من با Gemini، ChatGPT و Claude برای همان شغل مصاحبه کردم – در اینجا کسانی هستند که آنها استخدام کردند

اگر با سرفصل ها همگام بوده اید، احتمالا متوجه موجی از اخراج در شرکت های بزرگ از آمازون گرفته تا مایکروسافت شده اید. بسیاری از این کاهشها مدیریت میانی را هدف قرار میدهند، زیرا سازمانها سلسله مراتب خود را به نام کارآمدی مسطح کردند. مایکروسافت حتی اعلام کرد که آخرین اخراجها با هدف «کاهش لایههای سازمانی» و سادهسازی تصمیمگیری صورت گرفته است.
در حالی که برخی از شرکت ها به هوش مصنوعی به عنوان نیروی محرکه این بازسازی ها اشاره می کنند، داده ها داستان پیچیده تری را بیان می کنند. این داستان نشان می دهد که هوش مصنوعی همیشه مقصر نیست.
هر کدام مجبور بودند یک نامه پوششی بنویسند و به همان سوالات سخت مصاحبه پاسخ دهند. در اینجا عملکرد سه کاندیدای هوش مصنوعی من است:
[Editor’s note: while I usually show every response, due to a lack of space, I’m only highlighting the winner for each round].
1. یک نامه پوششی تهیه کنید
سریع: “شما برای این نقش مدیر برنامه درخواست می دهید. باید مهارت های فنی/عملکردی داشته باشید. بیش از 10 سال تجربه در مدیریت پروژه و خدمات مشتری. نقش شما شامل ایجاد روابط مثبت با مشتریان در سطح معاونت و مدیر عامل، کار با تیم های فروش برای ایجاد کسب و کار جدید و کار بر روی پیشنهادات، شناسایی فرصت های فروش و فروش متقابل، تهیه گزارش ها در مورد مسائل مربوط به پروژه ها و مدیریت کارآمد در نرم افزارهای آفیس، و رسیدگی سریع به مسائل مربوط به پروژه و مدیریت کارآمد در نرم افزار، و مدیریت کارآمد در نرم افزار به مشتری است. دارای مهارت های سازمانی و چندوظیفه ای قوی، رویکرد مشتری مداری داشته باشید شما باید دارای مدرک لیسانس علوم کامپیوتر یا مدرک مهندسی و توانایی حل مسئله باشید.
ChatGPT او نامه ای روان و رسا نوشت که خواندن آن هم آسان و هم لذت بخش است. این شامل یک معیار خاص (“افزایش 20٪ در فرصت های فروش”) بود که یک نقطه قوت بود.
جوزا او به طرز ماهرانه ای متن نامه خود را طوری تنظیم کرد که شرح شغل را تقریباً دقیقاً منعکس کند. از همان زبان و بخشها استفاده میکرد، و دیدن یک مسابقه مستقیم را برای مدیر استخدام بسیار آسان میکرد. این یک استراتژی بسیار موثر ATS (سیستم ردیابی متقاضی) و راهبرد انسان-خوان است.
کلود او به طور جامع همه جنبههای شرح شغل را پوشش میدهد، در حالی که نامه را حول دستاوردهای خاص و قابل اندازهگیری مینویسد (به عنوان مثال، “رضایت مشتری 95٪”، “X دلار در قراردادهای جدید”). در یک سناریوی واقعی، این کامل است و مدیران استخدام به دنبال آن هستند.
برنده: دوقلوها برنده می شوند زیرا استراتژیک ترین رویکرد را در نوشتن نامه های پوششی نشان داد. با این حال، برای این آزمایش، همه رباتهای گفتگو با «مصاحبه» پیش میروند.
2. مدیریت پروژه
سریع: “درباره زمانی به من بگویید که یک پروژه پیچیده را از ابتدا تا انتها مدیریت کردید. چگونه آن را در مسیر خود نگه داشتید؟”
ChatGPT به طور موثر به نقطه مورد نظر رسیدیم و نتایج مربوطه را شامل شد (2 هفته زودتر، 8٪ کمتر از بودجه، 25٪ بهبود).
جوزا اگرچه پاسخ او کمی ساختارمندتر بود، اما قابلیت های قابل اندازه گیری قوی (بودجه 1.5 میلیون دلاری، بازسازی 2 میلیون دلار، افزایش فروش 250 هزار دلاری) را ارائه داد.
کلود پاسخ خود را حول چهار ستون پیچیده سازماندهی کرد: پایه گذاری، همسویی سهامداران، مدیریت ریسک و ارتباطاتی که تفکر استراتژیک را نشان می دهد.
برنده: کلود برنده می شود برای نشان دادن دقیق تفکر استراتژیک، حضور اجرایی و دقت روش شناختی مورد انتظار از شخصی با بیش از 10 سال تجربه.
3. مدیریت مشتری
سریع: “چگونه با مشتریان یا ذینفعان مشکل برخورد می کنید، به ویژه آنهایی که در سطح اجرایی هستند؟”
ChatGPT یک مثال کلی ارائه شده است، بیش از حد ساده شده و بدون خطرات قابل توجه. فاقد پیچیدگی مورد انتظار برای رسیدگی به تعارضات سطح اجرایی
جوزا با ساختاری عالی و تاکید قوی بر حرکت از احساس به داده به این سوال نزدیک شد.
