من هر روز از هوش مصنوعی استفاده می کنم ، اما چیزی وجود دارد که هرگز به چتپپ اعتماد نخواهم کرد – به همین دلیل

من تقریباً برای همه چیز از AI استفاده می کنم. من از آنها خواستم برنامه خود را برای چتگپت و سایر چت بابات برنامه ریزی کنند ، به آنها کمک کنند تا لامپ پشتی را در جواهرات من اصلاح کنند و حتی به عنوان یک درمانگر در یک خرج کردن حرکت کنند.
من از آن برای تحقیق در مورد تاریخچه خانواده خود ، شروع یک فشار جانبی و شروع فشار و شلوغی استفاده کردم و بله – با وجود هر چشم پوشی – من برای مشاوره پزشکی و اطلاعات مالی درخواست کردم. (و صادقانه بگویم ، من احتمالاً دوباره این کار را خواهم کرد.)
من حتی آن را با چکمه های چت که بسیار شخصی بودند یا ممکن است حریم خصوصی من را به خطر انداخته ام ، به اشتراک گذاشتم. در این مرحله ، احتمالاً چتگپ بیشتر از برخی از دوستانم در مورد من می داند.
هوش مصنوعی جنبه های بسیاری از زندگی را تسهیل کرد. این باعث صرفه جویی در وقت من شد ، به من کمک کرد تا تحقیقات ساده و تصمیمات بهتری داشته باشم. به نظر من برای والدین ، یادگیری و بهره وری فوق العاده مفید است.
با این حال ، اگرچه در زندگی روزمره من یکپارچه شده است ، چیزی وجود دارد که من به Chatgpt اعتماد نخواهم کرد: مشاوره خلاق.
به همین دلیل من برای مشاوره خلاقانه به چتگپ باز نمی گردم
Merriam-Webster خلاقیت را به عنوان “توانایی انجام کاری جدید یا در غیر این صورت تعریف می کند. این نوآوری یک جرقه انسانی است ، مرزها را تحت فشار قرار می دهد ، مردم را غافلگیر می کند یا غریزه را کاملاً می شکند ، چیزی که AI ندارد.
chatgpt می تواند مجدداً از بین برود ، تغییر شکل دهد ، خروجی های خلاقانه تولید کند ، اما همیشه بر اساس داده های موجود استوار است. این چیز جدیدی ایجاد نمی کند. او آنچه را که در آنجا اتفاق افتاده است اتحاد می کند.
اشتباه نکنید: Chatgpt می تواند به کمک فوق العاده در روند خلاق کمک کند. من از ابزارهایی مانند بوم چتپپ و جمینی برای تنظیم کار خود ، نرم شدن انتقال کم و حتی بازخورد خوراک در مورد جریان یا لحن استفاده می کنم.
بعضی اوقات من آن را به یک پاراگراف می چسبانم و “آیا به نظر می رسد بسیار تکرار شده است؟” می گویم یا ، “پنج راه بی ادب دیگر برای گفتن این موضوع به من بدهید” و AI را ارائه می دهد. این مانند داشتن یک دستیار مفید برای نوشتن است که فوراً کار می کرد و هرگز از OCD من شکایت نمی کند.
تفاوت کمک به خلاقیت و سوار شدن به آن

من هنگام کار روی یک رمان ، کمک به هوش مصنوعی نمی خواهم ، یک شخصیت را پخش می کنم یا سعی می کنم صحنه ای بنویسم که چیزی عمیق عاطفی یا غیر منتظره را لمس کند. این بخشی است که من به شدت از آن محافظت می کنم.
من می خواهم انتخابات مال من باشد. خطرات ، عجیب ، شکنندگی ، صدا. این مواردی است که AI نمی تواند چند برابر کند ، زیرا مردم در واقع نمی توانند احساس کنند ، تجربه کنند یا تصور کنند.
حتی وقتی چیزی چشمگیر بیرون بیاید ، معمولاً یک دشت وجود دارد. ایده ها تمیز هستند ، ریتم می تواند منتقل شود ، اما روح از دست رفته است. به ندرت مرا شگفت زده می کند. و هرچه بیشتر در مراحل اولیه خلاقانه خم می شوم ، بیشتر احساس می کنم صدای خودم را از دست می دهم.
خط پایین
بنابراین بله ؛ من به استفاده از هوش مصنوعی برای انجام هر کار دیگری ادامه خواهم داد. فکر نکردن سریعتر ، سازماندهی ، پیش نویس های لهستانی و “سریعترین راه برای حل یک سرخ کردن چیست؟” و “آیا این مانند رگ خونی در چشمان من به نظر می رسد؟” بعد از نصب عکس
اما وقتی صحبت از خلاقیت می شود – احساسات ، حافظه ، خطر و گونه های گرفته شده از شهود انسان – من آن را بین من و مکان نما چشمک زن پنهان می کنم.
در حال حاضر ، و شاید (امیدوارم) برای همیشه ، این بخش انسان باقی مانده است.


