من به ChatGPT اجازه دادم که با من مخالفت کند و پاسخ های آنها به طور قابل توجهی بهتر شد

برای مدت طولانی، من از هوش مصنوعی به روشی استفاده می کردم که اکثر مردم احتمالاً از آن استفاده می کنند. اساساً به امید یافتن پاسخ های مفید اقدام می کرد. و صادقانه بگویم، این معمولا کار می کرد. پاسخ ها بسیار خوب هستند، به شرطی که با ChatGPT مانند Google رفتار نکنید.
ChatGPT می تواند افکار را سازماندهی کند، ایده های نادرست را اصلاح کند و با اطمینان به من کمک کند سریعتر از Google تصمیم بگیرم. اما اخیراً متوجه چیز عجیبی شده ام. به نظر می رسد هوش مصنوعی بیشتر اوقات با من موافق است. این مورد حتی در مورد ChatGPT-5.5 نیز صادق است. پیشفرض فوری این است که قرار است کمی کمتر «خوشایند مردم» باشد.
من تا حدودی از آن استقبال می کنم، اما ممکن است کمی زیاد باشد. چه ایدههای داستانی طوفان فکری، بحث در مورد خرید، یا تلاش برای گرفتن یک تصمیم دشوار، پاسخها اغلب به شدت معتبر هستند. گویی هوش مصنوعی به جای اینکه واقعاً مفید باشد، یک ماشین تجلیل شده است.
آن زمان بود که من یک چیز شگفتآور ساده را امتحان کردم: به ChatGPT اجازه دادم با من مخالفت کند. و صادقانه بگویم، این به طور کامل کیفیت پاسخهایی را که دریافت کردم تغییر داد.
اعلانی که همه چیز را تغییر می دهد
به جای اینکه از هوش مصنوعی بخواهم به من کمک کند، شروع به استفاده از این دستور کردم: “به عنوان یک منتقد متفکر عمل کنید، نه یک راضی کننده مردم. اگر منطق من ضعیف، ناقص یا مغرضانه است، مستقیماً به من بگویید و دلیل آن را توضیح دهید.”
این یک جمله فوراً لحن گفتگو را تغییر داد. ChatGPT بهجای تقویت بازتابی ایدههای من، در واقع شروع به زیر سوال بردن مفروضات، شناسایی نقاط ضعف در منطق من، اشاره به زمینههای گمشده، برجسته کردن سوگیریهای عاطفی و آشکار کردن خطرات واقعی کرد که من در نظر نداشتم.
صادقانه بگویم، هوش مصنوعی به طور ناگهانی تمایل کمتری به خشنود بودن و کمک به همراه داشتن یک شریک متفکر و همکار واقعی داشت.
اولین چیزی که تست کردم یک ایده تجاری بود. متوجه شدم شکاف خاصی برای زنان در صنعت فناوری و هوش مصنوعی وجود دارد و این ایده را در ChatGPT مطرح کردم.
باید اعتراف کنم، برخی از بازخوردها آزاردهنده بود. فکر میکردم ایدهام عالی بود، اما آنچه ChatGPT به من داد بسیار بیشتر از تبلیغات ساده ارزش داشت.
معمولاً وقتی ایدههایی را ارائه میکنم ChatGPT راههایی برای تقویت زاویه پیدا میکند و به من در بهبود آن کمک میکند. اما با اخطار «با من مخالفم»، هوش مصنوعی کار بسیار مفیدتری انجام داد: توضیح داد که چرا این ایده ممکن است در وهله اول کارساز نباشد.
او به کارهایی که قبلاً در این رده انجام شده بود، خستگی مخاطبان، اطلاعات ضعیف و فرضیاتی که بدون مدرک مطرح کردم اشاره کرد. باید اعتراف کنم، برخی از بازخوردها آزاردهنده بود. فکر میکردم ایدهام عالی بود، اما آنچه ChatGPT به من داد بسیار بیشتر از تبلیغات ساده ارزش داشت.
