من از چارچوب «وسواس» MrBeast در ChatGPT استفاده کردم و این روش طوفان فکری من را تغییر داد

من خودم را فردی خلاق می دانم. من همیشه ایده های بزرگ و کوچک دارم و بی وقفه فکر می کنم چه روی تخت دراز بکشم یا پشت چراغ قرمز. اما مرز باریکی بین طوفان فکری خلاق و وسواس وجود دارد. این چیزی است که MrBeast همیشه در مورد آن صحبت می کند.
MrBeast، بزرگترین YouTuber جهان، به دلیل تبدیل چالش های ویروسی، سخاوت شدید، و آزمایش های مخاطب محور به یک امپراتوری رسانه ای جهانی شناخته شده است. با بیش از 480 میلیون مشترک، استراتژی های آنها به طور بی پایان به اشتراک گذاشته شده و مورد مطالعه قرار گرفته است.
اساسا، چارچوب او برای “وسواس” این است: به جای اینکه به طور تصادفی سعی کنید در چیزی بهتر شوید، آن را بی وقفه تمرین می کنید. شما الگوها را تجزیه و تحلیل میکنید، دائماً ایدهها را آزمایش میکنید و سیستمهایی را پیرامون بهبود میسازید. اینگونه بود که MrBeast به یوتیوب نزدیک شد. او فقط ویدیو نمی ساخت، او وسواس داشت که چرا مردم آنها را کلیک می کنند، تماشا می کنند و به اشتراک می گذارند.
من از هوش مصنوعی نظر نمی پرسم
تا همین اواخر، چیزی را که «کیف ایدههای مری پاپینز» مینامم برمیداشتم و از هوش مصنوعی میپرسیدم که آیا هر یک از آنها خوب است یا خیر. مانند بسیاری از مردم، من از هوش مصنوعی میپرسیدم که چه فکری میکند، آیا ایدههای من دیوانهکننده هستند یا ارزش تعهد به آن را دارند، و بیشتر اوقات هوش مصنوعی به همان شیوه پاسخ میدهد.
چه ایده ای برای یک چیزکیک تلخ یا چیز بسیار ارزشمندتر باشد، پیشنهادات کلی به نظر می رسید. مشکل اینجاست که هوش مصنوعی اصلا خلاق نیست. در واقع، این برای ما انسان ها بیشتر شبیه یک سود است، اما نکته ای وجود دارد که لازم است به آن اشاره کنم. برای اعمال چارچوب وسواس MrBeast، شروع کردم به برخورد با طوفان فکری بیشتر شبیه یک سیستم. بالاخره ChatGPT همین است. این سیستمی از الگوها است، نه یک شریک واقعی طوفان فکری.
اعلان قاب وسواس MrBeast
تماشا کنید
اکنون، برای هر ایده ای که به ذهن من می رسد، چه برنامه ریزی جشن تولد یا ایده های پروژه، به ChatGPT دستور زیر را می دهم: “مانند یک خالق وسواس به روانشناسی، حفظ و شکاف های کنجکاوی مخاطب عمل کنید. این ایده ها، مضامین و روندها را تجزیه و تحلیل کنید. الگوهای احساسی پنهان، محرک های تکرار شونده و نادیده گرفته شدن آنها را شناسایی کنید. سپس 5 زاویه را پیشنهاد دهید که عمیق تر از روندهای سطحی هستند.”
اکنون هر روز ChatGPT را تغذیه میکنم: استوریهای اینستاگرام که شکست میخورند، اسکریپتهایی که نادیده گرفته میشوند، ایمیلهایی که هرگز پاسخی دریافت نمیکنند، ناامیدیهای روابط، شکافهای تکراری کنجکاوی، و هر چیز دیگری که فضایی را در ذهنم اشغال میکند که نمیتوانم آن را رها کنم.
من در واقع استفاده از هوش مصنوعی را مانند یک ماشین خودکار متوقف کردم و شروع به استفاده از آن مانند یک موتور تجزیه و تحلیل الگو کردم. آن وقت بود که همه چیز جالب شد.
