میخواستم «اودیسه» کریستوفر نولان را دوست داشته باشم اما چیزی کم بود

اوایل این هفته، با رفتن به نمایش پیش نمایش «اودیسه» کریستوفر نولان، از یک چیز مطمئن بودم: نولان نمایشی از لحاظ هنری جاه طلبانه ارائه خواهد کرد که دیگر به ندرت در هالیوود دیده می شود. مهم نیست که چقدر مشغول هر فیلم کریستوفر نولان هستم، همیشه سرسختی او را در گرفتن صدها میلیون دلار از یک استودیو بزرگ برای زنده کردن دیدگاه خاص خود تحسین کرده ام. من این شانس را داشتم که «اودیسه» را در 70 میلیمتر ببینم، و نولان تنها فیلمسازی است که میتواند یک مالتی پلکس ناشناس مانند تئاتر محلی AMC من را مجبور به نمایش فیلم در فیلم کند.
بنابراین نمی توانم بگویم که «اودیسه» من را ناامید کرد. با این حال، بر خلاف اکثر منتقدان فیلم (از جمله مالکوم مک میلان از TG)، من خیلی تعجب نمی کنم، و شک دارم که «اودیسه» تا پایان سال در لیست 10 فیلم برتر من باشد.
اما این یک تجربه کاملا رضایت بخش در فیلم است. این تجربهای است که تنها تعداد معدودی از کارگردانانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند، میتوانند داشته باشند. پس از تماشای «روز افشا»، یکی دیگر از پروژههای پرشور استیون اسپیلبرگ که در مقیاس بزرگ تولید شد، همین احساس را داشتم. من این فیلم را دوست نداشتم، اما از وجود آن سپاسگزارم.
«اودیسه» تنها با داستان آشنای خود می تواند کارهای زیادی انجام دهد
به استثنای آثار ویلیام شکسپیر، به سختی می توان اثری را در ادبیات جهان یافت که به اندازه اسطوره های یونان باستان اقتباس و بازگویی شده باشد. نولان با فیلمهای بتمن خود استعداد در تفسیر اساطیر مدرن را نشان داده است، اما تنها تنوع بسیار زیادی وجود دارد که میتوان برای چنین نمادهای به یاد ماندنی اعمال کرد، و این در مورد ادیسه به همان اندازه که در مورد بتمن صادق است. همانطور که در بتمن، نولان بر درد درونی شخصیت اصلی تمرکز می کند، اما «اودیسه» بیشتر یک مجموعه است تا فیلم های بتمن نولان.
تماشا کنید
مت دیمون در نقش اودیسه، قهرمان جنگ تروا، که برای پیوستن به همسرش پنهلوپه (آن هاتاوی) و پسرش تلماچوس (تام هالند) سفری چند دههای را آغاز میکند تا به ایتاکا بازگردد، نقشآفرینی قوی، اگر چه گاهی بیش از حد سختافزاری میکند، ارائه میکند. این نسخه از اودیسه به خاطر اعمالش در طول نبرد بسیار جذاب است و نولان تمام تلاش خود را می کند تا معنای عاطفی بیشتری را به این داستان بزرگ خدایان و ارتش ها بیاورد. دیمون اودیسه را به عنوان مردی به تصویر می کشد که با احساس گناه به خاطر اعمالش در طول جنگ، شکست هایش به عنوان یک رهبر در سفر به ایتاکا و کمبودهایش به عنوان یک شوهر و پدر دست و پنجه نرم می کند.
اما فیلم تا حدودی از این نگرانی دور می ماند، و همین امر در مورد آمیخته ای از خشم و اشتیاق که پنه لوپه و تله ماکوس نسبت به مردی که نزدیک به دو دهه از زندگی خود گم شده است، صدق می کند. نولان با داستان در شعر حماسی منسوب به هومر کمی آزادی عمل می کند، اما هنوز هم به خط مقدم می رسد، و آن ضربات داستانی آشنا بر تعاملات واقعاً تأثیرگذار بین شخصیت ها ارجحیت دارد.
عظمت طاقت فرسا «ادیسه» بیش از اندازه کافی است
کارت عنوان آغازین، صحنه را به عنوان «زمان جادوی ظاهری» توصیف میکند، و نولان نیروهای کیهانی را که هم به نفع اودیسه و هم علیه اودیسه هستند، کم اهمیت جلوه میدهد. فقط مستقیما آتنا (زندایا)، یکی از اعضای پانتئون یونانی را در قالب یک زن جوان خوش زبان که در رؤیاها به اودیسه ظاهر می شود، به تصویر می کشد. اما این بدان معنا نیست که «ادیسه» برداشتی کاملاً طبیعت گرایانه از تاریخ باستان است و عناصر فانتزی آن برجسته ترین حماسه تقریباً سه ساعته را تشکیل می دهند.
سامانتا مورتون در نقش جادوگر سیرس که برخی از مردان اودیسه را در صحنهای واقعاً وحشتناک به خوک تبدیل میکند، هم ترسناک و هم دوستداشتنی است. هر دو سیکلوپ غول پیکر پولیفموس و هیولای دریایی Charybdis شاهکارهای شگفت انگیزی از جلوه های ویژه هستند و نولان وحشتی را که اودیسه و مردانش هنگام مواجهه با آنها احساس می کردند، منتقل می کند. اینها تصاویر گاه خنده دار خدایان و هیولاها در فیلم های قدیمی مانند «برخورد تایتان ها» یا «جیسون و آرگونات ها» نیستند. آنها موجودات لمسی هستند که تهدیدهای واقعی و فوری را نشان می دهند که بیننده می تواند احساس کند.
فیلمهای نولان مورد علاقهام داستانهای کوتاهتری مانند «یادگار»، «پرستیژ» و «آغاز» هستند، بنابراین خوشحال میشوم اگر «ادیسه» بیشتر به سمت فانتزیهای ماوراء طبیعی متمایل شود. با توجه به اینکه کل فیلم با دوربین های IMAX فیلمبرداری شده است، لحظات نمایشی بصری جذاب ترین هستند، و در حالی که من از شیطان ناله رابرت پتینسون به اندازه آنتینوس خواستگار لوس پنه لوپه لذت بردم، از صحنه های اکشن بیشتر و کمتر دندان قروچه خوشحال می شدم.
اما در نهایت مهمترین چیز این بود که نولان میتوانست داستانی را که میخواست تعریف کند، تعریف کند و من ترجیح میدهم دید او را به طور کامل تحقق بخشد تا نوعی سازش استودیویی. خوشحال بودم که سه ساعت در تئاتر نشستم و «اودیسه» را که در 70 میلیمتر باز میشود تماشا کردم. آیا قرار است 50 دلار خرج کنم تا دوباره آن را ببینم، این بار در خالص ترین شکل آن در IMAX 70 میلی متری؟ نه، اما برای هر کسی که آن را می خواهد، بدون شک این تجربه ارزش وقت، هزینه و تلاش را دارد.
«اودیسه» اکنون در سینماها اکران می شود
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و Tom’s Guide Entertainment را دنبال کنید tiktok و اینستاگرام.



