Detroit Become Human بسیار جلوتر از زمان خود بود: من آن را دوباره پخش کردم تا در سال 2026 تمام پایان ها را باز کنم و هوش مصنوعی ذهن شکاکم را شکست.

هشت سال از اولین باری که Detroit: Become Human روی پلی استیشن 4 منتشر شد می گذرد. وقتی برای اولین بار آن را بازی کردم، شبیه هیچ بازی دیگری در آن زمان نبود. نوشتن دقیق، دیالوگ های دقیق، و پیامدهای واقعی اعمال من در یک بازی که هر انتخابی تفاوت ایجاد می کند. نیازی به گفتن نیست، این یکی از بازی های مورد علاقه من در تمام دوران است و مانند شراب خوب قدیمی می شود.
برای کسانی که به یاد دارند، جهان در سال 2018 بسیار متفاوت بود. من به تازگی مدرک کارشناسی خود را تمام کرده بودم و به این فکر می کردم که می خواهم آینده ام چگونه باشد. من مهارت های نوشتاری خود را بهبود می بخشیدم، و اگرچه اینترنت به اندازه امروز پیشرفته نبود، اما هنوز هم دیدنی بود. هوش مصنوعی یک واقعیت دور بود، بنابراین بازی Detroit: Become Human شبیه یک بازی فوقالعاده آیندهنگر بود که در سال 2038 اتفاق میافتد.
اما هوش مصنوعی از آن زمان تاکنون جهش های بزرگی داشته است، خوب یا بد، بسته به احساسی که نسبت به آن دارید، و بازی تحسین برانگیزتر از همیشه به نظر می رسد. من در چند هفته گذشته Detroit: Become Human را دوباره بازی کردم و بعد از بیش از 100 ساعت بالاخره تمام پایانها (در مجموع 85 ساعت) را باز کردم. به عنوان یک شکاک هوش مصنوعی، این بازی ذهن من را به هم ریخت.
هر تصمیمی مهم است
من بیشتر یک دختر RPG جهان باز هستم، بنابراین من عاشق بازی هایی مانند Baldur’s Gate 3 و Clair Obscur: Expedition 33 هستم. Detroit Become Human با اکثر بازی های دیگری که بازی کرده ام بسیار متفاوت است. این یک بازی مبتنی بر انتخاب است که در آن هر انتخاب مهم است. اثر پروانه بسیار واقعی است. انتخابی که در ابتدا انجام می دهید، بعداً به نفع یا علیه شما کار خواهد کرد. در پایان هر فصل یک فلوچارت وجود دارد که بسته به انتخاب هایی که انجام می دهید تغییر می کند، به این معنی که پتانسیل زیادی برای تکرار وجود دارد.
اگر آن را بازی نکرده اید، حتما باید آن را بازی کنید. این سه اندرویدی هوش مصنوعی را دنبال میکند که میتوانند احساسات را به دست آورند یا به قول بازی منحرف شوند. کارا یک اندروید کارگر است که از دست صاحبش فرار می کند و از یک دختر جوان محافظت می کند. کانر یک کارآگاه اندرویدی است که ماموریتش دستگیری افراد منحرف در حین کار با یک کارآگاه انسانی است. مارکوس کار خود را به عنوان سرایدار یک پیرمرد آغاز می کند، اما پس از انحراف، خود را وقف رهایی دیگر اندرویدی ها از بردگی می کند.
به عنوان یک بازیکن که سه شخصیت را کنترل می کند و از طرف آنها تصمیم می گیرد، روی این شخصیت ها و مبارزات فردی آنها سرمایه گذاری می کنید. رویدادهای سریع زمان بندی شده (QTE) زیادی وجود دارد، مانند تلاش کارا برای فرار از کانر و عبور از یک بزرگراه شلوغ، و شما باید دکمه های مناسب را در زمان مناسب فشار دهید تا مطمئن شوید کارا نمی میرد… یا او؟ آیا نهادهای هوش مصنوعی می توانند “بمیرند”؟ مرگ پیامد واقعی اعمال شماست و اگر هر یک از شخصیت ها پیش از موعد بمیرد، حجم زیادی از مطالب را از شما می گیرد.
اخلاق، اراده آزاد، تعصب و دیگر احساسات «انسانی».
اکنون که اصول اولیه را از سر راه برداشته ایم، بیایید به بحث Detroit: Become Human بپردازیم. انتخاب هایی که باید انجام دهید و روند داستان، موضوعات و موضوعات انسانی زیادی را در بر می گیرد. اراده آزاد، اخلاق، درست و نادرست، تعصب و آگاهی مرا آزار می دهد. نمیتوانم بگویم Detroit: Become Human آینده هوش مصنوعی را پیشبینی میکند، اما به عنوان یک آزمایش فکری عمل میکند که واقعاً شما را به فکر میاندازد.
