دوقلوها بالاخره قانون «قورباغه را بخور» را برای من اجرا کردند

من همیشه منطق پشت قانون “قورباغه را بخور” را درک کرده ام: ابتدا سخت ترین و ترسناک ترین کار خود را انجام دهید و بقیه روز آسان تر می شود. این می تواند یک کار چالش برانگیز، یک مکالمه دشوار یا یک جلسه ناراحت کننده باشد.
مشکل برای من این است که همه چیز اول صبح سخت به نظر می رسد، و دانستن اینکه از کدام کار اجتناب می کنم هرگز به شکل جادویی باعث نشده که بخواهم آن کار را انجام دهم. من قبلاً آدم صبحگاهی بودم، اما اخیراً شروع روزم با یک فنجان قهوه بزرگ به نظر پربازده ترین کاری است که می توانم قبل از ساعت 9 انجام دهم.
در واقع، هر چه کار مهمتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که با کارهای کوچکتری که به نظر سازنده هستند، اما در واقع چیزی را به جلو نمی برند، دور آن بچرخم. من به ایمیل ها پاسخ می دهم. من در حال ویرایش یک سند هستم. Slack را چک می کنم. من خودم را متقاعد می کنم که دارم گرم می شوم، اما در واقع معطل هستم. جف بزوس ‘1. در حالی که قانون “روز” کمک زیادی به من می کند، من هنوز هم اول صبح به حمایت نیاز دارم.
مقاله در زیر ادامه دارد
قانون “قورباغه را بخور” چیست؟
قانون “قورباغه را بخور” یک ایده کلاسیک بهره وری است که بر اساس یک اصل ساده ساخته شده است: ابتدا مهمترین یا ناخوشایندترین کار خود را انجام دهید.
“قورباغه” احتمالاً چیزی است که باید از آن اجتناب کنید. برای من، معمولاً یک ایمیل دشوار، یک تکلیف کاری پیچیده، یک تماس تلفنی، یک پروژه پیچیده یا تصمیمی است که مدام به فردا موکول میکنم.
توصیه در تئوری منطقی است. اما برای من، هر چه کار سختتر باشد، اضطراب ذهنی بیشتری ایجاد میکند. من همیشه به انگیزه نیاز ندارم. من به راهی نیاز دارم که کار را کمتر درگیر کنم و از نظر احساسی کمتر احساس کنم. به عبارت دیگر، برای شروع آسان تر به آن نیاز دارم.
اینجا جایی است که Gemini کمک می کند. در اینجا نحوه اجرای این قانون با استفاده از هوش مصنوعی گوگل آمده است.
مرحله 1: از جمینی خواستم قورباغه واقعی من را شناسایی کند
اولین اشتباه من با مشاوره بهره وری این است که فرض می کنم از قبل مشکل را می دانم. من اغلب چیزهای گسترده ای مانند “پایان مقاله” یا “با صندوق ورودی” می نویسم و بلافاصله احساس می کنم غرق می شوم.
بنابراین من با درخواست از Gemini شروع کردم تا به من کمک کند تا وظیفه واقعی را شناسایی کنم که از آن اجتناب می کردم.
خط فرمانی که استفاده می کنم: امروز سعی می کنم از قانون “قورباغه را بخور” پیروی کنم. اونایی که به ذهنم میرسه اینا هستن: [list tasks]. به من کمک کنید تا کاری را شناسایی کنم که به احتمال زیاد از آن اجتناب میکنم و اگر اول آن را تمام کنم، بیشترین احساس آرامش یا حرکت را ایجاد میکند. فقط فوری ترین کار را انتخاب نکنید. توضیح دهید که کدام یک «قورباغه» واقعی است و چرا.
این کار به این دلیل بود که جمینی لیست کارهای من را بر اساس فوریت مرتب نکرد. این به من کمک کرد تا ببینم کدام کار بیشترین وزن عاطفی را دارد. در حالی که اخیراً استفاده از هوش شخصی را با Gemini متوقف کردم، برای کسانی که هنوز از آن استفاده میکنند، Gemini واقعاً میتواند از طریق Gmail و Google Calendar شما آنچه را در لیست کارهای شما وجود دارد، ببیند.
چیزی که جمینی به من آموخت این است که گاهی اوقات قورباغه کاری با نزدیکترین ضرب الاجل نیست. این وظیفه ای است که بیشترین استرس را در پس زمینه ایجاد می کند.
به من، جمینی اشاره کرد که کاری که من از آن اجتناب میکردم سه نشانه داشت که قورباغه واقعی است: به آن فکر میکردم، کارهای سادهتری را در اطراف آن انجام میدادم، و پایان دادن به آن باعث میشد بقیه روزم سبکتر شود.
این به طرز ناامیدکننده ای درست بود.
مرحله 2: از جمینی پرسیدم که چرا از این کار اجتناب می کنم
بعد از آشنایی با قورباغه می خواستم مقاومتش را بفهمم. اینجاست که هوش مصنوعی از یک اپلیکیشن بهره وری معمولی مفیدتر می شود.
لیست کارهایی که باید انجام دهم می تواند به من بگوید که چه کاری باید انجام دهم. جمینی به من کمک کرد تا بفهمم چرا این کار را انجام نمی دهم. و نه، پاسخ «چون سخت است» نیست.
خط فرمانی که استفاده می کنم: می دانم این قورباغه من است: [task]. به من کمک کنید بفهمم چرا از این کار اجتناب می کنم. سه دلیل محتملتر برای دشوار بودن این کار را به من بگویید، سپس هر کدام را به چیزی قابل کنترل تر تغییر دهید.
