من از قانون وارونگی Charlie Munger با ChatGPT استفاده کردم و از همه پیاده سازی ها بهتر بود

سالها، مانند اکثر مردم، با رویکردی آیندهنگر به اهدافم نزدیک شدم. من یک مجله در ChatGPT نگه داشتم که شامل اهداف روزانه و اهداف بلند مدت بود، بنابراین هر روز را با پرسیدن سوالات متوسط از خودم شروع کردم: چگونه موفق تر شوم و مهمتر از همه، چگونه پول بیشتری به دست بیاورم؟ همچنین همیشه سعی کردهام روی سلامت روانم تمرکز کنم تا استرس را قبل از شروع آن متوقف کنم.
اما بعد با یکی از مشهورترین مدل های ذهنی سرمایه گذار میلیاردر فقید چارلی مانگر مواجه شدم: «وارون، همیشه معکوس». برای هر کسی که به تازگی با چارلی مانگر آشنا شده است، او کسی است که ارزش کشف کردن را دارد. من یک تحقیق عمیق با NotebookLM در مورد قوانین و رویکرد ذهنیت آن به اهداف انجام دادم، که شامل یادگیری در چندین حوزه است، که اغلب برگرفته از ریاضیات، فلسفه و روانشناسی است تا بهتر بفهمم جهان چگونه کار می کند و تصمیمات هوشمندانه تری می گیرد.
مانگر معتقد بود که بسیاری از سختترین مشکلات زندگی زمانی آسانتر میشوند که آنها را وارونه کنید. به جای اینکه بپرسید چگونه برنده شوید، میپرسید چگونه ببازید و سپس بیرحمانه از آن اشتباهات اجتناب میکنید.
ادامه مقاله در زیر
قانون وارونگی چیست؟
مفهوم فریبنده ساده است. اکثر مردم بر روی جنبه “به علاوه” معادله (افزودن عادات، افزودن ابزار) تمرکز می کنند. وارونگی بر روی “منهای” تمرکز می کند (حماقت را از بین می برد).
بنابراین وقتی از ChatGPT میپرسید “چگونه موفق شوم؟” به جای پرسیدن سوالاتی مانند یا “چگونه می توانم شادتر باشم؟” قانون “چگونه شکست را تضمین کنم؟” او توصیه می کند سوالاتی از این قبیل بپرسید: “چگونه می توانم مطمئن شوم که دقیقاً همان جایی که هستم می مانم؟”
من قرار نیست دروغ بگویم، پرسیدن این سوالات مرا بسیار عصبانی کرد زیرا من همیشه فردی مثبت اندیش و آینده نگر هستم. اما ChatGPT باعث شد که رفتارهای خودم را به عنوان «قاتل موفقیت» ببینم و بررسی واقعیتی بود که به آن نیاز داشتم.
وقتی این سوالات را از هوش مصنوعی پرسیدم، موارد زیر اتفاق افتاد.
من برای اولین بار از هوش مصنوعی استفاده کردم تا زندگی تجاری خود را وارونه کنم.
ChatGPT برنامه روزانه من را می داند زیرا همه برنامه هایم را با استفاده از مرکز برنامه ChatGPT به آن متصل می کنم. از Slack تا Gmail، هوش مصنوعی مرا منظم نگه میدارد. با این حال، برای کنار گذاشتن این قانون، تقویم و فهرست «کارها» را نیز آپلود کردم. سپس از دستور زیر استفاده کردم: از قانون وارونگی Munger استفاده کنید تا به من بگویید که چگونه فردی با مهارت های من کمتر دستمزد می گیرد، استرس دارد و نادیده گرفته می شود.
بر خلاف دوستی که میخواست از احساسات شما در امان بماند یا چیزها را کاهش دهد، هوش مصنوعی عقب نشینی نکرد. در چند ثانیه او “استراتژی شکست” من را ترسیم کرد:
- ارزش شخصی خود را به اندازه گیری های روزانه گره بزنید: مطمئن باشید که خلق و خوی شما توسط نموداری تعیین می شود که نمی توانید آن را به طور کامل کنترل کنید.
- انتظار می رود به رسمیت شناخته شود: هرگز از “اهرم” استفاده نکنید یا محصولات خود را ایجاد نکنید. به بهبود پلت فرم دیگران ادامه دهید.