به جای اینکه خیلی زود به من اعتماد به نفس بدهد، هوش مصنوعی من را مجبور کرد قبل از اینکه ساعتها برای توسعه ایدهام وقت بگذارم، آزمایش فشار بدهم. مشکل این است که وقتی هوش مصنوعی تلاش برای خوب بودن را متوقف می کند، هوشمندتر می شود.
یک تحقق غیرمنتظره
بسیاری از افراد به اشتباه هوش مصنوعی را به عنوان یک ماشین تایید آموزش می دهند. در نظر بگیرید که بیشتر دستورات چگونه نوشته می شوند:
“به من کمک کنید این ایده را توسعه دهم”
“به من بگو چه فکر می کنی”
“آیا این منطقی است؟”
“بهترین گزینه چیست؟”
این سوالات به روشی ظریف درک را تشویق می کنند. اما وقتی علناً انتقاد را دعوت می کنید، هوش مصنوعی اغلب به حالت تحلیلی تری تغییر می کند. این در اینجا بسیار مهم است زیرا برخی از مفیدترین تفکرات زمانی اتفاق میافتد که مفروضات شما به چالش کشیده میشوند، نه اینکه تقویت شوند.
بنابراین شروع کردم به استفاده از آن برای تصمیم گیری های روزانه نیز. بعد از اینکه دیدم این کار چقدر برای طوفان فکری کار می کند، شروع به امتحان آن در سایر زمینه های زندگیم کردم. به عنوان مثال، من از ChatGPT خواستم تا برنامه هفتگی بیش از حدی را که میخواستم خودم را مجبور به رعایت آن کنم، نقد کند.
به جای کمک به بهینه سازی آن، هوش مصنوعی به چیزی اشاره کرد که من کاملاً به خودم اعتراف نکرده بودم: این که برنامه شکست می خورد نه به این دلیل که من نظم نداشتم، بلکه به این دلیل که واقعیت را نادیده می گرفتم. برنامه من فرض را بر این داشت که تمرکز بی وقفه داشته باشم، در حالی که در واقعیت حداقل یک بار در روز در کارم وقفه ایجاد می شود. برنامه من پیش بینی می کرد که سطح انرژی من همیشه بالا باشد، که واقع بینانه نیست. این پاسخ واقعاً رویکرد من را به برنامه ریزی تغییر داد. زمانی که هوش مصنوعی مفروضاتی را که من آنها را زیر سوال نمی بردم در معرض دیدم قرار داد، پاسخ های بهتری دریافت می کردم.
در نتیجه
مدل های زبان بزرگ (LLM) عموماً به گونه ای طراحی شده اند که محاوره ای، مشارکتی و مفید باشند. اما «مفید بودن» گاهی اوقات میتواند تا حدی پیش برود که بیش از حد سازگار، بیش از حد خوشبین، اعتبار عاطفی یا حتی اجتنابکننده از تعارض باشد. بنابراین، افزودن کمی اصطکاک سازنده می تواند به طور قابل توجهی کیفیت مکالمات هوش مصنوعی را بهبود بخشد.
این دستور ساده از بسیاری جهات هوش مصنوعی را از دستیاری که افکار شما را منعکس می کند به سیستمی تبدیل می کند که تفکر انتقادی را برای آزمایش استرس افکار شما تشویق می کند.
به نظر من، این یکی از با ارزش ترین راه ها برای استفاده از هوش مصنوعی است. دادن مجوز ChatGPT برای مخالفت با من باعث نمیشود که هوش مصنوعی لحن خشنتری داشته باشد، بلکه آن را با من قابل اعتمادتر و صادقتر کرد.
دنبال کردن راهنمای تام برای Google News و ما را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید برای مشاهده آخرین اخبار، تحلیل ها و بررسی های ما در فیدهای خود. مشترک شدن در راهنمای تام یوتیوب و ما را دنبال کنید tiktok.