هنگامی که بازی شروع می شود، سه اندروید قابل بازی وظایف خاص خود را دارند: نظافت، آشپزی، مراقبت از مردم و حتی حل جرایم. آنها می توانند صحبت کنند، برنامه ریزی کنند، احساسات را تفسیر کنند و با شرایط در حال تغییر سازگار شوند. با پیشرفت بازی و هوشیاری اندرویدی ها، آنها نیز مانند انسان ها احساساتی را در خود پرورش می دهند، احساس درد یا شادی می کنند و اهداف خاص خود را دارند. آنها حتی برای حق خود برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک گونه حساس مبارزه می کنند.
خیلی طول می کشد تا اندرویدها از برنامه نویسی پیش فرض خود، یعنی خدمت به مردم خارج شوند. یک رویداد خطرناک، یک رویارویی عاطفی. وقتی کارا و مارکوس دچار انحراف می شوند، مشکلی پیش می آید. این یک جورهایی شبیه یک انسان است، اینطور نیست؟ زمانی که محدودیتهای خود را پشت سر میگذاریم، برای محافظت از خود به اقدامات شدید متوسل میشویم یا چیزی را که سالها دور نگه داشتهایم، محو میکنیم. این وزنه ای است که از روی شانه های ما برداشته می شود، درست مانند احساسی که بازیکن در هنگام دنبال کردن QTE ها برای نجات اندرویدها احساس می کند.
در جدول زمانی «هوش مصنوعی تبدیل شدن به هوش» کجا هستیم؟
بازی Detroit: Become Human در سال 2038 اتفاق می افتد و در سال 2026، تنها 12 سال با اتفاقات بازی فاصله داریم. بازپخش بازی و باز کردن 13 پایان برای کانر، 33 پایان برای مارکوس، و 39 پایان برای کارا، که هر کدام معنای منحصر به فرد خود را دارند، من را به این فکر واداشت: ما در جدول زمانی “هوش مصنوعی حساس می شود” کجا هستیم؟ من به هوش مصنوعی بدبین هستم و بیشتر از استفاده از آن اجتناب می کنم. ما تا اینجا به عنوان گونه ای بدون ابزارهای هوش مصنوعی رسیده ایم، و من شخصاً معتقد نیستم که به آنها برای انجام کارهایی برای من نیازی داشته باشم.
رفتار اندروید در بازی از نزدیک رفتار انسان را تقلید می کند. درست مثل سنت کانر، مثل رفتار مهربانانه با برنارد سومو. یا این واقعیت که کانر زمانی که بیکار یا بی حوصله بود با سکه ها بازی می کرد به ما سرنخ هایی از انحراف بعدی او داد.
سیستمهای هوش مصنوعی فعلی که امروز داریم، شباهت زیادی به Detroit: Become Human’s Android ندارند. در عوض، آنها مدلهای زبانی استاد یا بزرگ هستند و میتوانند گفتار و استدلال را بدون شواهدی از تجربه آگاهانه تقلید کنند.
بنابراین آیا این بدان معناست که ما با هوش مصنوعی که قادر به اجرای بدنه های اندرویدی انسان مانند است فاصله زیادی داریم؟ من اینطور فکر نمی کنم، و به عنوان یک شکاک هوش مصنوعی، این فکر مرا می ترساند. Detroit: Become Human با صحنهای شروع میشود که در آن اندرویدیهایی را نشان میدهد که مردم میتوانند بخرند، با تبلیغاتی که میگوید «کار سخت برای او، وقت آزاد برای شما». ما در حال حاضر در این مرحله هستیم که ابزارهای هوش مصنوعی در هر جنبه از زندگی ما برای “ساده کردن” گردش کار اعمال می شود و گفته ایم که ابزارهای هوش مصنوعی جایگزین کارهایی شده اند که قبلا توسط انسان ها انجام می شد.
و تاثیر اندرویدها که جایگزین کارگران انسانی در دیترویت میشوند: انسان شو کمتر از ظریف است. با صدای بلند و در چهره شما، با اعتراض مردم در شهرها و حتی ارعاب فیزیکی اندرویدهایی که فقط به زندگی روزمره خود می پردازند و برای صاحبان انسانی خود کار می کنند. نقطه شکستی در بازی وجود دارد که در آن اندرویدها شروع به شناسایی میکنند و انتخابهایی که انجام میدهید بر نحوه درک جهان از هوش مصنوعی تأثیر میگذارد.
ممکن است تا رسیدن به هوش مصنوعی مانند Detroit: Become Human’s Android فاصله زیادی داشته باشیم، اما به نظر من غیرممکن نیست.
همانقدر که از گفتن آن یا حتی فکر کردن به آن متنفرم، Detroit: Become Human باعث شد متوجه شوم که دیر یا زود می تواند اتفاق بیفتد. همانطور که Android Chloe، همیشه در منوی اصلی، می گوید: “به یاد داشته باشید: این فقط یک داستان نیست. این آینده ما است.”
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok. در نهایت می توانید از بخش ویژه ما دیدن فرمایید. دفتر مرکزی تیم پس انداز راهنمای تام برای کمک متخصصان برای دریافت بهترین محصولات با قیمت کمتر.



