چرا 0-60 مایل در ساعت استاندارد برای اندازه گیری شتاب خودرو است؟

وقتی دوست علاقهمند به خودرو، یک روزنامهنگار حرفهای خودرو، یا حتی خود خودروساز چیزی شبیه این میگوید: «مک لارن 750S در 2.3 ثانیه از صفر به 60 مایل در ساعت میرسد»، میدانید که این خودروی سریعی است. سرعت بزرگراه از حالت استراحت کار کوچکی نیست، تقریباً همان زمانی است که برای گفتن آوایی “مک لارن هفت پنجاه اس” طول می کشد.
شتاب صفر تا 60 مایل در ساعت یک خودرو به نظر یکی از آن سنت هایی است که برای همیشه وجود داشته است، زیرا برای اکثر ما چنین بوده است. قبلاً یک مجله اتومبیل وجود داشت که به معنای واقعی کلمه 0-60 نامیده می شد و حتی میم هایی با نام رئیس جمهور سابق جو بایدن وجود داشت. [insert comically slow motorized vehicle here] و من از توانایی آن برای رسیدن به “صفر به 60 در 4.1 ثانیه” شگفت زده می شوم.
بنابراین دقیقاً چگونه 0-60 به معیار جهانی شتاب خودرو تبدیل شد؟ برای توضیح، باید به فصل ریشه های روزنامه نگاری خودرو برویم. Motor101 در حال انجام است.
قبل از کلارکسون کلارکسون
ایده اندازه گیری مدت زمانی که یک خودرو برای رسیدن به سرعت 60 مایل در ساعت طول می کشد از سوی تام مک کاهیل، روزنامه نگار آمریکایی در زمینه خودرو مطرح شد. در واقع، او نه تنها در تست 0-60 پیشگام بود، بلکه در کل ایده بررسی خودروها همانطور که امروزه آنها را می شناسیم نیز پیشگام بود.
مک کاهیل، پسر فروشنده مرسدس و نوه یک وکیل ثروتمند نیویورکی، پس از رکود بزرگ که کسب و کار تعمیر خودرو او را نابود کرد، به نویسندگی مستقل روی آورد. در آن زمان، برای یک روزنامهنگار شخص ثالث بیطرف اصلاً چیزی نبود که ماشین را آزمایش کند و گزارش دهد. تفکر خودروسازان در آن زمان این بود: «ما خودروهای خودمان را آزمایش می کنیم و علاقه ای به نظرات بیرونی نداریم». روند موتور.
بنابراین مک کاهیل با دروغ گفتن در مورد چیزی که به طور غیررسمی به اولین اعتبار ماشین مطبوعاتی صنعت تبدیل می شود، طرحی را ارائه کرد. بر این اساس همینگزاو وانمود کرد که یک عکاس است و “یک مقام راه آهن” را فریب داد تا او را از قطار خارج کند تا بتواند از بیوک 1946 عکس بگیرد. ببینید، اولین بررسی کامل مکتوب رانندگی خودرو در شماره فوریه 1946 Mechanix Illustrated ظاهر شد. ویژگی مجله تست جاده متولد شد و به زودی تولیدکنندگان تسلیم شدند و با عرضه مستقیم خودروها فقط برای اهداف روزنامه نگاری، شروع به توپ بازی کردند.
ایده اندازه گیری مدت زمانی که یک خودرو برای رسیدن به سرعت 60 مایل در ساعت طول می کشد از سوی تام مک کاهیل، روزنامه نگار آمریکایی در زمینه خودرو مطرح شد.
زبان مک کاهیل به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر نحوه نوشتن و ارائه نسل های آینده منتقدان خودرو تأثیر می گذارد. این یکی ده ها سال از عمرش می گذرد، بنابراین آنقدرها هم پیر نشده است. اما برای اینکه ایدهای از سبک خود داشته باشید، یک بار جووت زیرسیگاری جاولین را اینگونه توصیف کرد: “مثل فنجانی که دندانپزشک مورد علاقهتان به شما میگوید دندانهایتان را در آن تف کنید، به سمت بیرون لولا میشود اما بیشتر وقت خود را صرف چرخیدن میکند.”
بررسی دیگری از یک Dodge Coronet مدل 1966 موتور همی این خودرو را “به شرارت ببر بنگال در یک قصابی” خواند. او قبل از جرمی کلارکسون جرمی کلارکسون بود که گفته می شود «هرگز استعاره یا تشبیهی را که دوست نداشته باشد ندیده است». یکی دیگر از بخش های کلیدی شوخی مک کاهیل؟ او همیشه ضبط می کرد که چقدر طول می کشد تا یک ماشین از صفر به 60 مایل در ساعت برسد.
