من لیست کارهایم را با “اصول اولیه” ایلان ماسک جایگزین کردم و ساعات کاری پرمشغله ام دو برابر شد.

من اخیراً نکات ضد پیری برایان جانسون را امتحان کردم. در حالی که نوشیدن آب لیمو و پیاده روی قبل از کار به طور قابل توجهی به من کمک می کند تا هر روز را با وضعیت بدنی بهتری شروع کنم، تقویم رنگی گوگل که به من خیره شده است، ناگزیر باعث ایجاد موهای خاکستری می شود.
اما پس از خواندن در مورد مدل ذهنی مورد علاقه اولون ماسک، اولین اصول تفکر، تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم. ماسک به طور معروف از این اصول استفاده کرد تا متوجه شود که مواد خام یک موشک تنها 2 درصد از محصول نهایی هزینه دارد و همین امر باعث شد اسپیس ایکس را تأسیس کند. تعجب کردم: اگر “مواد خام” بهره وری خود را به فیزیک کاهش دهم چه اتفاقی می افتد؟
از آنجایی که من یک دانشمند موشکی نیستم، این کار را به ChatGPT سپردم. به هوش مصنوعی گفتم: “هر “اشتباه” بهره وری که تاکنون نوشته شده را نادیده بگیرید. از اولین اصول تفکر برای تجزیه مفهوم “روز کاری” استفاده کنید. حقایق اساسی خروجی انسان چیست و چگونه می توانیم برنامه ای را که صرفاً بر اساس زیست شناسی و فیزیک است، از ابتدا بازسازی کنیم؟
پاسخ هوش مصنوعی یک سیلی سرد و سخت به صورت عذاب هفتگی من بود. در اینجا چیزی است که اتفاق افتاد و چگونه تمرکز عمیق کاری من را دو چندان کرد.
بازسازی افسانه ها
هوش مصنوعی تعیین کرده است که روز کاری باید مدیریت شود، نه ظرفی که پر شود. من این را خریدم زیرا لازم نیست هر دقیقه پر شود و زمان برای خلاقیت و استراحت باقی می ماند. از آنجا، روز کاری من به سه حقیقت “اصل اول” تقسیم می شود:
ادامه مقاله در زیر
- انرژی محدود است: “سوخت” شناختی (گلوکز و انتقال دهنده های عصبی) با هر تصمیمی تخلیه می شود.
- قانون بازده کاهشی: پس از یک آستانه مشخص، یک ساعت کار کمتر از یک ساعت ارزش تولید می کند.
- “ساقه” و “برگ”: 80٪ از تکالیف من “برگ” بود. آنها مشاغل پرمشغله ای بودند که در واقع از “تنه” حرفه من پشتیبانی نمی کردند.
اجرای برنامه SpaceX
باید بگویم، من واقعاً متعجب شدم که ChatGPT برنامه SpaceX را به من داد تا آن را دنبال کنم. این به من کمک کرد تا به جای فهرست کارها، یک پروتکل «اولین کارکرد» ایجاد کنم. این چیزی است که وقتی آن را برای یک هفته اعمال کردم اتفاق افتاد:
- من ماموریت “Early Bird” را کشتم. من کتاب های زیادی برای کسب و کار و توسعه شخصی خوانده ام و بیشتر آنها به خاطر بیدار نشدن در ساعت 5 صبح احساس گناه می کنم. زیست شناسی من به 7.5 ساعت خواب برای اوج عملکرد شناختی نیاز دارد. من معمولاً این را نمی فهمم، اما علاقه ای به زودتر بیدار شدن ندارم. رهایی از این ایده که باید زود از خواب بیدار شوم به کاهش مه مغزی کمک کرد زیرا با هیکل درونی خود دست و پنجه نرم نمی کردم.