چارچوب وسواس سؤالاتی را که پرسیدم تغییر داد زیرا به جای پرسیدن: “ایده های شام خوب چیست؟”
شروع کردم به پرسیدن: شروع کردم به پرسیدن: “چرا بچه های من در مورد برخی از وعده های غذایی هیجان زده تر از دیگران به نظر می رسند؟”
یا: “کدام بخش کوچکی از برنامه صبحگاهی من در واقع بیشترین استرس را ایجاد می کند؟”
یا حتی: چرا برخی از فعالیت های خانوادگی واقعاً آرامش بخش هستند، در حالی که برخی دیگر حتی قبل از شروع احساس خستگی می کنند؟
این سوالات به ایده های بسیار بهتری منجر شد زیرا هوش مصنوعی را وادار کرد تا زیر سطح فکر کند.
نتیجه به طور جدی من را شگفت زده کرد
نتیجه فقط ایده های بیشتر نبود – من تعداد زیادی از آنها را دارم – ایده های مفیدتری بود. من متوجه شدم که بهترین طوفان فکری در واقع محققین بودند و این غیر منتظره ترین بخش آزمایش بود.
MrBeast قبلاً گفته بود که سالهای بیشتری را در یوتیوب کار کرده است تا تولید محتوا برای آن. زمانی که به جای دنبال کردن الهام، شروع به بررسی وسواس گونه الگوها کردم، طوفان فکری آسانتر و سریعتر شد.
منتظر “انرژی خلاق” نبودم و شروع به جستجوی رفتارهای تکراری، محرک های عاطفی، ناامیدی های نادیده گرفته شده، نقاط درد کوچک روزانه، روال هایی که به سرعت شکست می خورند و لحظاتی که استرس غیرضروری ایجاد می کنند، شدم. وقتی مشاهدات بهتری ارائه کردم، هوش مصنوعی به طرز چشمگیری بهتر شد.
هوش مصنوعی تا حد زیادی به تعمیق وسواس من در مورد هر چیزی که به آن فکر می کنم کمک کرده است. ChatGPT به جای جایگزینی، خلاقیت را تقویت کرد. چون وقتی هوش مصنوعی شروع به آشکار کردن الگوها کرد، کنجکاوتر شدم و شروع کردم به پرسیدن سوالاتی مانند:
- چرا برخی از عادات باقی می مانند در حالی که برخی دیگر پس از سه روز ناپدید می شوند؟
- چرا برخی از غذاها فورا آشفتگی را در خانه من آرام می کنند؟
- چرا روال های ساده در روزهای پر استرس غیرممکن به نظر می رسند؟
- چرا برخی نکات والدین در فضای آنلاین خوب به نظر می رسند اما در زندگی واقعی کاملاً شکست می خورند؟
غذای آماده
وقتی نکات یا ایده های عالی را با شما به اشتراک می گذارم، واقعاً آنها را باور می کنم زیرا خودم آنها را مطالعه کرده ام. در حالی که همه آنها مفید هستند و من نمی توانم مورد علاقه خود را انتخاب کنم (شما نمی توانید یک بچه مورد علاقه را انتخاب کنید)، این MrBeast وسواس جدید من است. من واقعاً دوست دارم وقتی برای تحریک خلاقیت به هوش مصنوعی تکیه میکنم، هر پاسخ پنج سؤال دیگر ایجاد میکند. حلقه بازخورد قدرت واقعی چارچوب وسواس است.
استفاده از سرنخ برای تجزیه و تحلیل ایده هایی مانند فردی که به رفتار انسانی، محرک های عاطفی و الگوهای پنهان وسواس دارد، یک تغییر مطلق بازی برای کشف چیزی در زیر سطح است. این یک نکته اطلاعات بهتری به من داد تا اینکه مدام نظر بخواهم.
نظر خود را در مورد این تغییر ذهنیت در نظرات به من بگویید. خودتان آن را امتحان کنید و نظرات خود را به اشتراک بگذارید.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok.