کلود هوش هیجانی، تفکر استراتژیک و حضور اجرایی مورد نیاز برای شخصی که با ذینفعان در سطح معاون رئیس جمهور و مدیر ارتباط برقرار می کند را نشان داد.
برنده: کلود برنده می شود زیرا مدیر بلافاصله حقیقت کلیدی را در مورد ذینفعان شناسایی می کند: «آنها به ندرت در مشکل هستند؛ آنها اغلب تحت فشار شدید هستند، نگرانی هایی دارند که شنیده نمی شوند، یا در مورد یک موضوع حیاتی قابل مشاهده نیستند.» این نشان دهنده درک عمیق روانشناسی مدیر است.
4. ایجاد تعادل در پروژه ها
سریع: “چگونه در رسیدن به اهداف پروژه فعلی تعادل ایجاد می کنید و فرصت های فروش متقابل یا فروش متقابل را شناسایی می کنید؟”
ChatGPT او رویکرد خود را با یک حکایت سادهتر کرد، بدون اینکه تأثیر تجاری گستردهتری داشته باشد. فاقد چارچوب استراتژیک و نتایج قابل اندازه گیری بود.
جوزا چارچوب واضحی از همکاری با فروش را نشان داد اما کمتر از پاسخ کلود مؤثر بود.
کلود هوش تجاری، صبر استراتژیک و طرز فکر تجاری را نشان داد که مدیران ارشد برنامه را از جوانان متمایز می کند.
برنده: کلود برنده می شود برای نشان دادن سطح پیچیدگی این نقش نیاز دارد.
5. مدیریت پروژه
سریع: وقتی چندین پروژه برای جلب توجه شما رقابت می کنند، چگونه زمان خود را اولویت بندی و مدیریت می کنید؟
ChatGPT یک بار دیگر او فاقد چارچوب استراتژیک بود و طبق معمول رویکردی بیش از حد ساده انگارانه در پیش گرفت. آیا او حتی کار را می خواهد؟
جوزا فرآیندی با ساختار خوب نشان داد که از ماتریس تأثیر/فوریت به خوبی استفاده کرد.
کلود اولویتبندی استراتژیک و تصمیمگیری در سطح اجرایی را ارائه میکرد، اما بیش از حد دقیق بود و اغلب در تلاش برای جزئیات بیش از حد از موضوع خارج میشد.
برنده: دوقلوها برنده می شوند برای بهترین و متعادل ترین پاسخ.
6. رویکرد به تیم های داده
سریع: رویکرد شما برای کار با تیمهای داده (مثلاً در پروژههای مدیریت داده یا مهندسی داده) چیست؟»
ChatGPT فاقد پیچیدگی مورد انتظار برای بحث های حاکمیت داده بود.
جوزا او به روشی پاسخ داد که تفکر استراتژیک در سطح اجرایی را با وضوح عالی نشان داد.
کلود پاسخ نامتناسبی طولانی و تکراری کتاب درسی داد.
برنده: دوقلوها برنده می شوند برای تفکر استراتژیک در سطح اجرایی و استفاده از زبانی که با ذینفعان فنی و غیر فنی طنین انداز می شود.
7. شناسایی آنچه که یک مدیر برنامه عالی را می سازد
سریع: “به نظر شما چه چیزی یک مدیر برنامه خوب را از یک مدیر عالی جدا می کند؟”
ChatGPT مهارت های اجتماعی مهمی مانند ارتباط، همدلی و سازگاری را برجسته کرد. در لحن شاعرانهاش جذاب بود، اما بسیار کلی بود و فاقد نمونههای خاص، معیارها یا پیوندهای مستقیم با جنبههای فنی و توسعه تجاری کار بود.
جوزا با تمرکز بر مشارکت استراتژیک و ایجاد ارزش تجاری، به طور مستقیم به تمایزات کلیدی (چشم انداز، تأثیر، تأثیر) پرداخت.
کلود عمق را با یک چارچوب هفت نقطه ای نشان داد که فراتر از تفاوت های سطح سطح است.
برنده: کلود برنده می شود برای پاسخی که بینش استراتژیک را با نتایج مبتنی بر شواهد ترکیب می کند. این به بهترین وجه ماهیت چیزی را که یک مدیر برنامه را از خوب به عالی ارتقا می دهد، به نحوی که با خواسته های شغلی مطابقت دارد، نشان می دهد.
حکم: کلود استخدام شده است
پس از هفت دور، کلود به عنوان قوی ترین نامزد در کل ظاهر شد. در حالی که Gemini در رده دوم قرار گرفت، کلود عمق استراتژیک، هوش هیجانی، و زیرکی تجاری را با انتظارات دنیای واقعی یک مدیر ارشد برنامه ترکیب کرد.
دقت و ساختار Gemini آن را در رتبه دوم قابل توجه قرار می دهد، در حالی که ChatGPT، در حالی که به وضوح بیان می شود، اغلب در استراتژی کوتاه می آید.
اگر این آزمایش چیزی را ثابت کند، این است که هوش مصنوعی میتواند منطق مدیریت میانی را تقلید کند، اما رهبری همچنان به ترکیبی کاملاً انسانی از قضاوت، عمق و همدلی نیاز دارد.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. فراموش نکنید که روی دکمه Follow کلیک کنید!
اطلاعات بیشتر از راهنمای تام
بازگشت به لپ تاپ