- محدودیت خروجی “3 واحد”. ChatGPT به من کمک کرد تا متوجه شوم که یک روز پربار به معنای لیستی از کادرهای علامت زده در لیست کارهای انجام نیست. طبق سیستم اصول اول، کار عمیق نیاز به “انرژی فعال سازی” بالایی دارد. بنابراین هنگامی که وارد جریان شدید، تغییر وظایف یک مالیات عظیم انرژی است. حالا من دو چیز مهم را که سوزن را حرکت می دهد، مشخص می کنم. پس از اتمام آنها، من “اجازه” توقف دارم. با اجرای این، من در 4 ساعت بیشتر از قبل در 10 ساعت انجام دادم.
- فیلتر “گوشت اطلاعات”. مطلع ماندن در تمام طول روز با چک کردن مداوم ایمیل ها و Slack یک اتلاف فوری زمان است. هر بار که تغییری در زمینه ایجاد میشود، اعلانها میتوانند 20 دقیقه زمان تمرکز ارزشمند را هزینه کنند. من اکنون ارتباطات خود را به صورت انبوه در زمانهای زمانبندیشده مشخص بررسی میکنم (و فقط به افراد خاصی که بهعنوان VIP علامتگذاری کردهام پاسخ میدهم). سطح استرسم پایین اومد
تصمیم
رادیکال ترین بخش آزمایش اصول اول، برنامه نبود. در واقع اجرای آن بسیار آسان بود و من نیازی به انجام تنظیمات اساسی نداشتم. اما آزادی ذهنی در عرض چند روز محسوس بود.
من خودم را با دیگران یا با نسخه متراکم تری از خودم مقایسه نمی کردم. وقتی از اصول اول استدلال می کنید، فقط به فیزیک نتیجه می اندیشید که به خودی خود از نظر ذهنی رهایی بخش است.
اگر به «مواد خام» من (خواب، بلوکهای متمرکز و اهداف روشن) توجه شود، «فرمت» آن چه روز من به نظر میرسد، اهمیتی ندارد. من سعی نمی کنم چیزی متفاوت بسازم یا به یک سیستم معیوب اضافه کنم، فقط از فیزیک استفاده می کنم تا یک پروژه، ایمیل یا تصمیم را از نقطه A به نقطه B دریافت کنم.
او را دوست داشته باشید یا از او متنفر باشید، دلیلی وجود دارد که ایلان ماسک یک تریلیونر است. قوانین و اصول آن زمانی کار می کنند که به خوبی اعمال شوند.
تغییری که همه چیز را تغییر می دهد
فرسودگی من ناشی از عدم نظم و انضباط نیست. در واقع، من خیلی زیاد داشتم. من خودم را مجبور به ورود به سیستمی میکردم که روی کاغذ کارآمد به نظر میرسید، اما کاملاً نادیده میگرفتم که واقعاً مغزم چگونه کار میکند. مشکل واقعی «معماری ذهنی» من بود. روزهایم را بر اساس قوانینی بنا کردم که برای دیگران کارساز بود اما برای من کارساز نبود. بنابراین، اگرچه ساختمانی وجود داشت، اما هیچ پایه ای وجود نداشت.
اصول اول این را معکوس کرد. “یک فرد سازنده روز خود را چگونه می گذراند؟” به جای این که بپرسیم «مغز من واقعاً برای تولید کار معنادار به چه چیزی نیاز دارد؟» شروع کردم به پرسیدن این تغییر همه چیز را تغییر داد.
با درخواست از ChatGPT برای کمک به خلاصه کردن زندگی به اصول اولیه (انرژی، توجه، تأثیر)، میخواستم برنامهام را تغییر دهم و آنچه را که برایم مفید بود از ابتدا بازسازی کنم.
هر کسی می تواند از اصول ایلان استفاده کند. فقط از ChatGPT بپرسید که چگونه می تواند به شما کمک کند روزی را طراحی کنید که برای شما مفید باشد، نه علیه شما. نظر خود را در مورد اصول اول الون در نظرات به من بگویید. من دوست دارم بدانم آیا می توانید این ایده را در برنامه خود امتحان کنید.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok.