این بخشی از قانون بود که کمتر احساس تنبیه می کرد. جمینی به جای اینکه به تعویق انداختن کار مانند تنبلی برخورد کند، اجتناب را به دلایل خاص تری تقسیم کرد: کار خیلی گسترده بود، نتیجه نامشخص بود، و من اولین مرحله قابل مشاهده را تعریف نکرده بودم. این تمرین ثابت کرد که انجام ندادن یک کار در دراز مدت کار اضافی ایجاد می کند. و این خیلی مهم بود.
من از کار اجتناب نمی کردم زیرا نمی توانستم آن را انجام دهم. از لحظه استخدام فرار می کردم.
وقتی جمینی این را گفت، همه چیز کمتر مهم به نظر می رسید.
مرحله 3: من کاری کردم که Gemini کار را به حداقل برساند
این دستوری بود که آزمایش را تغییر داد. به جای اینکه از جمینی بخواهم «به من کمک کند تا مولد باشم»، از او خواستم کار را کوچک کند.
خط فرمانی که استفاده می کنم: این وظیفه را به عهده بگیرید: [task]. آن را به یک نسخه 10 دقیقه ای محدود کنید که هنوز به عنوان پیشرفت معنادار محسوب می شود. نیازی نیست همه چیز را تمام کنم من باید جوری شروع کنم که ادامه دادن را راحت تر کنم.
اینجا جایی است که Gemini کار واقعی را انجام می دهد و من متوجه شدم که این اتکا به هوش مصنوعی در واقع بسیار هیجان انگیز است. هوش مصنوعی به من نگفت که کل پروژه را تمام کنم. او یک نسخه کوچک از کار را به من داد که رد کردن آن تقریباً خیلی آسان بود. برای یک تکلیف نوشتاری، این ممکن است به معنای تهیه پیش نویس پاراگراف آغازین باشد. مشابه «قانون ۲ دقیقهای»، کارساز بود زیرا انتخاب نادرست بین «همه کار را انجام بده» و «هیچ کاری انجام نده» را حذف کرد. نسخه 10 دقیقه ای یک راه را به من نشان داد.
مرحله 4: من اولین چیز را می خواستم
یکی از بهترین کارهایی که جمینی انجام داد، رفع مشکل صفحه خالی بود. وقتی یک کار بزرگ به نظر می رسد، حتی تصمیم گرفتن از کجا شروع می شود می تواند کار دیگری به نظر برسد. بنابراین من خیلی مشخص شدم.
خط فرمانی که استفاده می کنم: اولین اقدامی که باید انجام دهم یا اولین سوالی که باید بپرسم را به من اطلاع دهید. بگذار آنقدر کوچک باشد که حتی اگر انگیزه ای نداشته باشم بتوانم آن را انجام دهم.
این اعلان تقریباً به طرز شرم آور مؤثر است. جوزا آنقدر به من اولین حرکت خاصی داد که مجبور به مذاکره با خودم نبودم. نه “تماس تلفنی”. نه “سازماندهی پروژه”. فقط یک جمله، یک عمل، یک مکان برای شروع.
این همان چیزی است که در نهایت قانون “قورباغه را بخور” را واقع بینانه کرد. دوقلوها قورباغه را از بین نبردند. او آن را به کوچکترین لقمه ممکن برید.
چیزی که بیش از همه مرا شگفت زده می کند
بزرگترین شگفتی این بود که Gemini به من احساس “بهینه سازی” بیشتری نمی داد. این باعث شد که کمتر احساس فشار کنم. و این تفاوت واقعاً بزرگ است. بسیاری از ابزارهای بهره وری به من این احساس را می دهند که قبل از انجام هر کاری باید نسخه بهتری از خودم باشم. جمینی باعث شد که کار کمتر احساس شود. این به من کمک کرد از «من باید این کار بزرگ را انجام دهم» به «فقط باید اولین قدم مفید را بردارم» حرکت کنم.
این تغییر قانون “قورباغه را بخور” را به یک استراتژی آسان تبدیل کرد. البته هنوز باید کار را انجام می دادم. جمینی ماموریت را به طور جادویی برای من کامل نکرد. اما در مورد بخشی که من معمولاً از همه سخت تر می دانم کمک کرد: فعال کردن ترس.
بهترین پیشنهاد جمینی برای خوردن قورباغه که دوباره از آن استفاده کنم: امروز می خواهم از قانون “قورباغه را بخور” پیروی کنم، اما معمولا از سخت ترین کار خود اجتناب می کنم. در اینجا چیزهایی در لیست من وجود دارد: [insert tasks]. قورباغه واقعی را توصیف کنید، توضیح دهید که چرا از آن اجتناب می کنم، آن را به یک نسخه 10 دقیقه ای محدود کنید، و دقیقا اولین اقدامی که باید انجام دهم را به من بگویید. آن را عملی، خاص و واقع بینانه نگه دارید.
در نتیجه
قانون «قورباغه را بخور» هرگز برای من کارساز نبود، زیرا همیشه فکر میکردم سختترین بخش نظم و انضباط است. اما من واقعا به مقداری حرکت نیاز داشتم. جمینی به من کمک کرد تا بفهمم واقعاً از چه چیزی اجتناب میکنم، چرا احساس سنگینی میکنم، و چگونه اولین قدم را برای شروع کوچک کنم.
این قورباغه را سرگرم کننده نمی کند. در حالی که این یک شات طولانی نیست، اما آن را کمتر غیرممکن می کند. و گاهی همین برای اقدام کافی است.
آیا این روش را امتحان کرده اید؟ در نظرات به من بگویید که چگونه برای شما کار می کند.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



