در دهه 2000 یک فروشنده تجاری برای ایمی واینهاوس و جان لجند در مورد هوش مصنوعی به من چه آموخت؟

برای چند سالی که در کالج بودم، کالاهایی را برای گروه های موسیقی می فروختم. این یک کنسرت عالی بود زیرا نه تنها از میزان فروشم کاسته شد، بلکه وقتم را با نوازندگان باورنکردنی مانند جان لجند، امی واینهاوس، سیا و جاستین تیمبرلیک نیز سپری کردم.
بیشتر اوقات قبل و بعد از نمایش، در لابی با طرفدارانی که مایل به خرج کردن پول زیادی برای خرید تیشرتها، دکمهها، برچسبها و سایر اقلام گرانقیمت بودند، قرار میگرفتم. سیتیزن کوپ یک بار از من پرسید که آیا 50 دلار برای یک هودی خیلی زیاد است؟ خندیدم و گفتم باید ببینی آئروسمیت چی شارژ می کنه.
در حالی که اخیراً با Gemini Lyria 3 بازی می کردم، مجبور شدم اعتراف کنم که آهنگ های تولید شده توسط هوش مصنوعی ناخوشایند نیستند. آنها حتی ممکن است در لیست پخش کسی قرار بگیرند. با این حال، وقتی به کسی فکر کردم که 50 دلار برای یک هودی هوش مصنوعی خرج می کند، نمی توانستم خنده ام را حفظ کنم.
ارتباط هوش مصنوعی و انسان که هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند
در این مرحله، گفتگو در مورد خلاقیت هوش مصنوعی تقریباً عادی شده است. هر هفته به نظر می رسد یک تصویر ویروسی دیگر تولید شده توسط هوش مصنوعی، یک آهنگ پاپ مصنوعی دیگر، یا یک ابتکار دیگر که نوید جایگزینی کامل خالقان انسانی را می دهد.
اما پس از گذراندن ساعتها برای آزمایش ابزارهای هوش مصنوعی و تماشای محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی که در اینترنت پخش میشود، متوجه شدم که مشکل دیگری در حال ظهور است. در حالی که من واقعاً معتقدم هوش مصنوعی می تواند به تقویت خلاقیت کمک کند، اما هنوز ارتباط انسانی ندارد.
زیرا در حالی که هوش مصنوعی می تواند به طور فزاینده ای خلاقیت انسان را تقلید کند تا جایی که احساس مشارکت داشته باشد، همچنان در تلاش است تا یکی از مهم ترین بخش های هنر را بازآفرینی کند: ارتباط عاطفی بین خالق و مخاطب.
و نکته عجیب این است که تقریباً هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند. موسیقی تولید شده توسط هوش مصنوعی در سال گذشته به طور قابل توجهی تکامل یافته است. برخی از هنرمندان اکنون آنقدر متقاعد کننده هستند که بسیاری از شنوندگان بلافاصله متوجه نمی شوند که انسان نیستند.
همین اتفاق در مورد کتابها، هنرهای تجسمی، سازندگان TikTok و حتی تأثیرگذاران هوش مصنوعی نیز میافتد. تمام حسابهای اینستاگرام و صفحات خلاق مبتنی بر اشتراک اکنون توسط افراد مصنوعی ساخته میشوند که از نظر فنی وجود ندارند.
اما با وجود این همه پیشرفت، چیزی هنوز به طرز عجیبی توخالی به نظر می رسد. این به این دلیل است که مردم فقط طرفدار محتوا نمی شوند. آنها طرفدار مردم می شوند.
ما فقط به این دلیل که یک آهنگ خوب به نظر می رسد، روی نوازندگان وسواس نداریم. ما به داستان پشت آلبوم، دلشکستگی الهام بخش آن (من به تو نگاه می کنم T-Swift!)، مصاحبه ها، شخصیت، اجراهای زنده و نقص ها اهمیت می دهیم.
همین امر در مورد نویسندگان، یوتیوبرها، بازیگران و هنرمندان نیز صدق می کند. بسیاری از هواداران مبتنی بر تعامل عاطفی است، نه فقط کیفیت خروجی.
هیچ کس پوسترهای الگوریتم را روی دیوارهای خود آویزان نمی کند
هر چه بیشتر به آن فکر می کردم، تفاوت واضح تر می شد. خالقان بشر حول محور خود اسطوره می سازند. طرفداران سال ها حرفه خود را دنبال می کنند. با گذشت زمان، آنها با دلبستگی به شخصیت، مبارزات و تکامل خود رشد می کنند.
سازندگان هوش مصنوعی مانند آیتانا لوپز یا میکولا در واقع چنین چیزی را ندارند. در حالی که محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی ممکن است از نظر فنی چشمگیر باشد، اما اغلب از نظر احساسی یکبار مصرف به نظر می رسد. ممکن است یک بار گوش کنید، یک بار اسکرول کنید یا یک بار بخندید، اما این به ندرت ارتباط عمیق تری ایجاد می کند که مصرف کنندگان معمولی را به طرفداران مادام العمر تبدیل می کند.
پس از گذراندن زمان زیادی در کنار نوازندگان واقعی و خدمت به عنوان دستیار شخصی برای اسطوره هایی مانند کارلی سایمون، نمی توانم تصور کنم کسی بگوید: “این آهنگ تولید شده توسط هوش مصنوعی به من کمک کرد تا سخت ترین سال زندگی ام را پشت سر بگذارم.”
هیچ کس بعد از یک کنسرت جلوی استادیوم منتظر نمی ماند تا با یک مدل زبان آشنا شود. و هیچ کس پوسترهای الگوریتم را روی دیوار اتاق خواب خود آویزان نمی کند. حداقل هنوز نه؟

هوش مصنوعی تولید محتوا را به میزان قابل توجهی آسان تر و ارزان تر می کند. این بدان معناست که اینترنت به سرعت در حال پر شدن از رسانه های مصنوعی است که برای جلب توجه تا حد امکان کارآمد طراحی شده اند. از برخی جهات، محتوای تولید شده با هوش مصنوعی شبیه نسخه فست فود خلاقیت است. فوراً در دسترس است، برای تعامل بهینه شده است، بی نهایت مقیاس پذیر است، به سرعت مصرف می شود و اغلب احساس نارضایتی در شما ایجاد می کند.
این بدان معنا نیست که تمام خلاقیت های مبتنی بر هوش مصنوعی بد هستند. دور از آن. به من گوش کن بسیاری از افراد خلاق در حال حاضر از ابزارهای هوش مصنوعی به روشهای بسیار جالبی مانند طوفان فکری، ویرایش ویدیوها، بهبود گردش کار، ایجاد مفاهیم و انجام آزمایشهای خلاقانه استفاده میکنند.
با این حال، تفاوت زیادی بین استفاده از هوش مصنوعی به عنوان ابزار و جایگزینی کامل انسان پشت کار وجود دارد.
افکار نهایی
محتوای ایجاد شده توسط هوش مصنوعی روز به روز چشمگیرتر می شود. اما من شخصاً فکر میکنم زمانی که نوبت به تولید هنری با هوش مصنوعی میشود که باعث میشود مردم احساس واقعی کنند، راه درازی در پیش داریم.
به چی فکر میکنی؟ آیا از رمان، هنر یا موسیقی خلق شده توسط هوش مصنوعی عمیقاً احساس خواهید کرد یا از آن الهام خواهید گرفت؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok.