- تله نگهداری: ۸۰ درصد انرژی خود را صرف ضربالاجلهای کوتاهمدت و کارهای «واکنشی» کنید.
- رانش استراتژیک: فوق العاده سخت کار کنید، اما هرگز روی یک چیز آنقدر کار نکنید که به هم ادغام شود.
دیدن “کار سخت” من که به عنوان “رانش استراتژیک” مجدداً در نظر گرفته شد، حقیقت ناراحت کننده ای بود که به آن نیاز داشتم. متوجه شدم که به برنامه تقویم بهتر یا ابزارهای بهره وری بیشتری نیاز ندارم. مجبور شدم راحتی را به جای پیشرفت انتخاب نکنم.
سپس، چون قبلاً به گونهای استعاری سیلی خورده بودم، از نسخهای مرتبط با استرس از این هشدار استفاده کردم. اینطور به نظر می رسید: “چگونه می توانم فرسودگی شغلی کامل را تا پایان ماه تضمین کنم؟”
پاسخ ها دوباره فوری و آشنا بودند:
- به محض بیدار شدن از خواب، معیارها و Slack را بررسی کنید.
- «پشت صحنه» را با «برجستهترین» دیگران مقایسه کنید.
- به هر درخواست «تماس سریع» یا با اولویت پایین بله بگویید.
- هرگز بدون احساس گناه استراحت نکنید.
این برای من دیوانه کننده بود و اگر آن را امتحان کنید متوجه خواهید شد که چرا. وقتی به این رفتارها به عنوان برنامه ای عمدی برای بدبختی نگاه می کنید، توجیه آنها بسیار سخت تر می شود. این دیگر «فقط یک عادت بد» نیست، بلکه یک انتخاب برای شکست است.
حذف عادات خرابکاری
بدون هوش مصنوعی، احتمالاً نمیتوانستم تا این حد در الگوهای فکری چارلی مانگر فرو بروم، حداقل برای یک شب. NotebookLM اطلاعات لازم را به من داد تا از ChatGPT بپرسم که چگونه این قوانین و استراتژی ها را پیاده سازی کنم. احتمالاً این موارد را در نظر می گرفتم، اما ChatGPT به من تصویری ذهنی داد زیرا عادات من را تقریباً بهتر از من می شناسد.
به عبارت دیگر، من از هوش مصنوعی به عنوان یک فیلتر شناختی استفاده کردم. من “اولویت های جعلی” خود را با وارونه کردن اهدافم یافتم. فکر کردم باید بیشتر کار کنم. وارونگی به من نشان داد که باید کمتر کار کنم:
- کار واکنشی کمتر: اگر سوزن را حرکت ندهد، حواس پرتی است.
- تصمیم کمتر احساسی: از رفتار هر روز آهسته مثل یک فاجعه دست بردارید.
- مقایسه کمتر: روی «علاقه مرکب» خودم در کارم تمرکز کنم.
این دستور را خودتان امتحان کنید: من می خواهم قانون وارونگی چارلی مانگر را اعمال کنم. در حال حاضر روی موارد زیر تمرکز می کنم: [Goal]. 10 رفتار برتر را که تضمین کننده شکست من در رسیدن به این هدف در شش ماه آینده است را فهرست کنید. سپس عادات فعلی من را تجزیه و تحلیل کنید و به من بگویید که در حال حاضر در کدام یک از این تله ها افتاده ام.
غذای آماده
این آزمایش انرژیبخش بود، زیرا من قبلاً هرگز این چشمانداز را ندیده بودم و هرگز به این «درجا» و شخصی نبوده است. اجازه دهید به شما بگویم، اینکه هوش مصنوعی به شما در مورد عادات بدتان هشدار دهد، خفتآور است. من انتظار نداشتم از نتایج این آزمون لذت ببرم یا روی این قانون “همه وارد” شوم، اما این به من کمک کرد تا متوجه شوم که بسیاری از “کار سخت” در واقع فقط یک رانش استراتژیک است.
تغییر طرز فکر نیز به استرس کمک کرد. پرسیدم چه عاداتی می تواند فرسودگی شغلی را تضمین کند تا بتوان قبل از بدتر شدن آن را متوقف کرد.
اگر این دستور را امتحان کردید، در نظرات به من اطلاع دهید. من دوست دارم بدانم چگونه برای شما کار می کند.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود.