بنابراین، تمرین صحبت در مورد 0-60 مایل در ساعت به عنوان معیاری برای سرعت، از چیزی ناشی نمی شود. جاده و مسیر یک روز، در میانه یک آزمایش جاده، یک کارمند یک لحظه اوریکا دارد. بیشتر شبیه مک کاهیل است که کل طرح کلی قالب بررسی خودرو را در دهه 1940 نوشته است و 0-60 تنها بخشی از آن بود.
چرا 60 مایل در ساعت؟
دوج چلنجر SRT Demon
متأسفانه، به نظر می رسد هیچ کس به خود زحمت نداده است که دقیقاً از آن مرد بپرسد که چرا سرعت 60 مایل در ساعت را به عنوان مرجع انتخاب کرده است و نه 50 یا 70 مایل در ساعت، اما ارائه چند تئوری کار سختی نیست.
محدودیتهای سرعت در سطح ایالت قبلاً حدود 50 تا 60 مایل در ساعت بود، و واشنگتن رسماً این سرعت را در سال 1951 به 60 مایل در ساعت افزایش داد. بنابراین اندازهگیری سرعت یک خودرو از سکون تا سرعتی که یک راننده معمولی میتوانست به طور واقعی و به تنهایی با ارتعاشات سرعت بگیرد، کاملاً منطقی بود.
متأسفانه، به نظر می رسد هیچ کس به خود زحمت نداده است که از مرد بپرسد که چرا دقیقاً 60 مایل در ساعت را به عنوان نقطه مرجع خود انتخاب کرده است …
همچنین این واقعیت وجود دارد که سرعت 60 مایل در ساعت حدود 100 کیلومتر در ساعت است، اما چیزی به من می گوید که مک کاهیل متولد نیویورک هنگام آماده سازی آزمایش به سیستم متریک فکر نمی کرد. اگر دقت میخواهید، سرعت 60 مایل در ساعت حدود 97 کیلومتر در ساعت است در حالی که سرعت 100 کیلومتر در ساعت در واقع 62 مایل در ساعت است. به هر حال، این اختلاف به همین دلیل است که برخی از تولیدکنندگان عجیب و غریب فقط حداکثر سرعت 0-62 مایل در ساعت را به جای حداکثر سرعت 0-60 مایل در ساعت ارائه می دهند.
نکته دیگری که ممکن است بدانید یا ندانید این است که اکثر پخشهای 0 تا 60 که امروز منتشر میشوند با پخش تک شات زمانبندی میشوند. به ارث رسیده از رفتار نور زمان بندی نوار درگ، تایمر فقط پس از حرکت ماشین به جلو در حدود یک قدم – بسیار کوچک – شروع می شود، اما زمانی که در حال مسابقه روی نیمکت با حاشیه اندازه گیری شده در دهم یا نه صدم ثانیه هستید، هر قدم اهمیت دارد. در واقع، ماشین و راننده این به صراحت هر دو 0-60 و 5-60 را آزمایش و پخش می کند و تفاوت در انعطاف پذیری پیشرانه را برجسته می کند.
آیا هنوز هم مهم است؟
در بیشتر دوران مدرن، یک خودروی تولیدی که بتواند 6-0 بزرگ را در کمتر از 5 ثانیه بزند به معنای عملکرد بسیار جدی بود، اگرچه قطعاً این میزان در سالهای اخیر بالا رفته است. در زمینه ماشینهای شش رقمی با کارایی بالا تولید شده در سال 2026، سه عدد احتمالاً پنج ماشین جدید هستند، و سریعترین ماشینهای موجود در جادهها اکنون دائماً با اعدادی که با یک شروع میشوند معاشقه میکنند، بهویژه وقتی صحبت از برق میشود. برای مثال، شوروی اخیراً زمانی که کوروت ZR1X هیبریدی جدیدش تنها در 1.68 ثانیه به سرعت 60 رسید، سر و صدای زیادی به پا کرد.
با تشکر از هر مهندس پیشرانه، آیرودینامیک و تامین کننده لاستیک که شرکت کردند… اما آیا این دیگر اهمیت دارد؟ در عصری که شاسی بلندهای برقی خانواده پورشه می توانند از هایپرکار هفت رقمی یک دهه پیش پیشی بگیرند، زمان صفر تا 60 شگفت انگیز دیگر چندان چشمگیر نیست. اینها میز هستند. وقتی همه چیز سریع است، سریع دیگر معنای خاصی ندارد.
علاقه مندان به ماشین یک آمار ساده را دوست دارند و زمانی که در حال بحث در مورد شایستگی های جدیدترین فراری در برابر مثلاً جابرونی دوستدار لامبورگینی در بار هستند، چیزهای کمی می تواند آنها را سریعتر از نمایش 0-60 ساکت کند. به لطف مک کاهیل، آمار در ۸۰ سال گذشته بر بحثها در بارهای خودروهای اسپورت غالب بوده است، و همانطور که هر مسابقهای با تجربه درگ میداند، چیزهای کمی قویتر از اینرسی خالص وجود دارد.
این چه نوع تشبیهی است، تام؟



