصلاح کنم تا آنها احساس فوریتر، مفیدتر یا قابل اشتراکگذاری کنند. صادق و مستقیم باشید.”
سپس فهرستی خام از پروژههای فعلی خود را به هوش مصنوعی دادم، که اساساً ترکیبی از سرمایهگذاریهای تجاری، ستونهای محتوا و داستانهای بالقوه Substack بود. از آنجایی که اینترنت شروع به اشباع شدن با نویزهای تولید شده توسط هوش مصنوعی می کند، این “تست استرس” خاص برای کارآفرینان و سازندگانی که سعی در حفظ سیگنال دارند ضروری می شود.
بازخورد ChatGPT یک تغییر اساسی در نحوه مشاهده کار و پروژه های بالقوه من در حال حاضر بوده است. هوش مصنوعی من را مجبور کرده است که دنبال مبهم کیفیت را رها کنم و آن را با یک سوال تهاجمی جایگزین کنم:
“چرا کسی باید برای آن متوقف شود؟”
این طرز فکر من را برای بهتر شدن تغییر داد. مجبورم کرد از درون به ایده هایم نگاه نکنم و به چشمان یک نفر با سی ثانیه و هزار گزینه نگاه کنم.
ChatGPT از من پرسید “پس چی؟” فیلتر
با استفاده از ChatGPT و طرز فکر گری وی، توانستم بهتر بفهمم که پیشرفت زمانی اتفاق می افتد که شما از یک موضوع کلی به یک تبدیل یا ناامیدی خاص بچرخید. هنگامی که یک ایده حول یک «قبل و بعد» واضح قاب میشود، فوراً خلاء کنجکاوی ایجاد میکند. مردم فقط موضوع را نمی بینند. خود را می بینند
برای روشن شدن، این به معنای توسل به طعمه کلیک یا ناصادق نیست. این در مورد ویژگی عاطفی است. بهجای قضاوت درباره ایدههایم بر اساس موضوع، هوش مصنوعی به من کمک کرد تا «قلاب احساسی» را شناسایی کنم، که دلیل اصلی این است که یک شخص واقعاً کلیک میکند.
با بررسی لیست من، متوجه شدیم که قوی ترین ایده ها همیشه بر اساس یکی از چهار عامل کلیدی است:
- اضطراب: “آیا من در حال حاضر عقب افتاده ام؟”
- ناامیدی: “چرا برای چنین نتایج متوسطی اینقدر سخت کار می کنم؟”
- آرزو: چگونه یک درصد برتر در مورد این موضوع متفاوت فکر می کنند؟
- آرامش: “آیا این می تواند زندگی من را بدون ایجاد درهم و برهمی بیشتر فناوری آسان تر کند؟”
متوجه شدم که این لایه ای است که ایده های “خوب” را از ایده های “stop scrolling” جدا می کند. توجه به ندرت صرفاً توسط اطلاعات معطوف می شود. هیچ کس فقط به این دلیل که یک واقعیت است توجه نمی کند. اما مردم توجه می کنند زیرا یک قطعه محتوا در لحظه احساس می کند که شخصاً مرتبط است. یا یک مشکل نگرانکننده را حل میکند، یک شک عمیق را تأیید میکند، عدم اطمینان را کاهش میدهد یا شکاف کنجکاوی را که نمیدانستند دارند، میبندد.
از شک به خود تا استراتژی
یکی از شگفتانگیزترین بخشهای این آزمایش این بود که چند وقت یکبار هوش مصنوعی توانست ایدهای را که من آماده حذف آن بودم، «ذخیره» کند. موضوع اصلی ثابت ماند، اما چارچوب از اطلاعاتی به شخصی تغییر کرد. با آشکار کردن تنش درونی، این ایده از یک مشاهده خشک به چیزی موضوعی و روشن تبدیل شد. هوش مصنوعی نه تنها ایده های بیشتری تولید می کند، بلکه نسخه ای را ارائه می دهد که مردم واقعاً با آن ارتباط برقرار کنند.
زمانی که ایدهای مطرح نمیشود یا شکست میخورد، درونی کردن «از دست دادن» آسان است. به خود می گوییم:
“شاید من به اندازه کافی خلاق نیستم.”
“شاید من پنجره را از دست داده ام.”
“شاید ایده های خوبم تمام شده است.”
این فرآیند مبتنی بر هوش مصنوعی، طوفان فکری را از یک قضاوت شخصی به یک ممیزی تحلیلی تبدیل کرد. به جای زیر سوال بردن ارزش خود، شروع به زیر سوال بردن ساختار ایده کردم. به عنوان فردی که شخصاً با شکست سروکار دارد، این چارچوب بسیار مفیدتر از خیره شدن به یک صفحه خالی و انتظار برای یک “الهام” است.
غذای آماده
به طور کلی، این فرآیند به من کمک کرد تا معنای واقعی فلسفه گری واینرچوک را درونی کنم «توجه، اعتبار است». یک تمایز حیاتی بین توجه و سر و صدا وجود دارد.
در اینترنت شلوغ، هدف بلندتر یا زشت تر بودن نیست. این در مورد احترام به واقعیت نحوه مصرف اطلاعات توسط مردم است. چالش این است که ارزش را آنقدر معنادار و از نظر احساسی واضح بسازیم که توجه به آن مانند یک تجارت منصفانه باشد. ChatGPT به من کمک کرد تا این را بفهمم و آن را در تلاش های شخصی و حرفه ای خود به کار ببرم.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok.



